طنزهای ژورنالیستی و تاریخ مصرف دار را كتاب نكنید
تاریخ ارسال : 1393/04/11
طلایی، احمدی و قدیمی از طنزپردازان جوان كشور، معتقدند برگزاری جشنواره ها محفلی برای كشف استعدادهای تازه است. به بهانه هشتمین جشنواره طنز سوره در میزگردی به بررسی جایگاه طنز مكتوب با ایشان نشستیم كه بخش دوم آن را از نظر می گذرانید.
خبرنگار: تا چه اندازه طنزپرداز باید مخاطب اش را بشناسد، تا مخاطب در مواجهه با طنز فاخر آن را پس نزند؟
سعید طلایی: من معتقدم كه مخاطب، طنزپرداز را می سازد و طنزپرداز هم مخاطب را. این حلقه ای است كه طنزپرداز باید سعی كند سطح مخاطب را بسنجد و در ارتقای سطح فكری او تلاش كند. تصور كنید، برنامه ای همانند "خنده بازار" از رسانه ملی پخش می شود و مورد اقبال مخاطبان قرار می گیرد سطح توقع مخاطب را در یك جایی نگه می دارد. وقتی از آنان پرسیده می شود نظرتان در مورد طنز خنده بازار چیست؟ در جواب می گویند همین كه برنامه ای ما را شاد می كند و لبخند بر لبان ما می آورد، كافی است. با این اوصاف طنزپرداز در درجه اول باید به ارتقاء سطح سلیقه مخاطب فكر كند.
نباید طنزپردازان را از مخاطبان جدا دانست، ما هم جزیی از مردم هستیم و باید سعی كنیم سلیقه آنان را بشناسیم. درست است كه بسیاری عقیده دارند جایگاه طنز نسبت به دوران قبل از خودش، وضعیت مناسب تری دارد اما با این حال دوران خوباش را طی نمی كند؛ طنز در حالت كلی دوران خوبی را سپری نمی كند.
نتوانسته ایم كسی همانند عمران صلاحی پرورش دهیم
ببینید، وقتی می گوییم چهره های طنز را نام ببرید باز هم به "منوچهر احترامی" و "عمران صلاحی" برمی خوریم، در روزگار امروز نتوانسته ایم چنین طنزپردازانی را پرورش دهیم.
من معتقدم، طنز امروز كشور ما جایگاه خوبی ندارد. همه تصور می كنند برنامه "قندپهلو" توانسته این جایگاه را ارتقاء دهد، اما این برنامه، طنز نیست بلكه شعر فكاهه است وقتی برنامه قندپهلو از ما می خواهد كه - این عكس را ببینید و در مورد این عكس یك جمله طنز بنویسید- و یا -جای خالی را با كلمات طنزآمیز پر كنید- مسلما با پر كردن جای خالی طنز فاخر ساخته نمی شود. این برنامه به نوعی شعر طنز را به مردم معرفی می كند.
خبرنگار: با توجه به اینكه حوزه هنری یكی از متولیان فرهنگی در جامعه محسوب می شود و جشنواره ای در زمینه طنز به عنوان طنز سوره برگزار می كند، درباره برگزاری چنین جشنواره هایی نظرتان چیست؟ آیا تاثیری در روند ارتقاء جایگاه طنز یا طنزپردازان دارد؟
صابر قدیمی: جشنواره ها و جلسات طنز همانند عرضه مستقیم می مانند. در جشنواره به دلیل حضور مخاطب، طنزپرداز وقتی اثر خود را می خواند بازخوردها را مستقیم مشاهده می كند كه آیا اثرش مورد استقبال قرار گرفته است یا خیر. حتی اگر گفتمان و دیالوگی بین مخاطب و طنزپرداز هم رد و بدل نشود، از نوع رفتار و برخورد مخاطب می توان متوجه شد كه عكس العمل آنان در مقابل نوع طنز چیست. هر چه قدر این نوع تعامل مستقیم بین طنزپرداز و مخاطب بیشتر باشد، می توان به نقطه اشتراك بهتری برسیم.
جشنواره ها هم بالطبع می توانند، تاثیر گذار باشند. البته این تاثیرات می تواند هم مثبت و هم منفی باشد. مانند یك صنعت ادبی عمل می كند همان طور كه می تواند برای تقویت یك اثر هنری مثمر ثمر باشد می تواند دچار ضعف و واپس زدگی اثر شود. معتقدم اگر جشنواره ها ساز و كار خوبی را طراحی كنند، اهداف خوب و بلند مدتی را داشته باشند، برنامهریزی مدون و با نظمی را طی كنند و درصدد تحقق این اهداف برآیند، قطعا برگزاری جشنواره ها مفید خواهند بود.
روح الله احمدی: در كنار برگزاری جشنواره ها می خواهم به طنزپردازان شهرستانی اشاره كنم، كه البته برگزاری این نوع جشنواره ها برای طنزپردازان شهرستانی مقدمه ای برای ارائه آثار آنان است. زیرا این نوع محافل می تواند برای آنان راهگشا باشد.
هنرمندان خوبی در استان ها هستند كه استعداد بالایی دارند اما كسی نیست تا آنان را به جامعه هنری معرفی كند، ما باید داخل شهرستان ها افرادی با مدیریت اجرایی قوی داشته باشیم تا استعدادها را شناسایی كند.
جشنواره ها محملی برای كشف استعدادها هستند
سعید طلایی: طبیعتا منكر برگزاری جشنواره ها نیستم، اما به نظر من جشنواره محل ارائه آثار نیست، ما ماهیانه جلسات طنز داریم كه مخاطبان زیادی هم دارد، طنزپردازان آثار خود را هر ماه می خوانند پس قرار نیست در جشنواره ها اتفاقات تازه ای بیفتند، مهم ترین امتیاز مثبت جشنواره ها كشف استعدادهاست، یعنی اینكه طنزپردازان شهرستانی در این نوع جشنواره ها شركت می كنند و مقام هم كسب می كنند این نشان از استعداد بالای آنان است.
نقدی هم كه می توان از نوع برگزاری جشنواره داشت در این است كه چرا جشنواره را از سالانه به دو سالانه تبدیل كرده اند، هر چه قدر هم با محدویت مالی مواجه باشند نباید اجازه بدهیم چنین اتفاقی بیفتد، اگر شده جوایز كمتری را اختصاص دهیم، باید این گردهمایی را سالیانه برگزار كنیم و اجازه بدهیم طنزپردازان شهرستانی به بهانه طنز مكتوب به تهران بیایند و استعدادهایشان را در معرض نمایش عموم قرار دهند.
به این صحبت هایم پایبندم كه طنز در شهرستان ها مهجور مانده است و باید به آنها هم رسیدگی شود.
خبرنگار: معضلی كه در طنز وجود دارد این است كه خیلی از طنزپردازان طنزهای تاریخ مصرف دار می گویند كه شاید برای آیندگان مفید نباشد یا حتی این نوع طنز برای مردم تا چند ماه جذابیت داشته باشد و بعد فراموش شود، چرا طنز پردازان به سمت این نوع طنزهای ژورنالیستی رفته اند؟
طنزهای تاریخ مصرف دار هم در زمان خود موثراند
سعید طلایی: این حرف شما را كاملا قبول ندارم، بالاخره طنزپرداز وظیفه اش این است، كه مشكلات جامعه را به گونه ای بیان كند تا تلنگری به مسئولانی كه كاری از دست شان بر می آید، زده شود. وقتی كتاب «حالا حكایت ماست» از عمران صلاحی را می خوانید، خیلی از مطالب آن كتاب برای ما جذابیت ندارد و خنده دار نیست، نمی توان دیگر با آن ارتباط برقرار كرد. وقتی تحقیق كنید متوجه خواهید شد كه این طنز برای دوران خودش گفته شده و در آن زمان هم تاثیرات خودش را گذاشته است.
به این شكل نیست، كه بگوییم كه موضوعات تاریخ مصرف دار خوب نیستند، اتفاقا این نوع طنزها در زمان خودش خوب است و نتیجه هم می دهد.
وقتی به طنزپرداز می گویند سالن باید از خنده منفجر شود، چه توقعی از طنزپرداز می توان داشت
روح الله احمدی: نمی توان در مورد این موضوعات به راحتی اظهار نظر كرد، باید مسائل را از هم تفكیك كرد. به عنوان مثال: آثار طنز با فاكتورهای مناسب هنری و مناسب را باید چاپ كرد تا برای آیندگان باقی بماند. اما طنزهایی كه در برنامه ای مانند؛ «پا تو كفش اخبار» مطرح می شود، كارشان این است كه به طنزهای روز بپردازند و اتفاقا با تاریخ مصرف. ما طنز مطبوعاتی هم داریم كه در دنیای اكنون لازم است و نمی توان آن را كنار گذاشت.
البته تمام تقصیرها را نباید به گردن طنزپرداز بیندازیم. وقتی من را به جلسه ای دعوت می كنند و یا می گویند محفل طنز هفتگی برگزار كنیم و مسئول یا مدیر اجرایی آن می گوید می خواهم سالن از خنده منفجر شود این نگاه یك متولی فرهنگی است و مقصر طنزپرداز نیست.
سعید طلایی: البته یك مشكل اساسی هم وجود داردكه خیلی ها تصور می كنند هر چیزی كه نوشته اند را باید كتاب بكنند. خیلی از طنزهای موجود طنز مطبوعاتی است كه باید در رادیو مطرح شود تا مسئول یا مدیر اجرایی مربوطه بشنود و تمام شود و راه حلی برای معضلات بیابند. یا طنزی كه در هفته نامه نوشته می شود نباید دیگر كتاب شود. باید به آنان گفت: طنزهای مطبوعاتی را كتاب نكنید.
