«حوض نقاشی» پراختن به سبك زندگی ایرانی و اسلامی از جنس واقعیت است
تاریخ ارسال : 1393/07/05
محمدی معتقد است، پرداختن به سبك زندگی ایرانی و اسلامی باید از جنس واقعیت باشد، یعنی نه بخواهیم آن را غیر از آنچه كه هست بسیار مثبت ترسیم كنیم نه این كه از خانواده تصویری سیاه ارائه دهیم.
به گزارش پایگاه خبری حوزه هنری، منوچهر محمدی تهیه كننده سینما ابتدای سخنان خود درباره تشهباتی كه «حوض نقاشی» با فیلم «من سم هستم» دارد، بیان كرد: من تا حدودی از این فیلم كه سال ۲۰۰۱ ساخته شد الهام گرفتهام؛ فیلمی خوب كه جزو معدود آثار هالیوودی است كه دغدغه گیشه ندارد و به مضامین مورد نظرش میپردازد و مسائل انسانی انگیزه ساخت آن است. در این میان ما سعی كردیم كه فضای فیلم را ایرانی كنیم، چون در «من سم هستم» چالش میان پدری با سازمانی كه میخواهد تكفل بچه را از وی بگیرد ترسیم میشود، اما در فیلم ما چون چنین سازمانهایی وجود ندارد چالش میان پدر و مادر با فرزند موضوع اصلی فیلم میشود.
وی در پاسخ به این سؤال كه چرا وی با كارگردانهای مختلف كار میكند و انتخاب مازیار میری برای ساخت «حوض نقاشی» بر چه اساسی بود، گفت: وقتی تهیه كنندهای تنها با یك كارگردان خاص كار میكند این امكان از وی گرفته میشود كه بتواند برخی ایدهها را خلق كند و به همین دلیل در كارهایم سعی میكنم كه برای هر اثر فیلم سازی انتخاب كنم كه به آن سوژه و پیام باور داشته باشد. البته این نگرش من در كارهایم بدین معنا نیست كه كارگردانی كه قبلا با وی كار كردهام از عهده ساخت كار بعدی ناتوان است، بلكه این تجربه اندوزی با كارگردانی متفاوت است كه این گوناگونی را سبب میشود.
این تهیه كننده ادامه داد: در ضمن برخی قضاوتهای نادرست درباره كارگردانهای خاص سبب شده كه من كارگردانهای مختلفی را برای كار كردن انتخاب كنم. منظورم از این گفته نیز این است كه متاسفانه در سینمای ما تا یك فیلم ساز یك یا دو فیلم در یك ژانر میسازد به گونهای با وی برخورد میشود كه انگار او تنها در آن ژانر قادر به كار كردن است. درباره مازیار میری نیز چنین شرایطی حاكم بود، چون بعد از فیلم «سعادت آباد» این تصور ایجاد شده بود كه وی تنها این گونه فیلم سازی میكند، اما «حوض نقاشی» نشان داد كه وی توان كار كردن در ملودرام خانوادگی را هم داراست. این نكته را هم بگویم كه میری انتخاب اولم برای این كار بود كه خوشبختانه امكان همكاری با وی فراهم شد.
محمدی در پاسخ به این سؤال كه در این فیلم از پرداختهای اغراقآمیز پرهیز شده است، تصریح كرد: مسئله ما در «حوض نقاشی» این نبود كه تماشاگر را متأثر كنیم، بلكه میخواستیم رفتار عاشقانه و پاكی را ترسیم كنیم كه در این خانواده وجود داشت. در این خصوص نیز ضرورت بسیاری احساس میكردیم چون میدیدم نبودن رابطههایی عمیق در خانواده سبب شده كه زوجین نتوانند حرف دیگر را بفهمند و همین مسئله نیز سبب رایج شدن طلاق در جامعه شود، بنابراین تلاش كردیم كه تمركزمان روی تصویرگری این مسائل باشد، والا به راحتی میشد كار را به یك اثر ملودرام سوزناك تبدیل كرد.
وی درباره برخی از نقدها درباره «حوض نقاشی» از جمله عدم واقعنگری در كار بیان كرد: این دسته نقدها پس از جشنواره فجر مطرح شد. در صورتی كه منتقدان به راحتی میتوانند با مراجعه به بیمارستانهایی كه چنین بیمارانی دارند به واقعی بودن چنین موضوعی پی ببرند. مطلب دیگر این كه سینما در اساس باید روی این خصیصه استوار باشد كه برای قصه خودش منطقی بسازد تا تماشاگر با پذیرش آن بر اساس منطق فیلم جلو رود. اصلی كه به شدت در سینمای جهان رایج است و گواهش فیلمهای بسیاری است كه بر این مبنا تولید شده است. برای نمونه تنها به ذكر یك مثال بسنده میكنم كه آن هم فیلم سینمایی «زندگی عجیب بنجامین باتن» است كه در آن زندگی انسانی از پیری آغاز شده و با نوزادی پایان مییابد.
این تهیه كننده در پاسخ به این سوال كه در این فیلم تا چه حد به سبك زندگی ایرانی اسلامی توجه شده است، گفت: در تمام كارهای من خانواده هسته اصلی موضوع است. چون معتقدم خانواده ایرانی به مدد فرهنگ اسلامی در خود غنایی دارد كه میتواند سبب رشد و تعالی خود شود. حتی این رونق را قادر است كه به جامعه تسری دهد. با این توضیح اگر بتوانیم در سینما موضوعات اینچنینی را به شكلی شایسته مد نظر قرار دهیم علاوه بر كار فرهنگی به سبك زندگی ایرانی اسلامی نیز پرداختهایم.
وی گفت: پرداختن به سبك زندگی ایرانی و اسلامی باید از جنس واقعیت باشد؛ یعنی نه بخواهیم آن را غیر از آنچه كه هست بسیار مثبت ترسیم كنیم نه این كه از خانواده تصویری سیاه ارائه دهیم. با این توضیح فكر میكنم «حوض نقاشی» توانسته به دستاورد خوبی در این زمینه دست یابد.
وی در پاسخ به این سؤال كه چرا وی با كارگردانهای مختلف كار میكند و انتخاب مازیار میری برای ساخت «حوض نقاشی» بر چه اساسی بود، گفت: وقتی تهیه كنندهای تنها با یك كارگردان خاص كار میكند این امكان از وی گرفته میشود كه بتواند برخی ایدهها را خلق كند و به همین دلیل در كارهایم سعی میكنم كه برای هر اثر فیلم سازی انتخاب كنم كه به آن سوژه و پیام باور داشته باشد. البته این نگرش من در كارهایم بدین معنا نیست كه كارگردانی كه قبلا با وی كار كردهام از عهده ساخت كار بعدی ناتوان است، بلكه این تجربه اندوزی با كارگردانی متفاوت است كه این گوناگونی را سبب میشود.
این تهیه كننده ادامه داد: در ضمن برخی قضاوتهای نادرست درباره كارگردانهای خاص سبب شده كه من كارگردانهای مختلفی را برای كار كردن انتخاب كنم. منظورم از این گفته نیز این است كه متاسفانه در سینمای ما تا یك فیلم ساز یك یا دو فیلم در یك ژانر میسازد به گونهای با وی برخورد میشود كه انگار او تنها در آن ژانر قادر به كار كردن است. درباره مازیار میری نیز چنین شرایطی حاكم بود، چون بعد از فیلم «سعادت آباد» این تصور ایجاد شده بود كه وی تنها این گونه فیلم سازی میكند، اما «حوض نقاشی» نشان داد كه وی توان كار كردن در ملودرام خانوادگی را هم داراست. این نكته را هم بگویم كه میری انتخاب اولم برای این كار بود كه خوشبختانه امكان همكاری با وی فراهم شد.
محمدی در پاسخ به این سؤال كه در این فیلم از پرداختهای اغراقآمیز پرهیز شده است، تصریح كرد: مسئله ما در «حوض نقاشی» این نبود كه تماشاگر را متأثر كنیم، بلكه میخواستیم رفتار عاشقانه و پاكی را ترسیم كنیم كه در این خانواده وجود داشت. در این خصوص نیز ضرورت بسیاری احساس میكردیم چون میدیدم نبودن رابطههایی عمیق در خانواده سبب شده كه زوجین نتوانند حرف دیگر را بفهمند و همین مسئله نیز سبب رایج شدن طلاق در جامعه شود، بنابراین تلاش كردیم كه تمركزمان روی تصویرگری این مسائل باشد، والا به راحتی میشد كار را به یك اثر ملودرام سوزناك تبدیل كرد.
وی درباره برخی از نقدها درباره «حوض نقاشی» از جمله عدم واقعنگری در كار بیان كرد: این دسته نقدها پس از جشنواره فجر مطرح شد. در صورتی كه منتقدان به راحتی میتوانند با مراجعه به بیمارستانهایی كه چنین بیمارانی دارند به واقعی بودن چنین موضوعی پی ببرند. مطلب دیگر این كه سینما در اساس باید روی این خصیصه استوار باشد كه برای قصه خودش منطقی بسازد تا تماشاگر با پذیرش آن بر اساس منطق فیلم جلو رود. اصلی كه به شدت در سینمای جهان رایج است و گواهش فیلمهای بسیاری است كه بر این مبنا تولید شده است. برای نمونه تنها به ذكر یك مثال بسنده میكنم كه آن هم فیلم سینمایی «زندگی عجیب بنجامین باتن» است كه در آن زندگی انسانی از پیری آغاز شده و با نوزادی پایان مییابد.
این تهیه كننده در پاسخ به این سوال كه در این فیلم تا چه حد به سبك زندگی ایرانی اسلامی توجه شده است، گفت: در تمام كارهای من خانواده هسته اصلی موضوع است. چون معتقدم خانواده ایرانی به مدد فرهنگ اسلامی در خود غنایی دارد كه میتواند سبب رشد و تعالی خود شود. حتی این رونق را قادر است كه به جامعه تسری دهد. با این توضیح اگر بتوانیم در سینما موضوعات اینچنینی را به شكلی شایسته مد نظر قرار دهیم علاوه بر كار فرهنگی به سبك زندگی ایرانی اسلامی نیز پرداختهایم.
وی گفت: پرداختن به سبك زندگی ایرانی و اسلامی باید از جنس واقعیت باشد؛ یعنی نه بخواهیم آن را غیر از آنچه كه هست بسیار مثبت ترسیم كنیم نه این كه از خانواده تصویری سیاه ارائه دهیم. با این توضیح فكر میكنم «حوض نقاشی» توانسته به دستاورد خوبی در این زمینه دست یابد.

