بازدید کننده محترم ، عملیات ثبت اثر شما در حال انجام میباشد ، ممکن است به دلیل حجم فایل شما کمی ارسال فایلها زمان بگیرد لطفا تا دریافت کد پیگیری صبر نمایید.

محمد حسین بهرامیان : بهره گيري هنر مدرن از شاخصه های سنت

تاریخ ارسال : 1391/03/06


محمدحسین بهرامیان در ارسنجان استان فارس به دنیا آمده است . قسمتی از تحصیلات خود را در شهر فارس گذرانده است . سرودن شعر را از سنین نوجوانی آغاز کرده و در این مسیر از محضر اساتید ارجمندی سود برده است. علاوه بر اشعاری که در دو حوزه کلاسیک و نو در مطبوعات و نشریات مختلف از او به چاپ رسیده است مقالاتی نیز در زمینه شعر ، داستان و نقد ادبی انتشار داده است. وي در باره ادبيات ديني يا شعر ديني معتقد است:‌« همانگونه كه برداشت واقع گرایانه از هنر و شعر برای هر كسی یك امر نسبی است، وقتی می گوییم ادبیات دینی یا شعر دینی، این مفاهیم هم بنا به درك نسبی هر كسی از دین و آیین، شكل نسبی به خود می گیرد.»
به گزارش كميته اطلاع رساني مركز امور محافل و جشنواره ها، محمدحسین بهرامیان با بیان اینكه باید ببینیم جایگاه شعر دینی یا شعر آیینی كجاست، افزود: هر قومی برداشت خاص خود را از دین دارد و این موجب می شود نوعی نسبیت در تاویل شعر آیینی بروز كند.
بهراميان اظهارداشت: در كنار این نسبیت تاویلی، عوامل دیگری در برداشت های نسبی از شعر آیینی دخیل هستند برای مثال نمادپردازی هایی كه در ادبیات رخ می دهد باعث می شود همه چیز در شعر متغییر باشد.
وی با تاكيد بر عدم تقابل هنر دینی و هنر دوران مدرن ادامه داد: اگر چه مدرنیته می خواهد شالوده سنت را به هم بریزد اما می توان شاخصه های سنت را در هنر مدرن مشاهده كرد.
بهرامیان خاطرنشان كرد: خردگرایی و پوزیتیویسم (تحصل گرایی) دنیای مدرن هیچ تضادی با اصل دین و آموزه های آن ندارد.
از اوست: «پیشنماز»
آمد درست زیر شبستان گل نشست
دربین آن جماعت مغرور شب پرست
 یک تکه آفتاب؟ نه یک تکه از بهشت...
حالا درست پشت سر من نشسته است
"چادر نماز گل گلی انداخته به سر"
افتاده از بهشت بر این ارتفاع پست
 این بیت مطلع غزلی عاشقانه نیست
این چندمین ردیف نمازی خیا لی است
گلدسته اذان و من های های های
الله اکبر و... َانَا فی کُلِّ وادِ ... مست
 سُبحانَ مَن یُمیت ُ و یُحیــــــــی و  لا ا له
ا لّا هُو ا لــَّــذی ا خَذ ا لعهْــــدَ فی ا لَسْت
سُبحان ربِّ هر چه دلم را ز من برید
سُبحان ربِّ هر چه دلم را ز من گســــست
 (یک پرده باز پشت همین بیت می کشیم
او فکر می کنیم در این پرده مانده است) و ...