بازدید کننده محترم ، عملیات ثبت اثر شما در حال انجام میباشد ، ممکن است به دلیل حجم فایل شما کمی ارسال فایلها زمان بگیرد لطفا تا دریافت کد پیگیری صبر نمایید.

سروده توران شهریاری در موضوع سلطان ایران، علی بن موسی الرضا(ع)

تاریخ ارسال : 1391/08/06

توران شهریاری شاعره برجسته زرتشتی متولد 13 آبان 1310 هجری شمسی در كرمان است.
به گزارش پایگاه خبری حوزه هنری، وی نویسندگی و سرودن شعر را از سال ۱۳۳۲ خورشیدی آغاز نمود و از همان زمان در كارهای اجتماعی، فرهنگی و ادبی حضوری فعال و گسترده داشت.
اشعار «توران شهریاری» بیشتر دارای مضامین اخلاقی، فرهنگی، اجتماعی و ملی می‌باشد كه به طور ساده و تا حد امكان روان سروده شده‌اند. اشعار «توران شهریاری» بیشتر دارای مضامین اخلاقی، فرهنگی، اجتماعی و ملی می‌باشد كه به طور ساده و تا حد امكان به فارسی روان سروده شده‌اند.وی یكی از معدود شاعران زن ایرانی است كه بهترین و بیشترین سروده‌های ملی و میهنی را درباره ایران و فرهنگ دیرینه این سرزمین، از خود به یادگار نهاده‌است و این از عشق سرشار او به ایران و فرهنگ درخشان آن سرچشمه گرفته‌است . دكتر باستانی پاریزی درباره اشعار او، در مقدمه «دیوان توران» می‌نویسد:
شعر خانم شهریاری در عین استحكام و كمال بسیار روان و در خور فهم همه طبقات سروده شده و علاوه بر جنبه‌های ادبی، حاوی مسایل روز و سرگذشت‌های اجتماعی نیز هست. مثنوی‌های كوتاه و داستان‌های كوچك ذكر شده در دیوان او حاوی نكاتی آموزشی است كه ضمنا تأثیر ادبیات گذشته ایران را نشان می‌دهد...و سرانجام اینكه خانم توران شهریاری یكی از شعرای سخن سنج و آگاه و توانای معاصر است كه سبك خود را دارد و اشعارش پیام موزون دارد و بر دل می‌نشیند.
شعر زیر را سركار خانم " توران شهریاری" (بزرگترین شاعره ی زن زرتشتی) در موضوع سلطان ایران، علی بن موسی الرضا(ع)سروده است
به مشهد سلام و به مشهد درود ............... سر آریم در خاك پاكش فرود
بر این خاك نور خدا تافته ............... رهی بر در كبریا یافته
ز دوران دیرین و عهد كهن ............... چو نور است در چشم مام وطن
بود شهری آباد در روزگار ............... «امام رضا» خفته در این دیار
هر آن كس برش برد دست نیاز ............... از این در نگردید نومید باز
غریبی كه با هر دلی آشناست ............... چو آیینه پاك ذات خداست
شفابخش درمانده‌ی دردمند ............... پناه پناهنده مستمند
امام به حق خسرو چاره ساز ............... نهد بر درش خلق روی نیاز
بسی شهریاران نام‌آفرین ............... نهادند بر خاك پاكش جبین
چو این خاك، خاك خراسان بود ........... هر آن مشكلی بهرش آسان بود