سروده ای از اسفندقه در باب عید غدیر
تاریخ ارسال : 1391/08/09
مرتضی امیری اسفندقه شاعر و معلم ادبیات- متولد 17 آبان 1345 در تهران- بزرگ شدۀ خراسان
بازوان مولایی – 1373 «ناشر: حوزه هنری»، رستاخیز حرکات – 1377 «ناشر: گلچرخ»، گزیدۀ ادبیات معاصر شماره 34 – 1378 «ناشر: کتاب نیستان»، قتیل قبله – 1380 «ناشر: ضریح آفتاب»، چین کلاغ – 1384 «ناشر: لوح زرین» و کوار – 1387 «ناشر: تکا» در زمیننه مجموعه شعرها و این شرح شرحه شرحه – 1378 (تجلی و بررسی اجمالی رمضان در ادوار شعر پارسی) «ناشر: سفیر صبح»، مکتوب شوق – 1389 (نگاهی به نامه های بیدل دهلوی) «ناشر: تکا»، سوانح اوقات – 1389 (نگاهی به احوال و آثار بیدل دهلوی) «ناشر: تکا»، انجمن صبح – 1389 (نگاهی به مخمسات بیدل دهلوی) «ناشر: تکا»، نسخۀ دل – 1389 (نگاهی به رسائل نثر بیدل دهلوی همراه با گزیده ای از رسالۀ نکات) «ناشر: تکا» در درباره ی شعر و ادبیات از جمله کتاب های این شاعر است.
صدای کیست چنین دلپذیر میآید؟
کدام چشمه به این گرمسیر میآید؟
صدای کیست که این گونه روشن و گیراست؟
که بود و کیست که از این مسیر میآید؟
چه گفته است مگر جبرییل با احمد؟
صدای کاتب و کلک دبیر میآید
خبر به روشنی روز در فضا پیچید
خبر دهید: کسی دستگیر میآید
کسی بزرگتر از آسمان و هر چه در اوست
به دستگیری طفل صغیر میآید
علی به جای محمد به انتخاب خدا
خبر دهید: بشیری به نذیر میآید
کسی که به سختی سوهان، به سختی صخره
کسی که به نرمی موج حریر میآید
کسی که مثل کسی نیست، مثل او تنهاست
کسی شبیه خودش، بینظیر میآید
خبر دهید که: دریا به چشمه خواهد ریخت
خبر دهید به یاران: غدیر میآید
به سالکان طریق شرافت و شمشیر
خبر دهید که از راه، پیر میآید
خبر دهید به یاران: دوباره از بیشه
صدای زنده یک شرزه شیر میآید
خم غدیر به دوش از کرانهها، مردی
به آبیاری خاک کویر میآید
کسی دوباره به پای یتیم میسوزد
کسی دوباره سراغ فقیر میآید
کسی حماسهتر از این حماسههای سبک
کسی که مرگ به چشمش حقیر میآید
غدیر آمد و من خواب دیدهام دیشب
کسی سراغ من گوشهگیر میآید
کسی به کلبه شاعر، به کلبه درویش
به دیده بوسی عید غدیر میآید
شبیه چشمه کسی جاری و تپنده، کسی
شبیه آینه روشن ضمیر میآید
علی (ع) همیشه بزرگ است در تمام فصول
امیر عشق همیشه امیر میآید
به سربلندی او هر که معترف نشود
به هر کجا که رود سر به زیر میآید
شبیه آیه قرآن نمیتوان آورد
کجا شبیه به این مرد، گیر میآید؟
مگر ندیدهای آن اتفاق روشن را؟
به این محله خبرها چه دیر میآید!
بیا که منکر مولا اگر چه آزاد است
به عرصه گاه قیامت اسیر میآید
بیا که منکر مولا اگر چه پخته، ولی
هنوز از دهنش بوی شیر میآید
علی همیشه بزرگ است در تمام فصول
امیر عشق همیشه امیر میآید.
