گذری بر ایران همراه باد صبا

(Le vent des amoureux (1978●
Director: Albert Lamorisse●
Writer: Roger Glachant●
1h 11min | Documentary●
● باد صبا / ۱۹۷۸
● کارگردان: آلبر لاموریس
● راوی: منوچهر انور
● موسیقی: حسین دهلوی
● تدوین: دنیس دکازابیانکا
● فرانسه، ایران
●
در اواخر دهه ۴۰ هجری شمسی به سفارش وزارت فرهنگ و هنر وقت از کارگردان هنرمند فرانسوی «آلبرت لاموریس» جهت تهیه فیلم مستندی از ایران دعوت بهعمل آمد. در دستور کار لاموریس چنین آمده بود که او فیلمی از ایران تهیه کند که معرف فرهنگ و ایران آن روزگار باشد. او پس از فراهم کردن مقدمات کارش به ایران سفر کرد و با گروه فنی و حرفهای خود شروع به فیلمبرداری صحنههای مختلف فیلم کردند و در آخر، همین برداشت ها از طرف لاموریس به عنوان فیلم اصلی ارائه شد ولی پس از ارسال اولین نسخه تدوین شده فیلم به ایران، از آن خرده گرفته شد، زیرا فیلم، گویای صنعت و تکنولوژی آن روزگار ایران که به زعم حکومت آن زمان از نشانههای پیشرفت و مترقیبودن یک جامعه شمرده میشد نبود. به همین منظور از لاموریس خواسته شد که مجدداً به ایران سفر کند و از چنین فنآوری ها و دستاوردهای صنعتی ایران نیز فیلم تهیه کرده و در فیلم نهایی خود بگنجاند. به همین علت لاموریس مجبور شد برای بار دوم به ایران سفر کند و در حال فیلمبرداری آخرین صحنههای فیلم بر فراز مجموعه سد کرج بود که بر اثر سانحهای که برای هليکوپتر حامل وی رخ داد، لاموریس، فیلمبردار، خلبان و کمک خلبان هلیکوپتر در دریاچه سد کرج غرق شدند و پس از آن، دستیار لاموریس(دنیس کازابیانکا و پسر کارگردان یعنی کلود لاموریس) بنا به نسخه اولیه فیلم که خود لاموریس آن را مونتاژ کرده بود، نسخه نهایی فیلم را مونتاژ کردند.نکتهای که فیلم «باد صبا» را از سایر فیلمهای مستندی که از ایران تهیه شدهاست متمایز کرده، نحوه پرداختن به متن داستان، تکنیک ابداعی لاموریس برای فیلمبرداری و شیوه تدوین این فیلم میباشد. ثبت مکانها و بناهایی از ایران که درطول سالیان دراز دستخوش تغییرات فراوانی شدهاند در این فیلم، باعث شده است که فیلم «باد صبا»، هم به عنوان سندی تاریخی و هم به عنوان بخشی از تاریخ سینمای ایران، از جایگاه خاصی برخوردار باشد.گفتنی است که لاموریس به هنگام تهیه فیلم جهت انتخاب مکانهایی که از آنها فیلمبرداری کرد، از مشاوره با گروهی از صاحب نظران ایرانی و نیز پرفسور چلکوفسکی، ایرانشناس برجسته، بهره جست. لاموریس از هوشمندی والایی در ساخت این فیلم برخوردار بود که این هوشمندی از نگاه او به فرهنگ ایرانی به خوبی مشاهده میگردد، بدین معنی که او با انتخاب الگوی داستان روایی که در میان ایرانیان سابقهای دیرینه دارد، فیلم خود را از حالت سفارشی بودن به پارهای از ادبیات داستانی ایران بدل کرد و همین رمز ماندگاری و توفیق فیلم اوست. لاموریس در انتخاب شخصیت اصلی که محور فیلم قرار گرفت، از هوش، تجربه و ذوق شاعرانه خویش بهره جست. قالبی که او برای فیلم مستند خویش برگزید قالب استعاره بود که در فرهنگ و ادب مردم ایران از جایگاه خاصی برخوردار است و همین قالب به او این امکان را میداد که بتواند بسیاری از حرفهایی را که در شرایط عادی و در چارچوب رسمی توان بیان کردن آنها را نداشت، به صورتی ساده و پذیرفتنی بیان کند و با این کار حال و هوای فیلم را از یک فیلم مستند صرف خارج نماید.انتخاب بادها به عنوان گردانندگان صحنههای فیلم این امکان را به لحاظ فیلمبرداری در اختیار کارگردان میگذاشت که او از منظر چشم بادها به ایران نگاه کند و با آنها به هر سوی این سرزمین سفر کند، به گوشهها و زوایای مختلف این کشور پهناور سر بکشد و نکته قابل تأمل این است که لاموریس با انتخاب گونههای مختلف «باد»، در واقع رفتارها و صورتهای مختلف فرهنگ و خلق و خوی مردم ایران را به تصویر کشیده است. مردمی مهربان، زحمتکش، سرسخت، جنگآور و معتقد به خدا.قوه خلاق لاموریس دربه تصویرکشیدن متن روایی داستان که توسط روژه گلاشان نوشته شد، همآهنگی صحنهها با متن، صدای گرم منوچهر انور و از آن مهمتر ترکیب بدیع و بینظیر صحنهها با موسیقی که به فراخور هر مکانی رنگ و بوی آنجا را به خود میگیرد و در نهایت ترکیبی محکم و دلنشین به دست می دهد، به خوبی مشهود است و از جمله نکات شاخص و ویژه فیلم باد صبا به شمار میآید.
● مجتبی رجبی
