رایانی مخصوص: «زندگی صحنهای» در آثار برخی کارگردانان جوان دیده نمیشود
تاریخ ارسال : 1391/08/06

مهمترين ضعفي كه در برخي از آثار نمايشي وجود دارد و بخصوص گروههاي شهرستاني دچارش هستند، استفاده از اگزجره و اغراق در بازیها است.
مهرداد راياني مخصوص كه امسال نيز عضو هيات داوران نهمين جشنوارهي تئاتر ماه بود، ضمن تحسين از برخي از كارگردانان شركت كننده گفت: برخي از نمايشها- كه بيشتر جوايز را هم تصاحب كردند- باعث شگفتي من شدند.
اين استاد دانشگاه همچنين توصيههايي را براي كارگردانهاي جوان ارائه داد و با گلايه از بازيهاي اگزجره و غلوآميز، به خبرنگار صحنه گفت: مهمترين ضعفي كه در برخي از آثار نمايشي وجود دارد و بخصوص گروههاي شهرستاني دچارش هستند، استفاده از اگزجره و اغراق در بازیها است.
وي براي توضيح داد: وقتي از اگزجره صحبت ميشود يعني آنكه "زندگي صحنهاي" را در اين دست آثار دیده نمیشود. البته من توقع ندارم يك نمايش رئاليستي ببينم؛ امكان دارد يك كارگردان شيوهي مورد استفادهاش كاملا فرماليستي باشيد يا از انتزاع و آبستره استفاده كند و اشكالي هم ندارد اما اين به معناي آن نيست كه اينقدراغراق داشته باشند. حتي در شيوهها و مكاتب مختلف نمايشي مثل اكسپرسيونيسم كه ادعا دارد بايد از اغراق استفاده شود باز هم در آن اگزجره به اين معنا كه ميگويم تبيين نميشود.
دبير اولين دورهي جشنوارهي تئاتر ماه ادامه داد: اين اگزجرهاي كه از آن صحبت ميكنيم عبارت است از يك نوع "تصنع" كه باعث ميشود مخاطب واكنش دفاعي نسبت به اثر داشته باشد. البته اين معضل مختص نمايشهاي امسال جشنواره نيست، از قبل هم وجود داشته و متاسفانه كمتر سعي شده براي رفع رجوع آن تلاش شود.
وي همچنين عدم توجه به تبلور آثار نمايشي را ديگر معضل پيش روي برخی كارگردانان دانست و تصريح كرد: كم اهميت دانستن كار و تبلور ندادن آثار از معضلاتي برخي كارگردانها است. به اين معني كه مثلا در يك اجرا ميبينيم با سهتا موزاييك و چهارتا آجر در آن ته صحنه ميخواهند نشان دهند كه اينجا حياط است. جناب كارگردان خب همان را نگذار! اگر نميتواني و پولش را نداري كه از دكور مناسب استفاده كني خب اين كار را هم نكن كه باعث مسخرگي نشود. اين كار باعث ميشود مخاطب داستان را باور نكند و واكنش دفاعي نشان دهد. باعث ميشود مخاطب نسبت به كارگردان بد بين شود.
اين كارگردان تئاتر، در توضيح راهكاري برای این مشکل اظهار داشت: كارگردان بايد شيوهي اجرايياي انتخاب كند كه دكور خاص نطلبد. به راحتي ميتوان با استفاده از چند ديالوگ، نمايش را به نمايشي روايي تبديل كرد. مثلا يك ليوان آب را در دست داشته باشد بگويد ميخواهم برم داخل دريا، بعد با انگشتش را داخل ليوان كند. تماشاگر نيز اين را ميپذيرد. ديگر احتياجي به دكور دريا ساختن نيست كه وقتي هم نميتواني دريا را بسازي به بدترين شكل بخواهي نشانش دهي. شيوهي اپيك اين راه حل را ارائه ميدهد. حتي نمايش ايراني ما هم متكي بر شيوهي روايي است كه ميتواند خيلي مورد استفاده قرار گيرد.
راياني مخصوص از كم تلاشی گروهها براي به صحنه آوردن نمایشها گلايه كرد و گفت: با تماشاي پنج دقيقهي اول برخي نمايشها معلوم است اعضاي گروهي نمايشي در تمرينات با هم زندگي نكردهاند. معلوم است كه خواستند ظرف يكي دوهفته تمرين مثلا به نتيجه برسند. مشهود است در تمرينات خود، استخوان خرد نكردهاند و تلاشي نداشتهاند. معلوم است تمريني نكردهاند كه اثر را ورز دهد. اين ضعف بزرگي است. اميدوارم گروههاي نمايشي به این نكات توجه كنند. اول از غلو و اغراق دوري كنند. دوم براي تبلور آثارشان تلاش كنند و در راه اين تلاش ممارست داشته باشند.
