آیینه جادو / شهید سید مرتضی آوینی

در فیلم، هیچ تصویری نمیتواند «سهواً یا به طور تصادفی» درمیان مجموعه تصاویر فیلم قرار بگیرد. این یك اصل كاملاً بدیهی است كه انسان را به یك خصوصیت جامع درباره «واقعیت سینمایی» راهبر میشود. مراد از واقعیت سینمایی همان واقعیتی است كه بر پرده سینما عرضه میگردد.
چرا چنین است؟ چرا در فیلم هیچ تصویر غیرضرور، اشتباهی یا تصادفی نمیتواند وجود داشته باشد، حال آنكه در واقعیت خارج یا واقعیت پیرامون، هرگز چنین نیست؟
در فیلم، هر یك از تصاویر با تصاویر قبل و بعد از خویش و با مجموعه فیلم ارتباطی معین و پیشبینی شده دارد و پیوند بین تماشاگر و فیلم نیز، موكول به آن است كه تماشاگر، این روابط معین و پیشبینی شده را دریابد. در اینجا هرگز این امكان وجود ندارد كه دو تصویر بدون قصد خاصی كنار یكدیگر قرار بگیرند و یا تصویری بیدلیل در میان مجموعه تصاویر فیلم جاگیر شود.
ممكن است در جواب این سوال بگوییم: خوب! هر فیلم به ناگزیر دارای سیر دراماتیك و منطق معین و مشخصی است و اگر یك تصویر، بدون رابطه درست با این سیر، در آن میان بنشیند، هیچ فایدهای نخواهد داشت جز آنكه تماشاگر را گیج خواهد كرد و مانعی خواهد شد در سر راه درك كامل معنای فیلم.
در این جواب، مسامحهای وجود دارد و آن این است كه باز هم اصل سوال، مورد بیاعتنایی قرار گرفته است. باز هم میتوان پرسید: این درست! اما چرا چنین است؟ مگر تماشاگر در زندگی معمول خویش، از این قدرت و اختیار برخوردار است كه همه حوادث و وقایع و اشخاص و اشیاء را درست آن سان كه خود میخواهد به عرصه وقوع و وجود بیاورد؟
جواب را نهایتاً باید در بررسی ماهیت «واقعیت سینمایی یا واقعیت معروض در فیلم» جستوجو كرد كه لاجرم با كیفیت وجود اشیاء در قاب تصویر (فریم فیلم) نیز ارتباط خواهد یافت.
واقعیت عرضه شده در فیلم، آرمانی و مطلقگراست و از این لحاظ، امكان وجود صدفه (تصادف)، اشتباه و یا عدم قصد در آن وجود ندارد و با صرفنظر از مهارت فیلمساز، هرچه بر پرده میآید دارای «معنایی معین» است و «رابطهای مشخص با دیگر اجزا و عوامل».
واقعیت سینمایی «مصنوع فیلمساز» است و با عنایت به پیام و محتوا و غایات و سرنوشت واحدی شكل گرفتهاند كه فیلم بدان منتهی خواهد شد. تكلیف نهایی را «غایات فیلمساز» تعیین میكند و بنابراین، همه چیز ـ زمان و مكان، حركات و روحیات پرسوناژها و … حتی طول پلانها ـ با توجه به صورت آرمانی فیلم آنچنان كه مورد نظر فیلمساز است، از سرنوشت واحدی تبعیت خواهد كرد.
تلاشهای فیلمساز چه در هنگام دكوپاژ، فیلمبرداری و یا مونتاژ بالاخره باید به آنجا منتهی شود كه او نتیجه كار را به مثابه «اثر خویش» تصدیق كند.
«زبان سینما» نیز زبان واحدی است كه در آن بیان عواطف و احساسات از طریق تصویر متحرك اصالت خواهد یافت كه با صرف نظر از تفاوتهای فردی، با توسل به «گرامر یا دستور زبان معینی» انجام میشود و لذا، فیلم صورتی آرمانی و مطلقگرا خواهد یافت كه در آن، همانطور كه گفتیم، از جانب فیلمساز جایی برای تسامح، عدم قصد، اشتباه و یا صدفه وجود نخواهد داشت.
● شهید سید مرتضی آوینی/ مجموعه مقالات آینه جادو
