شوخ طبعی های میان مردم را كمرنگ نكنیم
تاریخ ارسال : 1393/04/11
سعید طلایی، روح الله احمدی و صابر قدیمی طنزپردازان جوانی هستند كه كه دغدغه هایشان آنها را به میزگرد ما می كشاند تا موضوعات و مسائل طنز امروز را بررسی كنیم كه آیا طنزپرداز مخاطب خود را می شناسد؟
خبرنگار: در ابتدا تعریفی از طنز امروز داشته باشید و اینكه در حال حاضر جایگاه طنز در كشور كجاست؟
روح الله احمدی: ابتدا بهتر است طنز را براساس اصول و موضوعات واقعی تعریف كنیم و از فكاهه و لبخند جدا سازیم، اینطور شاید بهتر بتوانیم در مورد جایگاه طنز صحبت كنیم. چون جایگاه لبخند و قهقهه در میان مردم خیلی بیشتر از طنز است.
لبخند در رسانه های صوتی و تصویری، نشریات و برنامه های فكاهی، خیلی زیاد داریم اما برنامه هایی كه به ذات اصلی طنز پرداخته باشد بسیار كم است، كه البته در ساخت چنین برنامه هایی ضعف داریم و حتی برنامه هایی كه به طنز شبیه است در آخر به فكاهه ختم می شوند.
متاسفانه حتی اگر به اسم برنامه طنز در رسانه ها شروع به فعالیت كنیم، كم كم مجبوریم كه به فكاهه برسیم.
خبرنگار: می توانیم با ابزارهایی همچون هزل، هجو و فكاهه به طنز فاخر برسیم؟
احمدی: البته می توانیم در طنز از ابزارهایی همچون هزل، هجو و فكاهه استفاده كنیم، اما اگر بخواهیم با این موضوعات به طنز فاخر برسیم، به عقیده من خیر نمی شود. ببینید، فكاهه یك نوع شوخی معتدل محسوب می شود كه در سطح اجتماع می توان بیان كرد نه كسی را ناراحت می كند و نه مشكلی به وجود می آورد. اما هزل به عنوان شوخی نامطبوع در میان همگان جا افتاده است یعنی نوعی از شوخی است كه نمی توان در همه جا از آن استفاده كرد. به عنوان مثال: در جمع خانواده وقتی كسی اطرافیان را با جوك یا جمله بامزه ای می خنداند، یك طنزپرداز نیست.
طنز براساس سازندگی موضوع را مطرح می كند
موضوع هجو هم بیشتر بحث تخریب را دارد كه معمولا برای شخصی شدن مورد استفاده قرار می گیرد و اجتماعی نیست. در صورتی كه طنز تركیبی از تمام این ابزارهاست، هدف و قصد طنز اجتماعی دوستی و اصلاح است و عناصر فكاهه و لبخند را همراه خود دارد. حال، بعضی مواقع جلوی بعضی از این شاخه ها می ایستد چون هجو و هزل براساس تخریب است، اما طنز براساس سازندگی موضوع را مطرح می كند.
صابر قدیمی: با توجه به صحبت های آقای احمدی، من معتقدم كه شوخ طبعی زیر مجموعه های مختلفی دارد و هر چند طنز از وجوه دیگر شوخی طبعی، اعم از مطایبه(جك)، یا هزل و هجو ارجحیت دارد ولی موافق این هم نیستم كه ارزش این عناصر را منكر شویم. یعنی اینكه خود مطایبه هم می تواند، به تنهایی مثمرثمر باشد. وقتی جامعه ای درگیر مسائل و موضوعات روزمره است و وجه قالب درگیری ها و دغدغه هاست، مسلما از خنده به دور است. شاید نزدیك ترین راه رسیدن به خندیدن همان مطایبه باشد، ما نباید این شوخ طبعی هایی را كه میان مردم وجود دارد را كمرنگ كنیم.
به هر حال آن چیزی كه مسلم است، نه تنها در ایران بلكه در همه جای جهان این نوع تفاوت ها وجود دارد بین عناصر مختلف شوخ طبعی، مهمترین دغدغه همگان طنز است، چون طنز منجر به حركت و تفكر می شود و این تفكر كه بعد از به وجود آمدن لبخند، حركتی را به همراه دارد. این حركت می تواند بسیاری از مشكلات و معضلاتی كه در حالت جدی حل كردن آن سخت است را حل كند. طنز می تواند آن معضلات را مرتفع كند.
متاسفانه بعضی از مسئولان با طنز كنار نمی آیند و در مقابل موضوعات طنز جبهه گیری می كنند. اگر مسئولان و مدیران دولتی در اصل فكر كنند كه چرا طنزپرداز به سمت این موضوع رفته است و مشكلات را پررنگ تر می كنند، به جای اینكه درصدد برطرف كردن آن برآیند جبهه گیری می كنند و مشكلاتی را برای طنزپرداز به وجود می آورند.
خبرنگار: آیا می توان مطایبه را به عنوان یك اثر هنری در جامعه مطرح كرد یا خیر فقط طنز را می توان به عنوان رسانه ای قدرتمند، معرفی كرد؟
طنز به نوعی میان بر محسوب می شود تا فیلترها را كنار بزنیم
سعید طلایی: تمام این ابزارها و عناصر طنز كاملا وظیفه شان از یكدیگر جداست. ما نمی توانیم دقیق بگوییم كه این مسئله لازم است و دیگری لازم نیست. طنز مثل چراغ خطر یا زنگ هشدار در جامعه است كه می تواند خیلی از خطراتی كه جامعه را تهدید می كند و نمی توان به زبان جدی به آنها پرداخت با میان بر به آنها برسد. از طرفی دیگر فكاهه یا مطایبه در جامعه لازم است و جایگاه خودش را دارد.
می بایست جامعه ای كه اندوهگین است را به هر بهانه ای حتی بدون وجود تفكر، خنداند. ولی طنز یك قدم فراتر از این موضوع گام بر می دارد و به مخاطب اجازه می دهد در ورای لبخندش به یك مسئله دیگر هم فكر كند، مسئله ای كه شاید قبلا نتوانسته یا اجازه نداشته به شكل دیگری به آن نگاه كند و طنز مانند یك میان بر اجازه می دهد تا یكسری از فیلترها را دور بزنیم و به جان كلام فكر كنیم.
خبرنگار: باتوجه به اینكه هنر محملی برای انتقال آسیب ها و معضلات اجتماعی است، فكر می كنید جایگاه طنز كشور كجاست؟
روح الله احمدی: طنز در جایگاه بالایی قرار دارد، وقتی هنر و البته بخش انتقاد هنری با فاكتور لبخند وارد می شود نقدخوب خواهیم داشت و نیش انتقاد گرفته می شود. البته باز هم بستگی به مخاطب دارد، كه می تواند با این موضوعات كنار بیاید و آن را هضم كند یا دوباره جبهه گیری می كند.
طنز رسانه ای در چند سال اخیر جایگاه خوبی داشته است البته اگر بخواهیم طنز را به عنوان، طنز فاخر در نظر بگیریم.
خبرنگار: طنزپرداز در پردازش طنز باید مخاطب خود را به خوبی بشناسد و از دغدغه های جامعه خود با خبر باشد، نظر شما در مورد این نوع نگرش چیست؟
صابر قدیمی: در چند سال اخیر شاهد توجه بیش از پیش به انواع مختلف شوخ طبعی ها بودیم و این امر هم به خاطر نیازی بود كه احساس می شد. وقتی كه شرایط و مقتضیات زمان به سمتی می رود كه مشكلات اقتصادی و اجتماعی بر مردم حادث می شود نیاز به لبخند همراه با تفكر نمود پیدا می كند و دغدغه بالا می رود و این می تواند در قالب های مختلف رخ دهد.
به عنوان مثال در قالب تلویزیون كمدی های تصویری داشتیم، همانند: آثار عطاران و مدیری و دیگر آثاری كه در قاب تلویزیون نمایش داده می شود مانند: خنده بازار كه در سطح پایین است. در این یكی دو سال اخیر به وجود آمدن برنامه هایی مانند قند پهلو و ترغیب مخاطب عام كه می توان از وجوه و زوایای مختلف هم به طنز نگاه كرد منجر به حركتی شد كه نمونه آن را در نمایشگاه می بینیم و كتاب آقای ناصر فیض با نام«فیض بوك» به چاپ چندم می رسد و این اتفاق خوبی در زمینه طنز است.
ما استقبال از سوی مردم به سمت طنز را مشاهده می كنیم. امیدواریم كه این پل بین مخاطب و طنزپرداز پابرجا باقی بماند تا به یك نقطه ایده آل بین مخاطب و طنزپرداز برسد.
ادامه دارد...
