شامگاه سه شنبه 21 آذرماه؛ شاعران استان قم در اختتامیه كنگره شعر شفق شعرخوانی كردند
تاریخ ارسال : 1391/09/22
در مراسم اختتامیه اولین كنگره شعر شفق كه شامگاه سه شنبه در سالن
همایشهای بین المللی سازمان تبلیغات اسلامی قم برگزار شد، شاعرانی از استان قم در حوزه اشعار آیینی به شعر خوانی پرداختند.
به گزارش روابط عمومی نخستین کنگره شعر آیینی شفق، حجت الاسلام زمانی از روحانیون شاعر قمی شعری عاشورایی خواند كه گوشه هایی از آن در زیر آمده است:
كاروان كاروان شورآور/كاروان اشتیاق سرتاسر
همه در حالت سفر از خود/همه بی تاب چون نسیم سحر
همه در دشت تازه تر از گل/همه در باغ میوه نوبر
همه دلباخته چوپروانه/ همه برپای شمع خاكستر
پدران از تبار ابراهیم/مادران از قبیله هاجر
عارفان قبیله عرفات/ شاعران عشیره مشعر
هریكی در مقام خود ساقی/هریكی در مقام خود ساغر
سروهایی به قامت طوبی/چشمه هایی به پاكی كوثر
همه در ركاب حماسه های عظیم/در گذر از هزار و یك معبر
حجت الاسلام سلیمان لو از دیگر شاعران قمی بود كه با خواندن شعر زیر در این مراسم شركت كرد:
گفتی رباب خانه چشمم خراب شد/اشكم چكید و چله نشست و شراب شد
آیینه ها شكست زمین گر گرفت و سوخت/وقتی امیر قافله پا در ركاب شد
وقتی كه دور شد از اندوه خیمه ها/چشمی به سوی خیمه و چشمی پرآب شد
هركس تمام هستی خود را به او می سپرد/حالا زمان زمزمه های رباب شد
تا صبح خواند آیه عماً یجیب را/تا پاسدار كوچك او انتخاب شد
سید حمیدرضا برقعی شعری به مناسبت ساخت ضریح جدید امام حسین (ع) خواند كه گوشه ای از آن درمتن زیر آورده شده است:
نشسته ام به تماشا شكوه باران را/رسیده ام به تو اما هنوز هجران را
بهشت پنجره دیگری به قم واكرد/كه مست كرده دلش هوای خراسان را
تو را گرفته در آغوش خویش شش گوشه/چنانكه جلد طلاكوب متن قرآن را
دلم گرفته به قول رفیق شاعرمان/چقدر سخت گذشتیم مرز مهران را
دوباره داغ دلم تازه شد كنارضریح/خداكند كه بسازیم قبر پنهان را
برای حضرت زهراضریح می سازیم/و دست فرشچیان طرح می زند آن را
هنوز شوق تو باران از غزل دارد/نسیم یك سبد آیینه در بغل دارد
سید حمید موسوی دیگر شاعر قمی بود كه در این مراسم چهارپاره ایی كه برای پنج تن سروده بود را برای حاضران خواند .بخش هایی از این سروده در زیر آمده است:
خواست قدری شكسته بنویسد به خودش گفت با چه تركیبی/در همین لحظه چشم او برخوردروی میزش به سرخی سیب
پس قلم را گرفت در دستش وبا نم اشك به او رو زد/نام هایی نوشت برآنها و بر روی سیب پهلو زد
از محمد شروع كرد و نوشت با تمام وجود خویش/ ولی چند سالی گذشت بر او انگارتا از محمد رسید به علی
بعد از خواست با نوك قلمش لام این نام را نیمه كند/خوشنویس جوان می ترسید قلمش را به دو نیمه كند
بعد از آن بی هوانوشت حسن، حسن او را چه بی مثال نوشت/حرف سین را گرفت با قلمش تا به سرحد اعتدال رسید
داوودی نیز آخرین شاعر قمی در این مراسم شعری عاشورایی برای حضار قرائت كرد .گوشه ای از اشعار او در زیر آورده شده است:
هنوز بر سر هر نی حكایت تو/هنوز بر لب هرتیغ خون حنجر تو
هنوز در دل ما خیمه تو می سوزد/هنوز پرچم تو لاله های پرپر تو
هنوز سینه به سینه غم تو می جوشد/چشمه های جهان قصه پر مكرر تو
جهان دوباره به پا نعل تازه می بندد/هنوز زیر سم اسب هاست پیكر تو
هنوز آیینه از توست ای حقیقت محض/سكوت بر لب تاریخ در برابر تو
حماسه از نفس افتاد و شكوه كم آورد/هنوز منتظر تیغ هاست حنجر تو
