عبدالحمید ضیایی درمحفل اتفاق ترانه: راه را برای دموكراسی معنایی در شعر باز بگذاریم
تاریخ ارسال : 1395/05/03
عبدالحمید ضیایی، شاعر و مدرس فلسفه، بیان كرد: شاعران نباید از این كه شعرشان معنا و پیام دارد شرمسار باشند، مخاطب را با چندصدایی در شعرمان مواجه كنیم تا شریك احساس و ذوق و كشف شاعرانه باشد.
به گزارش روابط عمومی مرکز محافلو جشنواره های حوزه هنری، در دوازدهمین محفل شعر و موسیقی «اتفاق ترانه» كه عصر شنبه، دوم مرداد 1395 در تالار مهر حوزه هنری برگزار شد، عبدالحمید ضیایی، شاعر و مدرس فلسفه، به بیان نكاتی پیرامون ترانه پرداخت.
ضیایی با بیان این كه یكی از موضوعاتی كه هم در جشنواره شعر و داستان جوان سوره و هم سایر جشنوارهها نظر من را به خود جلب كرده است، بحث داوری در بخش ترانه است، گفت: برای گزینش نهایی چه میزان باید امتیاز به ترانگی آن داده شود و چه میزان امتیاز به جوهره شعری آن؟
وی با اشاره به این كه باید دید تعریف مان از جوهره شعری چیست و هنگامی كه از ترانگی حرف میزنیم دقیقا از چه صحبت میكنیم و چه تفاوتی با جوهره شعری دارد؟ افزود: این پرسش هم مطرح میشود كه آیا نوستالژیك بودن یك ترانه، جوهره شعری محسوب میشود یا خیر؟ مثلا وقتی ما ترانه "مرا ببوس برای آخرین بار" با صدای گلنراقی را میشنویم، كدام صاعقه روانشناختی درون ما به وجود می آید كه باعث می شود از شنیدن این ترانه لذت ببریم حتی با وجود این حقیقت كه اثری از جوهره شعری در این ترانه دیده نمیشود، ضمن اینكه تا پایان ترانه نیز اثری از خیال شاعرانه یا اندیشه جدی نیست اما عنصر عاطفه در اینجا دخیل است.
این شاعر افزود: در بعضی از ترانههایی كه به جشنواره شعر و داستان جوان سوره ارائه شده بود معناستیزی یا معناگریزی نیز دیده می شد. بعضی از ترانه سرایان فكر میكردند هرچه از معنا بیشتر فاصله بگیرند به همان میزان خواهند توانست نظر داوران را جلب كرده و با مخاطب ارتباط برقرار كنند؛ در حالی كه حتی در فرمگراترین اشعار یعنی اشعار حجمی و انواع دیگر شعر، تعهد به یك شیء، شخص یا مفهوم وجود دارد.
این مدرس فلسفه اضافه كرد: اما موضوع دیگر این است كه آیا شعر میتواند باعث ایجاد تصمیم، اراده و میل شود؟ بله همانطور كه مثال معروفی در این زمینه وجود دارد. امیر سامانی برای تفریح و تفرج به منطقه ای می رود و هرچه یاران و همراهان اصرار می كنند از آن ناحیه خوش آب و هوا دل نمیكند، تا این كه رودكی در شعری می گوید "بوی جوی مولیان آید همی، یاد یار مهربان آید همی، ای بخارا شاد باش و دیر زی ..." این شعر باعث میشود امیر خوشگذارنی كه خیال بازگشت به وطن را ندارد همان لحظه عزم سفر و بازگشت به خانه و كاشانه كند. بنابراین شعر میتواند در ساحت اراده و میل شخصی ما نیز تغییر ایجاد كند
ضیایی تأكید كرد: شاعران ما نباید از این كه در شعرشان معنا و پیام مستتر باشد شرمسار بوده یا نگران باشند كه شعرشان متعهد است و انگ خواهند خورد. هیچ انسانی وجود ندارد كه نسبت به چیزی تعهد نداشته باشد و تنها نوع تعهدها متفاوت است. معنای تعهد تنها همسو بودن با جریان ذی نفع نیست و به نگرش شخصی شاعر بازمیگردد. شاعر نباید نگران حضور معنا در شعرش باشد و همچنین نباید در شعر و ترانه لایه اول نحوی و دستوری را فراموش كند. حضور معنا و پیام را باید در شعرمان ارجمند بشماریم اما راه را برای دموكراسی معنایی نیز باز بگذاریم و مخاطب را با چندصدایی در شعرمان مواجه كنیم تا بتواند شریك احساس و ذوق و كشف شاعرانه ما باشد.
برای اطلاع ازمهمترین اخبار جشنواره ها و محافل حوزه هنری ما را در کانال تلگرامی دنبال کنید.
