ضیایی در محفل«اتفاق ترانه» : برخی شاعران، معنی را به قتلگاه زبان میبرند
تاریخ ارسال : 1395/04/06
عبدالحمید ضیایی گفت: شاعرانی كه ابهام ساختگی در شعرشان دارند مثل ابر سیاهی هستند كه هرگز نمیبارند؛ در حالی كه در شعر نیاز به سادهنویسی داریم نه ابهامهای بیمعنی.
به گزارش روابط عمومی مرکز محافل و جشنواره های حوزه هنری، یازدهمین محفل شعر و موسیقی «اتفاق ترانه» شنبه پنجم تیرماه 1395 در تماشاخانه مهر حوزه هنری برگزار شد و به روال جلسههای گذشته، عبدالحمید ضیایی، شاعر و مدرس فلسفه به بیان مباحثی درباره شعر پرداخت.
ضیایی با اشاره به اینكه ابهام، یكی از معضلات گریبانگیر ادبیات در روزگار ماست، گفت: گاهی وقتی درباره ابهام در شعر سخن می گوییم به نوعی درباره یك فضیلت صحبت میكنیم؛ یعنی یكی از اوصاف و وجوه متمایزكننده هنر از فلسفه این است كه در زبان هنر باید ابهام وجود داشته باشد و این ابهام درواقع صفت هنریكننده كلام و سخن است؛ برعكس در كلام فلسفی عنوان میشود خیانت است اگر فیلسوف در ادبیاتش از استعاره و ابهام و ایهام استفاده كند.
وی با اشاره به اینكه ابهام در شعر به چند شكل می تواند بروز پیدا كند، توضیح داد: یك ابهام عارضی است یعنی ابهامی كه بر شعر به واسطه صناعات ادبی و آرایه ها و ایهام و استعاره و مجاز و كنایه عارض میشود. یكی دیگر از ابهامها، ابهام عمدی است؛ یعنی شاعر تلاش می كند واژههایی را به كار ببرد یا از كلامی استفاده كند یا روش رفتاری ادبی را در پیش بگیرد كه عمداً ابهامی در شعر ایجاد شود. یك بخشی از ابهام هم مربوط می شود به ابهامی كه در خود شعر و مضمون آن وجود دارد. درواقع ذات هنری شعر ایجاب میكند شاعر از ابهام استفاده كند. برای مثال برخی از شعرهای حافظ شیرازی و بیدل دهلوی مبهم هستند و خود این شعرا نیز به ابهام در شعرشان اقرار میكردند؛ طوری كه بیدل میگوید "بیدل از فهم كلامت عالمی دیوانه شد / ای جنون انشا دگر فهم چه مضمون می كنی".
این شاعر همچنین اضافه كرد: به این بیت توجه كنید: «مرا دردیست اندر دل كه گر گویم زبان سوزد/ وگر پنهان كنم ترسم كه مغز استخوان سوزد». این بیت حكایتگر و منشا ابهام در شعر شاعران است. به این معنا كه نه می توانند نگویند و نه می توانند بگویند. نه مجال نگفتن وجود دارد و نه كلامی از جنس آن معنا پیدا میكنند تا بتوانند حس و حال و مضمون را بیان كنند.
دكتر ضیایی افزود: ابهامهای عنوان شده از جمله ابهامات هنری و زیبا هستند؛ اما یك سری ابهام نیز در شعر وجود دارد كه بسیار متصنع و ساختگی است. در این نوع ابهام، شاعران عمدا از زبان و تعابیری استفاده می كنند كه هیچ پشتوانهای ندارد و تنها به منظور سوادفروشی و تفاخر و اظهار فضل است. یعنی شاعری كه باید شعری را بگوید تا معنایی را منتقل كند سرانجام به بیمعنایی میرسد. این شاعران شبیه ابر سیاهی هستند كه هرگز نمیبارند و معنا را به قتلگاه زبان میبرند.
وی با بیان اینكه در شعر نیاز به سادهنویسی داریم نه سطحینویسی، ادامه داد: اینكه شاعر كلامش را در پس ابهامات تصنعی پنهان كند، اشتباه است اما در عین حال باید توجه كنیم كه ساده نویسی و سطحینویسی دو مقوله متفاوتند و باید تلاش كنیم همان معیارهایی كه سعدی را تا به حال شاعری بزرگ نگاه داشته رعایت كنیم تا در آینده به ما نخندند كه چه بلایی بر سر شعر آورده ایم.
برای اطلاع ازمهمترین اخبار جشنواره ها و محافل حوزه هنری ما را در کانال تلگرامی دنبال کنید.
