بازدید کننده محترم ، عملیات ثبت اثر شما در حال انجام میباشد ، ممکن است به دلیل حجم فایل شما کمی ارسال فایلها زمان بگیرد لطفا تا دریافت کد پیگیری صبر نمایید.

طنز؛ روغن کاری چرخ دنده های نخراشیده ی زندگی

تاریخ ارسال : 1391/04/05

 


طنز مکتوب یکی از بزرگترین اجتماعات طنزپردازان است که به همت دفتر طنز حوزه هنری هفتمین دوره آن برگزار می گردد.  پایان مهلت ارسال آثار این جشنواره در فراخوان 17 تیرماه اعلام شده است. به این بهانه به سراغ محسن سلیمانی رفتیم. سلیمانی  فارغ التحصيل ادبيات انگليسي،  داستان نويس ، مترجم و پژوهشگر ادبيات داستاني است که در حوزه  ادبیات طنز آثاری به شکل فنون طنزنویسی ارائه داده است.
سلیمانی در جایی می گوید: «یادش به خیر. حضرت امام یک بار درباره ی کسانی که اصرار دارند همیشه از کلمات خارجی استفاده کنند خاطره ای تعریف می کردند که شنیدنی است. می فرمودند یکی از این افراد یک بار به بیماری برونشیت دچار شده بود ولی هرچه زور می زد تا به زبان خارجی بگوید بیماری اش چیست کلمه ی برونشیت یادش نمی آمد؛ این بود که بالاخره مستأصل شد ولی برای اینکه خود را از تک و تا نیندازد، گفت: «سرمای خارجی خورده ام.»»
با این مقدمه وارد گفتگو  با محسن سلیمانی می شویم. سلیمانی دغدغه طنز به معنای واقعی و ارزشی آن را دارد. بر همین مبنا هم در کتاب اسرار و ابزار طنزنویسی به قالب های مختلفی پرداخته که در طنز کاربرد دارند: « در کتاب ابزار و اسرار طنز به قالب های مختلفی که می شود در آن به طنز پرداخت، اشاره کرده ام. طنز یک قالب خاص ندارد بلکه مثل موم می ماند که به هر شکل در می آید. در حدود 100 نوع قالب آوردم که می شود در آن طنز کار کرد. حتی آگهی ترحیم را هم می شود به صورت طنز درآورد. »

چرا نویسنده ها کمتر به سمت طنز می روند؟
طنز حالتی دارد که ارتباط نزدیکی با تحمل پذیری جامعه دارد. در طنز این شائبه که کسی یا چیزی را دست می اندازیم، وجود دارد. این نوع نوشته یا حتی نگاه اگر مهربانانه باشد نام  طنز به خود می گیرد، خصومت گرایانه باشد هم می شود هجو. متاسفانه جامعه خیلی طرفدار طنز نیست. به لحاظ ذهنی و عینی حتی بعضی روشنفکران ما هم آن را تحمل نمی کنند و طنز را نوشته سطح پایینی تصور می کنند که این مساله گذشته تاریخی دارد.


چرا ؟ دلیل ظرفیت پایین پذیرش طنز از سوی جامعه چیست؟
مثالی که در این مورد می توانم بیاورم این است که وقتی کاریکاتوری از چهره یک مسوول می گذارند یک فاجعه تلقی می شود اما در جاهای دیگر خود کسی هم که هدف طنز واقع شده می خندد و مسئله ای هم نیست و این یعنی کم بودن اقبال در حوزه طنز. این مساله دلایل ذهنی و دلایل عینی دارد . چون کسی از دردسر خوشش نمی آید. علاوه بر این در صدا و سیما و مطبوعات نیز طنز به معنای واقعی وجود ندارد . تاثیر عملی آن هم این است که وقتی طنز را از جامعه حذف می کنیم روغن کاری بین تضادها حذف می شود و خشونت جای آن را می گیرد. مردم وقتی نخندند خشونت و افسردگی بیشتر می شود . در این جاست که به نظر می رسد ذهنیت جامعه در پذیرش طنز هم در روشنفکران ما و هم در اهل قلم  نیاز به اصلاح دارد.


چه چیز نوشته طنز را متمایز می کند؟
داشتن نگاه طنزآمیز به دنیا مهمترین نکته است. طنزنویسان معتقدند، نگاه درست؛ نگاه طنزآمیز به دنیاست چون در این دنیا همه چیز شوخی است. تراژدی وجود ندارد. اگر نگاه تغییر کند همه چیز و همه اتفاق ها خنده دار می شود .


چطور می شود که ساختار طنزی قابل قبولی داشته باشیم؟
به تکنیک های طنزنویسی می رسیم که اگر طنزی را مبتنی بر واقعیت بگیریم یعنی واقعیت طنزآمیزباشد کار قوی تر می شود تا اینکه همه چیز را به سخره بگیریم. اگر مجموعه ای داشته باشیم که همه چیز جدی است اما شخصیتی بر مبنای بهره هوشی پایین رفتار کند می شود طنز. در کتاب جدیدم که درسنامه است به طنزپردازی به زبان ساده پرداخته ام که شامل طنز های نمایشی و فیلنامه های طنز هم است.


درباره جشنواره های طنز که در حوزه هنری برگزار می شود، چه ارزیابی دارید؟
به نظرم دفتر طنز حوزه هنری بیشتر به شعر گرایش دارد تا طنز در ابعاد کلی اش. نثرنویسی در طنز بعد از گل آقا جدی شد. چند فیلنامه نویس خوب داشتیم که طنز را به حوزه نمایشی آوردند. گویا طنز منظوم را جدی تر گرفته اند . چیزی که در جشنواره ها دیدم بیشتر این است. امیدوارم این جشنواره ها باعث بالندگی طنز در کشور شوند. پرداختن به طنز در مطبوعات و صدا و سیما جای کار بیشتری دارد. البته واضح است که به خاطر برگزاری یک جشنواره طنز همه گیر نمی شود.