در گفتگو با مدیر شبکه مستند؛ مخاطب از سینما و فیلم توقع قصهگویی دارد

سلیم غفوری، مدیر شبکه مستند سیما، که کارگردانی مستندهای موفق «عراق، سرزمین جنگها»، «آخرین فرزندان سومالی» و «کشمیر، بهشت فراموش شده» را در کارنامه خود دارد، در گفتگویی که با ستاد خبری دهمین جشنواره فیلم کوتاه «رویش» انجام داده است، به بررسی فیلم دینی در قالب مستند میپردازد و به نکته هایی کاربردی در این حوزه اشاره میکند.
* ساختار سینمای دینی در یک فیلم مستند چگونه تعریف میشود و بر اساس چه مشخصههایی در سینمای مستند یک فیلم را دینی و یا غیر دینی مینامیم؟
دین در شؤون مختلف زندگی انسانها ساری و جاری است و آنچه ما از آن به عنوان سبک زندگی دینی و اسلامی تعبیر میکنیم در بخشهای مختلف زندگی وجود دارد، در اقتصاد، در سیاست، در رفتارهای فردی، در رفتارهای جمعی، در اخلاقیات، در عقاید و در مادیات نیز دیده میشود.
طبعا فیلم دینی فیلمی نیست که فقط بیانگر جنبههای عبادی باشد و فقط نماز خواندن، روزه گرفتن یا حج رفتن را نشان بدهد. ممکن است فیلمی رزق حلال را موضوع خود قرار بدهد. طبعا فیلمی با چنین موضوعی یک فیلم دینی تلقی میشود. یا فیلمی که به راستگویی و راست گفتاری بپردازد. در واقع هر فیلمی که به جنبههای سبک زندگی اسلامی بپردازد، طبعا میتواند فیلم اسلامی تلقی شود.
* سینمای مستند داستانی میتواند قصه را به گونهای به تصویر کشید که پیام دینی آن در لایههای پنهان فیلم مستتر باشد و کارکرد بیشتر و عمیقتری را به وجود بیاورد. اما در مستند روایی که مستند ساز اغلب مستقیما با المانها و نشانههای دینی درگیر میشود، چگونه میتواند موضوع را دنبال کند و دردام کلیشهها گرفتار نشود؟
فیلم مستند دینی به منظر فیلمساز و منظری که به موضوع نگاه میکند بستگی دارد. فرض کنید موضوع شما کسب رزق حلال باشد. در این حالت شما با یک مستند محض روبرو هستید و با زندگی یک کاسب همراه میشوید. او در زندگیاش و تعامل با مشتریانش سعی میکند که از اصول اسلامی تخطی نکند و نسبت به پولی که برای زندگیاش به دست میآورد، قید داشته باشد. این چنین نگاهی قطعا بیانگر یک عمل دینی خواهد بود.
حتی در موضوعات اجتماعی میتوانید فیلم دینی بسازید. فیلمی که روایتی باشد از گروهی که به بیماران صعبالعلاج کمک میکنند میتواند به نوعی دینی محسوب شود. گرچه کمک به بیماران یک عمل اجتماعی است اما چون این گروه حسب وظیفه دینی خود قایل به انجام این کار هستند و این کمک را از منظر انفاق انجام میدهند، فیلم نگاهی دینی خواهد داشت.
حتی در موضوعی مثل ترک اعتیاد هم میتوان منظر دینی داشت. مثلا میتوان شیوه ترک اعتیاد با بهرهگیری از اعتقادات دینی را موضوع فیلم قرار داد. گرچه شاید فقط در 4 سکانس اشارات دینی دیده شود اما منظر فیلم دینی خواهد بود. لزوما لازم نیست دین از فیلم بیرون بزند. مهم این است که موضوع دین در کل فیلم جاری باشد.
* بنابراین آیا فیلمساز نگاه شخصی خودش از دین را برای مخاطب بیان میکند؟
نمی توان گفت برداشت دینی، بلکه وظیفه دینی فیلمساز این است. اگر فیلمساز به جامعه و اطراف خودش از منظر دینی نگاه بکند آن موقع به سراغ هر موضوعی که برود همان منظر دینی در آن ظهور خواهد کرد. یعنی اگر به سراغ مسایل اجتماعی هم برود میاندیشد که من به عنوان مسلمان وظیفهام در مقابل جامعه چیست و چه کمکی برای رفع مشکلات میتوانم انجام دهم. من اگر جامعه اسلامی پاک میخواهم هر مشکل و هر تضادی که با این جامعه پاک وجود دارد را باید حل بکنم. اینجاست که منظر فیلمساز مهم میشود و آن آموزههایی که در فیلمسازی فرا گرفته نقشآفرین میشود.
* در چگونگی پرداخت و ورود مباحث دینی در یک اثر دینی مستند، بیشتر این مسئولیت بر دوش نویسنده است یا بر عهده کارگردان؟
قطعا در فیلم مستند نقش اصلی را کارگردان دارد. در یک فیلم داستانی قصهای را از پیش مینویسیم و کارگردان معمولا پلانها را بر اساس همان داستان ضبط میکند و کار را جلو میبرد. در سینمای مستند نمیتوان فیلمنامه را از قبل نوشت. بسیاری از نکتهها به صحنه موکول میشود و در آن لحظه کارگردان باید بیندیشد که در صحنه چه باید بکند و تصمیم بگیرد که واکنشاش نسبت به کنش سوژهاش چه میتواند باشد. بنابراین بخش زیادی از یک مستند به عملکرد کارگردان برمیگردد.
* بنابراین اگر کارگردان تصمیم گیرنده اصلی در نوع نگاه به موضوع است و فیلم از منظر او ساخته میشود، نقش کارشناس دینی در فیلم کجاست و چه جایگاهی دارد؟
فیلم دینی به این معنی نیست که باید کارشناس دینی در مقابل دوربین قرار بگیرد و درباره آن موضوع صحبت بکند. در بسیاری از فیلمها کارشناس را نمیبینیم بلکه این کارگردان است که در پژوهش فیلم و شکل دادن به موضوعی که میخواهد به آن ورود پیدا کند، از نظرات کارشناس بهره میبرد. نقش کارشناس، مشاوره و جهت دادن به فکر کارگردان است.
* آیا این مسئله که نگاه کارشناس دینی ممکن است بر فیلم غلبه کند و فیلم را کلیشهزده کند، آسیبزا نخواهد بود؟
در واقع این تسلط کارگردان است که از آنچه کارشناس در اختیار او قرار میدهد بهره ببرد و درنهایت خودش به فیلم فرم و شکل بدهد. فیلمنامه نویس زمانی که بخواهد مثلا درباره واقعه عاشورا بنویسد، درباره تاریخ اسلام شاید چیزی نداند. ممکن است ساعتها با کارشناسان دینی صحبت کند تا نظر خودش را استخراج کند. باید دقت داشت آنچه کارشناس و عالم دینی مثلا در موضوع عاشورا میگوید تاریخ و اتفاقات تاریخی است. اینکه فیلمنامهنویس چگونه این محتوا و مطلب را تبدیل به درام و قصه بکند و آن مستند را در قالب یک قصه بیان کند، تبحر و توانمندی فیلمنامهنویس است.
اساسا در روایتهای تاریخی، صرف بیان و نقل آن موضوع اهمیت چندانی ندارد. مهم این است که ما چگونه این موضوع تاریخی را تبدیل به قصه بکینم. چون برای مخاطب آنچه جذاب است قصهگویی است. مخاطب از سینما و فیلم توقع قصهگویی دارد و اگر قصه گویی درست در نیاید مخاطب آن ارتباط لازم را برقرار نمیکند. در سینمای مستند هم همینطور است. کارگردان باید محتوا را تبدیل به قصه بکند.
* چقدر موافق هستید که سینما گران جوان نگاههای جدید خود را وارد این حوزه کنند؟
این مسئله به آدمها و موضوعات مورد نظر آنها بستگی دارد و به اینکه آن آدمها چقدر تسلط محتوایی بر ایده خود پیدا کرده باشند. قطعا اینکه نگاههای نو و جذاب را وارد عرصه سینمای مستند بکنیم امر مثبتی است ولی اگر این فرم و ساختار جدید توأم با یک درایت و آگاهی نباشد همین نقطه مثبت میتواند به نقطه چالش زا و خطرناک تبدیل شود. بنابراین فیلمسازی که میخواهد در این حوزه فعالیت کند اولا خودش باید به یک آگاهی و پختگی در موضوعی که به آن میپردازد رسیده باشد و دوما حتما از نظرات کارشناسان آن حوزه به عنوان مشاور و راهنما استفاده کند تا از موضوع منحرف نشود.
* با ایجاد فضای مناسب برای بروز و ظهور خلاقیت سینمایی در ارائه مفاهیم دینی چقدر موافق هستید؟
نفس خلاقیت به خرج دادن چیز بدی نیست به شرطی که خلاقیت و ورود به برخی حیطهها توأم با پختگی، شناخت، آگاهی و استفاده از با تجربهها و کارشناسان این حوزه باشد. البته این فقط مربوط به مستند دینی نیست بلکه راجع به هر مستندی دارای اهمیت است.
من معتقدم دین جوهره زندگی ماست و باید در تمام شوون زندگی ساری و جاری باشد. یعنی باید بتوانیم به موضوعات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی و حتی تحولات جهانی از منظر دینی نگاه کنیم. دین جدا از حیات روزانه ما نیست. انسان مسلمان در تمام شوؤنات زندگیاش باید دینی زندگی کند. فیلمساز مسلمان باید نماز خواندن، مسجد رفتن، روزه گرفتن و حج رفتن را ترویج کند و محور قرار بدهد و در کنار آن باید در کسب و معاش هم نظر دین را نمایش بدهد. فیلمساز باید در تعامل با جامعه خودش هم دین را تعریف کند.
* در حوزه دین و اعتقادات عرفی جامعه، اغلب خطوط قرمزی وجود دارد که ورود به آن کمی دشوار است. مستندساز چگونه باید با این مسایل مواجه شود؟
در بعضی مسایل ما خودمان برای خودمان خط قرمز قرار میدهیم. چون من به عنوان یک فیلمساز یا یک کارشناس تسلط بر موضوع ندارم و چون نمیتوانم موضوع را آنطور که شایسته است پرداخت کنم و با بیان سینمایی به تصویر بکشم، میگویم این خط قرمز است
* بنابراین میتوانیم بگوییم که ورود به تمام موضوعات آزاد است با احتساب این نکته که قبل از شروع کار با کارشناس آن حوزه مشورت بگیرند؟
هر موضوعی را میتوان با یک پژوهش درست و استفاده از نظر صاحبنظران آن عرصه به درستی به تصویر کشید. گاهی حتی برای یک موضوع اجتماعی ممکن است به سه کارشناس نیاز باشد. یک کارشناس اجتماعی یک کارشناس دینی و یک کارشناس روانشناسی که فیلمساز از فرایند و برآیند نظر این کارشناسان به یک نگاه نو و درست برسد. در واقع امر دین امری مجرد از فضای جامعه نیست که پرداختن به آن مشکل باشد. امر دینی باید در زندگی روزمره ما جریان داشته باشد و نگاه ما را شکل بدهد.
