جشنواره عصر سوره/ بنی اردلان: در سنت ما، هنر جدا از زندگی نبوده است
تاریخ ارسال : 1393/06/29

اسماعیل بنی اردلان پژوهشگر هنر با اشاره به این كه وقتی میگوییم هنر و سبك زندگی، درواقع از هنر در سنت خودمان حرف میزنیم، گفت: در سنت، هنر امری منفك از زندگی نیست. امروز به شخصی كه كار هنری میكند هنرمند گفته میشود در حالی كه در قدیم او را صاحب فن میدانستند.
یك پژوهشگر هنر معتقد است كه وقتی هنر حذف یا تقلبی شود این موضوع به ارتباط های اجتماعی هم تسری پیدا میكند و آن را می توان در افزایش اختلافات زناشویی یا درگیریهای شهری مشاهده كرد.
اسماعیل بنی اردلان به خبرنگار پایگاه خبری حوزه هنری گفت: وقتی از هنر حرف میزنیم، معانی متعددی را شامل میشود و بین هنر از معنای كلاسیك و هنر در معنای جدید باید تفاوت قائل شویم. هنر در معنای جدید بیشتر به معنای هنرهای زیباست اما در معنای كلاسیك و قدیمی آن هنرهای كاربردی را هم شامل میشود.
در سنت، هنر امری منفك از زندگی نیست
وی با اشاره به این كه وقتی میگوییم هنر و سبك زندگی، درواقع از هنر در سنت خودمان حرف میزنیم، گفت: در سنت، هنر امری منفك از زندگی نیست. امروز به شخصی كه كار هنری میكند هنرمند گفته میشود در حالی كه در قدیم او را صاحب فن میدانستند. در روزگار گذشته، به عنوان مثال شخصی كه شغلش معماری بوده بنای جاودانهای را به جا میگذاشته یا كسی كه خطاطی یا تذهیب و صحافی قرآن انجام میداده تمام این ها در عین حال كه هنر و شغلش بوده، جزو زندگیاش هم بوده است. پس هنر مفنك از زندگی در سنت ما نبوده چون معتقد بودند درست زندگی كردن خودش كاری هنرمندانه است.
این استاد دانشگاه ادامه داد: كار هنرمند انكشاف از حقیقت بوده است و بی حساب نیست كه در قدیم هنرمندان منفك از اهل فتوت نبودهاند؛ چرا كه هر پیشه و صنعتی در ایران برای خودش آییننامهای داشته كه بر اساس آن باید رفتاری منطبق با تعالیم دینی و اسلامی اجرا میكرده است. درواقع قرار بوده افراد از طریق هنر یا حرفهشان به كمال برسند و كار هنری نوعی نیایش و تقرب به حق بوده است.
باید برگردیم به سمت تعالیم خودمان
بنی اردلان با بیان این كه امروزه هنر از معنای دیروز آن فاصله گرفته است، گفت: امروز از هر چه در دنیا باب میشود تقلید میشود؛ در حالی كه باید برگردیم به سمت تعالیم خودمان. هنر مدرن كاری به زندگی روزمره ندارد و پاسخ گوی مسائل و نیازهای غرب است و هنری كه نوعی معنویت بوده و به زندگی معنا و طراوت میبخشید را از دست دادهایم.
این نویسنده گفت: باید سرچشمههایمان را پیدا كنیم تا این مسائل حل شود. باید هركسی از خودش شروع كند، از اتاقش، از خانهاش و از محلهاش شروع كند و ببیند چه مقدار از آنچه پیرامون اوست تقلیدی از زندگی غربی است و چه مقدار را بر اساس داشتههای خودش ترتیب داده است. امروز خانههای هركدام از ما از مبلمان گرفته تا معماری و نوع بنا، اصیل و مطابق با روحیات و سلایق خودمان است؟
وی با بیان این كه بدون هنر زندگی عبث میشود، گفت: تمام اجزایی كه در خانه یا شهر به كار می گیریم میتواند روابط افراد جامعه و روابط خانوادگی را تحت الشعاع قرار دهد. وقتی هنر حذف شود یا قلابی شود این موضوع به ارتباط های اجتماعی هم تسری پیدا میكند و آن را می توان در افزایش اختلافات زناشویی یا درگیریهای شهری مشاهده كرد.
هنر قلب شهر است
این پژوهشگر هنر همچنین با اظهار این كه هنر، قلب شهر است، گفت: باید شهرمان نشاندهنده هویت ما باشد. هنر قلب شهر است و اگر قلب درست كار نكند، بقیه این كالبد نمیتواند كار خودش را درست انجام بدهد. شهرها باید طوری باشند كه ساكنانشان را به معانی برتر از این زندگی روزمره توجه بدهند، باعث آرامش و تعالی آنها شوند و هویتشان را به آن ها یادآوری كنند تا بعد بتوانیم شاهد ایجاد سبك زندگی ایرانی – اسلامی در بین شهروندان باشیم.
