نمادها نقش اساسی در فیلم های 100 ثانیه ای دارد
تاریخ ارسال : 1394/05/28
در فیلم کوتاه و مخصوصاً با حد نصاب صد ثانیه، باید متوسل به نمادها و نشانه ها شویم تا تماشاگر با استفاده از کلیدهایی که در دست دارد توفیق پیدا کند تا به همراه هنرمند به یک تجربه مشترک دست یابند.
فرهاد توحیدی( فیلمنامه نویس)// وقتی از تصویر صحبت می کنیم، تصویر هم مانند موسیقی زبانی جهانی است. شما اگر عکسی را در هر جای این کره خاکی نشان دهید، درک می کنند و می فهمند. زبان قرار داد است اما تصویر رابطۀ دال و مدلول را عینی می کند. یعنی، نشانه ای که به اصلش اشاره می کند. برای همگان قابل درک است. پس عکس مانند ملودی یک زبان جهانی است "جایی که همه از سخن گفتن باز می ایستند موسیقی آغاز می شود."
سینما هم، زبانی جهانی است چرا که فیلم ساز به واسطه قراردادن نشانه های موجود در فیلم که برای همگان قابل تأویل است با مخاطب ارتباط برقرار می کند. یک اثر به تعداد مخاطبین خود بازآفرینی می شود و فهمیده می شود. این فهم، ظرفیت اثر را برای ایجاد ارتباط نشان می دهد و نیاز به آداب و تربیت خاصی هم ندارد.
حقیقت آن است که هنر با بخشنامه و دستور العمل، اتفاق نمی افتد. ما می توانیم چهارچوب معین کنیم که این جشنواره، فیلم صد ثانیه ای قبول می کند. یعنی به آن چهارچوب زمانی بدهیم (اما به هر ترتیب برای فیلم ساز محدودیت ایجاد کرده ایم. بهتر نیست که فقط موضوع صحبت فیلم کوتاه باشد؟) اگر یک فیلم کوتاه صد و ده ثانیه درخشان ما بین داوطلبان شرکت در جشنواره باشد چه می کنید؟
یک موقع، جشنواره بر اساس یک موضوع به وجود نمی آید. مثلاً فراخوان می دهیم در مورد ساخت فیلم هایی با موضوع "طاق ضربی" بعد می گوییم مقصود ما طاق ضربی ای است که در آن ساروج به کار رفته باشد. دائم این محدودیت را تشدید می کنیم. اما آیا در آخر برای هنرمند چیزی می ماند که به آن بپردازد؟ خلاقیت او چه می شود؟ اگر دست هنرمند را باز بگذاریم، بیشتر می تواند خلاق باشد و کار را ارائه دهد.(هر چند که می گویند محدودیت، خلاقیت می آورد)
حالا این سؤال پیش می آید که فیلم صد ثانیه ای دارای چه ساختاری است؟ و این ساختار پیامی به دنبال دارد یا خیر؟
مطمئناً هر ساختاری برای خود پیامی دارد. حتی هنر برای هنر هم، صاحب معناست. چرا که غایتی را هدف گرفته ایم و این هدف، صاحب تعریف و معناست. بنابراین قاعدتاً چیزی که هنرمند به آن فکر می کند، صاحب معنا و ساختار است. اما اشتباهی برای فیلمسازان این آثار به وجود می آید که فیلمشان خیلی شخصی است. استادی داشتیم به نام آقای کیومرث منشی زاده که می گفت، شاعری که شعر شخصی بنویسد مثل کسی است که نامه ای را به نشانی خودش پست کرده است.
فیلمساز فیلم کوتاه، تجربه شخصی اش را در اختیار شما می گذارد و شما چه آن را تجربه کرده باشید چه نکرده باشید با او همگام می شوید و لذت می برید. اما هنرمند باید تجربه شخصی اش را به شکلی بیان کند تا قابل درک باشد. اینکه کلیدهای دریافت فیلمش، فقط نزد خودش باشد فاقد ارزش است. مضمون را نمی شود به فیلم تزریق کرد، کسی که با موضوع برخورد می کند آن را کشف می کند.
کسی که کارش فیلمسازی است و صاحب انگیزه و دانشی در این زمینه است و دوربین دستش می گیرد، صاحب نگاه است. ما نمی توانیم به او بگوییم چطور این کار را انجام دهد. عوامل زیادی دست به دست هم داده تا او صاحب این نگاه شود.
ساختن فیلم کوتاه بسیار دشوارتر از فیلم بلند است. در فیلم بلند، زمان به اندازه کافی داریم تا از دل کشمکش های داستان، معنایی زاده و مضمونی پیدا شود. اما در فیلم کوتاه و مخصوصاً با حد نصاب صد ثانیه، باید متوسل به نمادها و نشانه ها شویم تا تماشاگر با استفاده از کلیدهایی که در دست دارد توفیق پیدا کند تا به همراه هنرمند به یک تجربه مشترک دست یابند.
من تاکنون جشنواره ای با این نام سراغ ندارم. البته جشنواره فیلم های تبلیغاتی هست که جشنواره بسیار معتبر و جذابی است. اما تحت عنوان فیلم 100 نمی دانم ( برای من چیز جدیدی است) ولی هر چیزی در این کره خاکی ممکن است. یعنی کسی مثل شما در جای دیگر به فکر چنین چیزی افتاده باشد. چرا که آدمی، صاحب حافظۀ مشترک است. و در هر جای زمین، زندگی کند، این حافظۀ مشترک به او فرمان می دهد.
این فیلم هم، مانند فیلم بلند، صاحب آغاز، میانه و پایان است. می تواند پایان باز یا بسته داشته باشد. بالاخره هنرمند باید موضوعی را طرح کرده آن را بسط دهد و نتیجه بگیرد. اما نکته ای که حائز اهمیت است این است که در این نوع فیلم ها معنا باید مانند تیزرها، فشرده شود تابتواند در زمان کمتری انتقال پیدا کند. می تواند آموزشی باشد. مثلاً هشدار در مورد ایدز و راه های مراقبت رادر اختیار تماشاگر بگذارد. به هر حال باید مخاطب را متوجه امری کند.
قصه اش را می گوید و باید در پایان کار، پیام مورد نظر را به مخاطب منتقل کند. انتخاب تصویر بسیار مهم است چرا که یک تصویر مجرد و انتزاعی در رساندن سریع پیام بسیارمؤثر است. پس قواعد اصلی در فیلم کوتاه و بلند یکی است. فرم و محتوا، لازمه یک فیلم کوتاه است که باید آن را دارا باشد تا بتواند مضمونش را مؤثرتر انتقال دهد.
