بازدید کننده محترم ، عملیات ثبت اثر شما در حال انجام میباشد ، ممکن است به دلیل حجم فایل شما کمی ارسال فایلها زمان بگیرد لطفا تا دریافت کد پیگیری صبر نمایید.

مصدق آقاجانلو: انتقاد یک شاعر از راه افتادن موج متوسلین به منزوی/ به خط قرمزهای منزوی احترام بگذاریم

تاریخ ارسال : 1395/04/22

شب شعر چهاردهمین مهرواره شعر و داستان سوره با یادی از منزوی برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی مرکز محافلو جشنواره های حوزه هنری، شب شعر ویژه چهاردهمین دوره مهرواره شعر و داستان سوره با حضور فاضل نظری، محمدعلی بهمنی، علیرضا قزوه، ناصر فیض، محمود حبیبی کسبی، علی داودی و حمعی از شاعران و مردم زنجان در موزه و کارخانه کبریت سازی زنجان برگزار شد.

عباس کی‌قبادی، از شاعران استان اصفهان، نخستین کسی بود که مراسم شعرخوانی را آغاز کرد. او به احترام زنجان و شاعر نامدارش، حسین منزوی دو غزل خواند:

مثل داغ گل که بر تن پوش گل افتاده است
عکس من بر پرده آن چشم زاغ افتاده است

اصفهان از چهارسو تا چهل سو از هوش رفت
تاری از مویت مگر در چهارباغ افتاده است...

***

محمود حبیبی کسبی دیگر شاعری بود که به شعرخوانی پرداخت. او نیز غزلی عاشقانه خواند:

روی تو کشنده است به نظاره ماهم
موی تو نشانده است به این روز سیاهم

در صورت تو ننگرم از بس که لطیفی
ترسم که بماند به رخم رد نگاهت...

رویا باقری، از شاعران جوان استان زنجان اولین شاعر از جمع میزبانان بود که به شعرخوانی پرداخت:

برای عشق جهان یک حریف می طلبید
کسی نبود و قرار شد به آفریدن ما

***
علیرضا بدیع سخنان خود را با اشاره ای کوتاه به تاثیر منزوی در شعر معاصر آغاز کرد و گفت: منزوی بر گردن شعر امروز حق بزرگی دارد.

بدیع در ادامه غزلی را خواند:

تو با اسب آمدی ای مادیان بادپا ریرا
برایم ارمغان آورده ای سالی بهاری را

تو لب تر کن خزر را در خلیج فارس میریزم
اشارت کن به بندر وصل می سازم ساری را...

***
سعید توکلی، دیگر شاعر زنجانی بود که به شعرخوانی پرداخت:

پیش من بنشین ولی چیزی نپرس از شادیم
دلخوشم هر لحظه با غمهای مادرزادیم...

***
کبری موسوی از داوران و شاعران حاضر در این مهرواره بود که به شعرخوانی پرداخت:

لب باز کردم واژه ای بی باک بیرون زد
پروانه ای از حفره ای غمناک بیرون زد...

***
ناصر فیض شاعر دیگری بود که به شعرخوانی پرداخت و یک شعر طنز ترکی در وصف "پیکان" برای حاضران خواند.

وی در ادامه سروده دیگری نیز خواند:

گل در بر و می در کف و معشوق به کام است
من مانده ام اینجا که حلال است، حرام است؟...

***

علی سلیمانی شاعر جوان استان همدان از دیگر شاعران حاضر بود:

ای گنبد گیسو پریشان ماه زاهدکش
ای هر خیابان را قدم های تو عابرکش

از رودکی تا منزوی دیوانه ات بودند
ای در غزل ده قرن چشمان تو شاعرکش...

***

علرضا قزوه مدیر دفتر آفرینش‌های ادبی حوزه هنری، شاعر دیگر این مراسم بود. یاد حسین منزوی با این جمع زنده شد. شاید تصور برخی نسبت به منزوی فقط شاعر عاشقانه‌ها باشد، اما من او را می شناختم. یکی از ابعاد دیگر وجودی او این بود که او پیش از من شاعر آیینی، شعر برای امام حسین دارد. او شاعر امام حسینی است و این برگرفته از فرهنگ شهر زنجان است.

شهید شهریاری که از دیگر چهره های شهر زنجان است، آبروی انقلاب است و کاری که در انرژی هسته ای کرد، نشان از نبوغ مردم این شهر دارد.

او در ادامه شعری تقدیم به منزوی خواند:

در این هزاره یوم از این هزار یکی کم
قطار راه می افتد از این قطار یکی کم...

وی در ادامه یادآور شد: یکی از شاعران از این جمع کم شد، اما شاعران دیگری ظهور کردند. نمونه ای از این دست، طریقی است که امیدوارم منزوی دیگری شود.

مصدق آقاجانلو شاعر جوان زنجانی بعد از قزوه به روی سن آمد و گفت: یک موجی هست موج متوسلین به حسین منزوی، کسانی که منزوی را دوست دارند باید به خط قرمزهای او هم احترام بگذارند.

در ذهن من کسی است نه، در ذهن من زنی است
آنقدر باشکوه که باورنکردنی است

برای اطلاع ازمهمترین اخبار جشنواره ها و محافل حوزه هنری ما را در کانال تلگرامی دنبال کنید.