نگاهی به نمايش «زندگي ديگران »: تئاتر فصل ارتباط نسل ها
تاریخ ارسال : 1391/03/13

نمايش «زندگي ديگران »، روايت تقابل نسلي است كه امروز سي ساله است با نسلي كه سي سال پيش سي ساله بوده و در دفاع از مرز و بوم و ناموسش جان بر كف گرفته، راهي جبهه شده است. دايي كه خود فرمانده جنگ است به ديدار خواهر زاده كه تركش همان جنگ منطقش را هدف قرار داده در امارات رفته است و از نزديك شاهد ويراني و بي هويتي اوست.
بديهي است كه پرداختن به چنين موضوعاتي در روزگار امروز كه تقريبا مي توان گفت تمام نشانه هاي هويت ملي و مذهبي به يغما رفته بسيار مطلوب است، و نيز استفاده از مديوم تئاتر براي بيان چنين مشكلات و آسيب هايي مطلوب تر. اما چگونگي به كارگيري اين ابزار در جهت تحقق چنين هدفي نيز از اهميت ويژه اي برخوردار است. مي دانيم كه جشنواره ماه بر سه ركن معنويت انديشه و هنر استوار شده و حضور توام اين سه در يك اثر نمايشي مي تواند در شكل گيري اثري بديع و فاخر نقشي اساسي داشته باشد. همانطور كه ذكر شد موضوع مطروحه در اين نمايش موضوعي در خور و قابل بحث است.
بد نيست كمي به ميزان تحقق دو عنصر ديگر يعني انديشه و هنر بپردازيم، چراكه اين هر دو در سنجش آثار شركت كننده اهميت دارند. انديشه و تم طرح شده در اين نمايش گرچه كمي تكراري به نظر مي رسد ولي ضروري است از اين رو مي بايد در بستري بديع مطرح شود تا بتواند اثرگذار واقع شود. اين امر تا حدي محقق شده است ، خلق وضعيتي كه شخصيت اول داستان دارد، اين كه با دلايل خاص خودش مهاجرت كرده و در كشوري بيگانه زندگي مي كند خود مي تواند بستر مناسبي براي بررسي آسيب اجتماعي مورد نظر باشد ، او مي گويد همه آن چه كه دوست نداشته فروخته است و نيز دايي به اين نكته اشاره مي كند كه به چه قيمتي؟ اين مي تواند بستر مناسبي براي طرح ايده مورد نظر و ايجاد نوآوري شود ، اگر نگارنده ويژگي هاي اين ساختار را به خوبي دريافته و قوام داده باشد.
اما اين اتفاق به طور صد در صدي صورت نگرفته، ساختار داستان هنوز قوام كافي را نيافته است ، تمام اتفاقات و طرح چالش ها تنها به وسيله ديالوگ پيش مي رود ، لازم به ذكر است كه البته ديالوگ ها بسيار روان و موجز هستند، اما اين وي ژگي ديالوگ ها باعث نقص در درام شده است، چراكه تنها ابزار پيشبرد درام در اين نمايش است، باعث شده اتفاقات نمايشي رنگ ببازند و اتهام شعار زدگي كمي برازنده اين كار به نظر برسد. پرداخت شخصيت ها مي تواند با كمي اغماض مطلوب باشد، اما آن ها نيز در چارچوب ديالوگ ها و ويژگي هاي آن ها اسير شده اند ، و كاركردشان دچار نقص شده است. ريتم كار از روندي سينوسي برخوردار است ، گاه مي افتد و گاه در مسير خود قرار مي گيرد.
بازي ها به طور نسبي مطلوب به نظر مي رسند و مي توان گفت ارتباط خوبي با مخاطب برقرار كرده اند. موسيقي با فضاي كار هماهنگ است ، با اوج ها اوج مي گيرد ، و با فرود ها نيز همراهي مي كند. نور در اين نمايش كاركرد ويژه اي ندارد ، گو اين كه تنها ابزاري براي تعويض صحنه هاست. در مجموع، نمايش «زندگي ديگران » در ارتباط با مخاطب به طور نسبي موفق است ، فارغ از تمامي نقدهاي كارشناسانه از جذابيت برخوردار است و اين مي تواند معيار خوبي براي موفقيت يك تئاتر باشد.
1391/3/13
