از شاعر دينی انتظار میرود با تكيه بر پژوهش راههای تازهای برای آفرينش هنری پديد آورد
تاریخ ارسال : 1391/08/06

يك شاعر و منتقد با بيان اينكه بايد به دركی متفاوت از حقايق تاريخی دست يافت، گفت: شاعر دينی بايد با نگاهی عينیگرا و در عين حال متكی به شخصيت فردی خويش، از طريق تلفيق شخصيتها و زمان و مكان، وقايع دينی را در زندگی مخاطب حاضر كند.
به گزارش روابط عمومی نخستین کنگره شعر آیینی شفق به نقل از خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا)، حميدرضا شكارسری در پاسخ به اين پرسش كه تا چه حد اين امر را برخاسته از اقتضائات روزگار كنونی میبينيد، گفت: انسان موجودی منفعل نيست و با تكيه بر مطالعه، خرد و پژوهش خود میتواند از اسارت شرايط خارج شده و انتخابگر باشد. حداقل اين انتظار وجود دارد كه فرد فرهيختهای كه دنبال هنر و پرداختهای هنری در زمان خويش است به اين پژوهش اهتمام كند و اين انتظار زيادی نيست؛ يعنی اگر بعضی جهتدهیهای زمانه يك سری آسيبها از جمله پرداخت سطحی و عاطفی را در شعر دينی موجب شده از شاعر نيز اين انتظار میرود كه با يك پرداخت عميقتر با تكيه بر پژوهش در ديدگاههای سنتی و مدرن و حتی پستمدرن راه تازهای را خلق كند كه آثار هنری از سطحی بودن چندان آسيب نبيند.
اين شاعر دينی با اشاره به عبارت معروف «كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا» و اين كه هر روز میتواند عاشورا و هر جايی میتواند كربلا باشد، گفت: در مورد شعر دينی ما بايد حقيقتی را در ذهن داشته باشيم و آن اين است كه حوادث دينی نقاطی، فقط در زمان خودشان، نيستند. آنها در حقيقت يك خط يا به عبارت بهتر يك ساختار و اتفاقاً ساختارهايی زنده هستند كه در طول تاريخ جريان پيدا میكنند و با تعويض اجزای خود زندگی و شكل تازهای میيابند. اگر ما باوری عميق به اين امر داشته باشيم آنگاه اين حادثه میتواند برای ما، در زمانهای مختلف و با شخصيتهای متفاوت، حياتی تازه و معنايی جديد داشته باشد.
شكارسری با بيان اين كه امروز به ضرب و زور توناژ صدای مداحان است كه بسياری از اين اشعار و نوحهها قابل شنيدن میشوند، گفت: به همين خاطر من احساس میكنم كه شعر عاشورايی بايد با تلفيق كردن واقعه عاشورا با زمان زيست شاعر در يك ساخت جديد ارائه شود. ما بايد كاری كنيم كه امام حسين(ع) در خيابانهای تهران و خيابانهای شهرهای ما شروع به راه رفتن كند. بايد كاری كنيم كه چكيده شدن خون حضرت علیاصغر در همين هيأتها ديده و احساس شود. بنابراين شعر دينی بايد كاملاً عينیگرا و جزءنگر، با نگاهی متكی به شخصيت فردی شاعر باشد و از طريق در هم بردن شخصيتها، و زمان و مكان، شخصيتهای اين حادثه را عيناً در زمان و زندگی ما حاضر كند. مثلاً شما به اين شعر توجه كنيد:
«آقا ببخشيد!/اينجا به اندازه كافی شلوغ هست/ديگر جا نداريم/امشب سينهزن و زنجيرزن زياد داريم/غذا كم میآوريم/كوچه بالايی هم يك تكيه هست/ببخشيد آقا خوش آمديد/خون میچكد جلو در تكيه/خون راه میكشد تا تكيه بعدی/چه راحت رفت!/بنده خدا انگار آشنا هم بود، عريان با آن بدن چاك چاك،با آن گلوی بريده/كجا ديده بودمش؟/ چرا يادم نمی آيد؟/كاش راهش داده بودم!»
در اين شعر آن كسی كه مأمور ورود و خروج عزاداران است، امام حسين خودش را نمیشناسد. ما در ظواهر و قشر اعمالمان گرفتار شدهايم و از اصل قضيه كه شناسايی شخصيت ائمه معصومين(ع) است بازماندهايم. بنابراين نبايد فقط به ذكر حادثه تاريخی و داستانپردازی منظوم يا منثور آن پرداخت چرا كه اين گونه عمل كردن به دليل اينكه از هر وجه زيبايیشناسانهای تهی است ديگر توجه مخاطب را برنمیانگيزد. وقتی شما از اتفاقهايی كه در زمانها و مكانهای مختلف روی دادهاست يك كلاژ درست كنيد در حقيقت زمان خطی را زير سوال بردهايد كه البته ممكن است مورد پسند مخاطب واقع نشود.
شعر دينی مورد حمايت بیطرفانه و بیغرضانه قرار گيرد
اين شاعر و منتقد ادبی، در پاسخ به پرسشی ديگر به اين مضمون كه اگر شعر و هر كلامی متأثر از مخاطب متصور خويش است، بنابراين شعر دينی بايد چه كسی را مخاطب خود بداند؟ گفت: ما دو نوع مخاطب داريم، يك نوع مخاطب به مناسبت به شعر عاشورايی نزديك میشود كه مخاطب هيأتی و محفلی است. اين مخاطب برخوردی تفننی و موقعيتی با شعر دارد و نه برخوردی جدی، هميشگی و حرفهای و در نتيجه منفعلانه با شعر مواجه میشود. اما مخاطب نوع دومی نيز وجود دارد كه چه بسا اهل هيأت و اثرگيری احساسی و عاطفی است اما با شعر، به عنوان يك بسته زيبايیشناختی، رابطه جدیای دارد. اين مخاطب انتظار دارد كه شعر روزآمد بوده و تعادلی بين فرم و محتوای آن برقرار باشد. اين مخاطبان هستند كه حركت رو به جلو را برای شاعر عاشورايی ضروری میسازند.
وی در خصوص وظيفه متوليان امور فرهنگی در قبال شعر دينی گفت: شعر دينی در حال حاضر نيازمند اين است كه از طرف متوليان امر نيز ياری شود؛ بدين معنا كه همچون شعر دفاع مقدس مورد حمايت بیطرفانه و بیغرضانه واقع شود. به شاعر دينی بايد فرصت داده شود كه بدون در نظر گرفتن نفع شخصی ديگران دست به آفرينش هنری بزند و باور داشته باشيم كه اين راه خواهناخواه در دراز مدت به نفع ادبيات و تفكر ادبی تمام میشود. اگر چه ممكن است در كوتاه مدت اين حمايت بیانتظار منجر به تظاهراتی قابل نقد نيز بشود اما تاريخ نشان داده است كه آفرينشهای آزاد هنری در نهايت به نوعی پالودگی و پيراستگی میرسد. نمونه اين امر را در تاريخ ادبيات خودمان میتوانيم در شعر مشروطه ببينيم. ما میبينيم كه شعر مشروطه با نوعی ركاكت زبانی و بيان سطحی و شعاری آغاز میشود اما در نهايت به نيما میرسد. ما نيز بايد شرايط را برای آفرينشهای هنری در زمينه دينی فراهم كنيم و بدون ديكته كردن از بيرون و با حمايت از شاعرانی كه آفرينشهايی نو در ساختار و فرم دارند، امكان چنين حركتهايی را افزايش دهيم.
شكارسری در پايان گفت: بايد از شاعران صبر بخواهيم. آنها نبايد لزوماً با توجه به مخاطب عام دست به سرودن شعر بزنند و لزوماً به دنبال برانگيختن احساسات و عواطف خام باشند. از شاعران انتظار میرود كه به افقهايی روشنتر توجه كنند.
