گرفتار شدن شاعران در کوچه پس کوچه های فرم؛ شاعرانی که تشخص اشعارشان از دست می رود....
تاریخ ارسال : 1391/08/20

«شعر انقلاب شکلی از شعر و ادبیات را نمایندگی می کند که عدالت محور است و خواسته هایی فراتر از نگریستن به شعر فقط به عنوان هنر و یا شعر صرف دارد.»
اینها را محمدحسین جعفریان می گوید که در عرصه روزنامه نگاری شناخته شده است. گفتگوی ما با این شاعر، مستندساز و روزنامه نگار که اتفاقا در اولین دوره برگزاری جشنواره شعر انقلاب از اعضای هیات داوران این جشنواره بوده را در حالی که حدود یک ماه به آغاز این جشنواره زمان باقیست، می خوانید:
آیا محدوده زمانی برای شعر انقلاب قابل تعریف است، پیدایش شعر انقلاب از چه دوره ای بوده است؟
اگر منظور ما از شعر انقلاب مشخصا متوجه حادثه اجتماعی شود که در بهمن 57 رخ داد بله؛ آثاری که بعد از حکومت پهلوی اول آفریده شد و انگیزه هایی برای دفاع از حقانیت مردم داشت را می توان در این زیرمجموعه تقسیم بندی کرد. اما اگر بخواهیم ارزش هایی مثل تعهد و عدالت خواهی را مورد نظر قرار دهیم در اینصورت خیر؛ ما حتی می توانیم آثاری را از دوره مشروطیت با عنوان شعر انقلاب قلمداد کنیم که تا امروز این جریان ادامه دارد. آثاری مثل نسیم شمال و برخی شعر های ملک الشعرای بهار. امروز هم شعرهایی را می بینیم از استاد علی دامغانی و حمید سبزواری که مدافع نگرش و هنجارهایی است که در شعر شاعرانی چون پروین اعتصامی و ملک الشعرای بهار هم از همین آرمان ها دفاع شده است. اما اگر بخواهیم برای شعر انقلاب یک تعریف تاریخی و زمانی خاص داشته باشیم، علی القاعده می توان بعد از خرداد 42 و قبل از آن تا امروز تمامی آثار آفرینش شده با موضوعاتی با پی رنگ خواسته های انسانی که عمدتا عدالت محوری مهمترین نکته آن است را جزو محدوده شعر انقلاب قلمداد کرد.
در مقایسه سه دهه شعر انقلاب با یکدیگر، کدام دهه را پربارتر ارزیابی می کنید؟
هر جریان ادبی همیشه در ظهور خود قدرتمند تر است تا در ادامه . چون در آغاز حیات تلاش برای حفظ و بقا است . جریان شعر انقلاب اسلامی به مفهوم همین که ما محدوده تاریخی برای آن قائل شدیم به نظر من در آغاز خیلی پرشورتر بود، به ویژه اینکه مساله جنگ پیش آمد و شعرا مجبور شدند در این حوزه هم وارد شوند؛ لذا اکنون وقتی برگردیم و یک بررسی اجمالی به عمل آوریم، می بینیم که درخشان ترین نمونه های شعر انقلاب و دفاع مقدس در دهه 60 سروده شدند و اکثر شعرایی که ما امروز به عنوان نمایندگان درخشان شعر انقلاب می شناسیم، شعرهایی در این دهه را به مردم شناسانده اند. من فکر می کنم ما در دهه 60 و حداکثر دهه 70 سال های طلایی شعر انقلاب را داشتیم.
مشکلی که شعر انقلاب در سال های پس از پیروزی انقلاب به آن دچار شد، چه بود؟
در ادامه حرکت جریان شعر انقلاب مشکلی که پیش آمد این بود که شعرا فرم را بر محتوا ترجیح دادند و در ماز و کوچه پس کوچه های فرم گرفتار شدند و این باعث شد یک حرف به فرم های گوناگون تکرار شود. شعرها به گونه ای شد که اگر نام شاعر را از مجموعه هایی که در سال های اخیر منتشر شده اند برداریم، متوجه نمی شوید متعلق به کدام شاعر است. مخاطب شعر سرگردان است و شعرا تشخص خود را از دست دادند. وقتی بازی های زبانی به کرات مورد استفاده قرار می گیرد و توجه شاعران به زبان و فرم شکل پیدا می کند، مخاطب سرگردان تر نیز می شود ؛ به همین خاطر در این دهه دچار بحران مخاطب شده ایم. اما این اتفاق به مرور در حال ترمیم شدن است و مشکلی است که شناخته شده و شاعران شعر فارسی و شعر انقلاب تلاش می کنند تا از این چاله درآیند.
آیا در جریان معاصر شعر انقلاب به یک پیشرفت زبانی رسیده ایم؟
نمی توان مشخصا حکم داد که یک پیشرفت زبانی داشتیم. من هنوز همان زبان ساده گذشته دهه 60 را که لاجرم از دل بر می خواست و بر دل می نشست، ترجیح می دهم. احساسات و ویتامینی که شعر باید داشته باشد با هر بازی زبانی بر دل نمی نشیند و تاثیرگذار نمی شود، بلکه تنها به بایگانی کتابخانه ها و کتاب هایی با تیراژ 1000 نسخه که فقط در کتابخانه خود شاعر انباشته می شود تبدیل می شود. شاعر باید حرفی برای گفتن داشته باشد و آن حرف چنان پرشور باشد که قلم و کلمات تابع شاعر باشد نه شاعر تابع فرم و زبان. اگر چه تمام این حرف ها بدین معنی نیست که اهمیت فرم و اهمیت پرداخت در پیشرفت زبان و نوگرایی را نادیده بگیریم، اما نباید آن قدر اهمیت داده شود که در رتبه نخست قرار گیرد، پیش از آنکه به دغدغه های شاعر پرداخته شود.
آیا شعر انقلاب به آن درجه از رشد کیفی که ادبیات دفاع مقدس به آن دست یافته، رسیده است؟
در دوران 8 سال دفاع مقدس احساس می کردیم که در جبهه فرهنگی و جبهه شعر مثل یک سرباز بسیجی که در شلمچه می جنگید باید مبارزه کنیم به همین خاطر آثار آن دوران بسیار پرشورتر از آثاری است که امروز شاعر زیر کولر گازی فقط جنگ را از تلویزیون تماشا می کند و درباره آن می نویسد. شاعر فقط به جهت آفرینش شعر نبود که تلاش می کرد وارد عرصه شعر شود، بلکه انبوهی از دغدغه ها را داشت و این را نوعی وظیفه برای خود تلقی می کرد. در واقع احساس می شود آثاری که امروز علاقمند به نمایندگی از شعر دفاع مقدس هستند، کپی کمرنگی از اشعار آن دوره اند، چون این آثار هنوز اگرچه باقی است اما بسیار از شدت و حدت آن کاسته شده و شاعر امروز تلاش می کند این کمبود را با کشمکش های زبانی و آرایه های ادبی و فرم جبران کند که باعث سرگردانی مخاطب می شود و خواننده را نه به دریافت محتوا می رساند و نه شکل درستی از شعر در پیش رویش قرار داده می شود .
محمدحسین جعفریان شاعر، مستندساز، روزنامهنگار و خبرنگار جنگی است که دو دوره رایزن فرهنگی ایران در افغانستان بودهاست. بیشتر شهرت جعفریان ازشعرهای بلند و نیز از گزارشها ومستندهایش در مورد جنگ های جهان(افغانستان-تاجیکستان-بوسنی-کوزوو-پاکستان وکشمیر-عراق-لبنان و...) بویژه ساخت مستند معروف «حماسه ناتمام» یا "شیردره پنجشیر"از زندگی احمدشاه مسعود است.
