عبدالحمید ضیائی از دلتنگی انسانها گفت/ ملال صفت ذاتی زندگی زیباییشناختی است
تاریخ ارسال : 1395/08/02
یك شاعر و مدرس فلسفه با اشاره به دلایل دلتنگی و ملال انسانهای مدرن گفت: ملال وجودی ناشی از حسرت یك مطلوب خاص نیست، بلكه حسرت بی مطلوبی مطلق است.

وی ادامه داد: تخیل از همه ویژگی ها عجیبتر است، چرا كه ما را از ساحت واقعیتی كه در آن هستیم بیرون میبرد و افقها و امكانهای دور را به ما نشان میدهد. هر چه كه ما از ساحت واقع فراتر رویم، امكانهای بیشتری را میتوانیم ببینیم و نه تنها تخیل، امكانهای بیشتر را برای ما فراهم میكند، بلكه جهانهای ممكن بیشتری را هم پیش چشم ما میآورد.
ضیائی با بیان اینكه ممكن است سه مرحله در زندگی انسانها به وجود بیاید، عنوان كرد: یكی زندگی زیباییشناختی است، دیگری زندگی اخلاقی و بعد از آن هم زندگی دینی است. میخواهم درباره زندگی زیباییشناختی، مصیبت ها و مشكلات آن و راه برون رفت از آن سخن بگویم. وقتی میگوییم زندگی زیباییشناختی منظور تنها زندگی هنری نیست. فیلسوفان اگزیستانسیالیست وقتی میگویند زندگی زیباییشناختی، اشاره به انواع مختلف زندگی دارند. ممكن است كسی عیاشی را به عنوان زندگی زیباییشناختی انتخاب كند و فرد دیگری زندگی علمی را به عنوان زندگی زیبایی شناختی انتخاب كند.
وی تصریح كرد: فیلسوفان اگزیستانسیالیست چند ویژگی برای زندگی زیبایی شناختی برشمردهاند. یكی اینكه زندگی زیبایی شناختی زندگی انتخابی نیست و پیش روی همه انسانها گسترده است. ویژگی دوم این است كه مبتنی بر چند امر تصادفی است و یكی ممكن است تصادفا زندگی زیباییشناختی داشته باشد. مثلا صورت زیبایی داشته باشد و صدای خوشی داشته باشد و یا نیروی بدنی و ذهن قوی داشته باشد. یا مانند ماه تولد كه برخی افتخار میكنند آبانی هستند و یا در ماه اسفند به دنیا آمدهاند. زندگیهایی كه بر اساس استعدادهای تصادفی به وجود میآید زندگی زیباییشناختی هستند و ارزش خاصی ندارند.
این شاعر اظهار داشت: مشكل اینجاست كه در زندگی زیبایی شناختی فرد هویت خود را به یكی از ویژگیهای تصادفی مانند صدای خوش، سیمای زیبا و ... گره میزند. وقتی این ویژگی ها از دست برود، فرد هم تمام شده است. یك ویژگی دیگر زندگی زیبایی شناختی این است كه در زندگی زیبایی شناختی، قضاوت زیبایی شناس بر اساس امور خارجی است. یعنی وقتی میخواهد به خودش انتقاد كند، به امور بیرونی میپردازد و همه مشكلات را به عوامل بیرونی ربط میدهد. قضاوت فرد زیباییشناس بر اساس جالب بودن چیزها است. در نتیجه فرد دچار این مشكل میشود كه هر روز مجبور است یك هیجان تازه را تجربه كند و هیجان فردا باید عظیمتر و بزرگتر از هیجان امروز باشد، وگرنه دچار مشكل میشود.
این مدرس فلسفه با تاكید بر اینكه زندگی فرد زیبایی شناس طالب هیجان و تلاطم است، در حالی كه زندگی دیگر انسانها، سرشار از وقایع عادی و معمولی است و فرد زیبایی شناس مصیبت و فلاكتی دارد كه چیزهایی پیدا كند كه در آنها هیجان وجود داشته باشد. در نتیجه فرد زیبایی شناس دچار عارضهای میشود كه فیلسوفان به آن «ملال» میگویند. «ملال» ویژگی ای نیست كه وارد زندگی شود و برود، ملال صفت ذاتی زندگی زیبایی شناختی است. فیلسوفان معتقدند «ملال موقعیتی» داریم كه وجود دارد، اما امید داریم كه برطرف شود. ملال دیگری هم داریم كه به آن «ملال وجودی» میگوییم. در ملال وجودی شما با كسالتها و بطالتهای پی در پی مواجه هستید. یعنی اگر از این وضعیت خلاص شوید، دچار وضعیت دومی میشوید كه احتمالا بدتر یا مساوی با همین وضعیت است و خیلی چنگی به دل شما نمیزند و نمیتواند برای شما جاذبه ای داشته باشد. در واقع ملال وجودی ناشی از حسرت یك مطلوب خاص نیست، بلكه حسرت بی مطلوبی مطلق است. شوپنهاور میگوید: «انسان مدرن آونگ آسا در نواسان بین رنج و ملال است.»
ضیائی همچنین گفت: انسان مدرن چند راهكار برای برون رفت از ملال را آورده است. یكی از این راهها سرعت است. باید توجه داشته باشید كه ما به این دلیل از ملال فرار میكنیم كه انسانهای تهی هستیم و وقتی بخواهیم تامل كنیم، بایستیم و در وجود خودمان عمیق شویم چیز ارزشمندی وجود ندارد و به تعبیری ملال باعث هراس میشود. آهستگی باعث میشود كه انسان در خود دقیق و عمیق شود، اما با سرعت، خستگی و ملال فراموش میشود. برای سرعت هم سه ویژگی در نظر گرفته شده است. صنعت سرگرمی وقتی به وجود میآید می گویند سه چیز را انجام میدهد كه خیلی تلاش شده به روز رسانی شوند و كارآمدی آن ها ورد تاكید قرار بگیرد. این سه ویژگی سكس، خشونت و سرعت است.
وی افزود: اشتغال هم یكی دیگر از راهكارها برای فراموشی ملال بود. اما اشتغال تیغی دو لبه است. اشتغال باعث می شود دچار ملال تازه شوید و مجبوریم در جهان مدرن به سمت شغل هایی برویم كه در علاقه ما نیستند و به خاطر تامین هزینه های زندگی به كارهای مختلف رو بیاوریم. شغل و سرگرمی سرشاخههای ملال را میزند، اما ریشه اش را نگه میدارد. هر چه سر شاخه ها را بزنید، ریشه قویتر میشود.
این شاعر با بیان اینكه فیلسوفان وصیت كردهاند كه به جای تلاش برای ملال زدایی باید ملال را به رسمیت شناخت، عنوان كرد: راه های متعددی برای شناخت ملال اشاره شده است. فیلسوفان هنر میگویند یكی از مهم ترین راههای ملال زدایی، هنرورزی است. اگر بتوانیم زندگی درونی و سلوك باطنی برای خود فراهم كنیم، دیگر از خودمان فرار نخواهیم كرد. گریختن از ملال همانقدر دشوار است كه گریز از مرگ غیر ممكن است.
برای اطلاع ازمهمترین اخبار جشنواره ها و محافل حوزه هنری ما را در کانال تلگرامی دنبال کنید
