بازدید کننده محترم ، عملیات ثبت اثر شما در حال انجام میباشد ، ممکن است به دلیل حجم فایل شما کمی ارسال فایلها زمان بگیرد لطفا تا دریافت کد پیگیری صبر نمایید.

شكارسری: ضرورت تلفيق واقعه عاشورا با زمانه شاعر در اشعار آيينی

تاریخ ارسال : 1391/08/07

يك شاعر و منتقد با بيان اين‌كه بايد به دركی متفاوت از حقايق تاريخی دست يافت، گفت: شاعر دينی بايد با نگاهی عينی‌گرا و در عين حال متكی به شخصيت فردی خويش، از طريق تلفيق شخصيت‌ها و زمان و مكان، وقايع دينی را در زندگی مخاطب حاضر كند.
به گزارش روابط عمومی نخستین کنگره شعر آیینی شفق به نقل از خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا)، حميدرضا شكارسری با اشاره به اين‌كه نام «شعر آئينی» نامی اشتباه برای شعر مورد نظر ماست، اظهار كرد: دين زير مجموعه آيين، و نوعی از آيين است كه بهرمند از آموزه‌های وحيانی است؛ بنابراين آيين‌هايی هستند كه هيچ بهره‌ای از آموزه‌های وحيانی نبرده‌اند، مثلاً آيين‌های سرخپوستی، آيين‌های عرفانی نوظهور غربی، بوديسم و نمونه‌هايی از اين دست همه ذيل عنوان آيين قرار می‌گيرند، در حالی كه دين در اين امر كه بر آموزه‌های وحيانی تكيه دارد از اين آيين‌ها جدا می‌شود. بنابراين ما نام‌گذاری اشتباهی را پذيرفته‌ايم در حالی كه آن‌چه مد نظر ماست «شعر دينی» و نه شعر آيينی است.
وی با بيان اين كه پس از نام‌گذاری، اساسی‌ترين مسأله نسبت‌سنجی شعر دينی با جريان‌های شعری معاصر است، گفت: شعر دينی می‌بايست عيار خود را در نسبت با شعرهای روزآمد معاصر بسنجد. معمولاً شعر دينی ارزش خودش را از موضوع و محتوای خود می‌گيرد چرا كه نسبت قابل توجه و مشخصی با جريان‌های شعری پيشرو روزگار خود نداشته و بعضاً از اين جريانات عقب‌تر است. از همين روی بر موضوع و محتوا و نه كليت خويش كه مجموعه‌ای است از فرم و محتوا تكيه كرده و از ارزش‌های زيبايی‌شناسانه كه برآمده از نسبتی است كه شعر دينی با جريان‌های روزآمد روزگار خودش برقرار می‌كند دور می‌افتد. در حالی كه اگر شاعر اين را بداند كه تماميت شعر دينی محتوای آن نيست آن‌گاه كوشش می‌كند تا با برقراری نسبت با جريان‌های روزآمد شعری خود به تعادل و بالانسی بين فرم و محتوا دست يابد.
نبايد به احساسات و عواطف مخاطب بيش از خرد و شعور او ارزش داد
شكارسری درباره يكی از دلايل اين مسأله، گفت: يكی از دلايل مهم اين معضل اين است كه مخاطب در شعر دينی، مخاطبی فرض می‌شود كه در هيئات و تكايای مذهبی حاضر می‌شود و آماده سوگواری يا شادمانی و در كل آماده ابراز احساسات است؛ حال آن كه لزوماً شعر دينی فقط چنين وظيفه‌ای ندارد. و نبايد اسير ديدگاه‌هايی شد كه به احساسات و عواطف مخاطب ارزشی بيش از شعور و خرد او می‌دهد و در نتيجه موجب نزول شعر دينی تا مرحله ابراز احساسات و عواطف خام، سطحی و شخصی سراينده آن می‌شود.
وی در توضيح ديدگاه خود گفت: اگر ما هنر را محملی برای بركشيدن مخاطب از فرهنگی فروتر به فرهنگی فراتر بدانيم آن‌گاه نمی‌توانيم از خرد و شعور شعر دينی، به نفع احساسات و عواطف عقب‌نشينی كنيم. وقتی شما به شعور و خرد انسانی در اثر هنری توجه می‌كنيد نمی توانيد فقط محتواگرا باشيد و لاجرم به فرم هم توجه می‌كنيد و زمانی كه به فرم هم توجه كنيد ناچاريد به جريان‌های روزآمد شعری خودتان توجه كنيد؛ و آن‌گاه است كه يك بالانس پيش می‌آيد و بين فرم و محتوا تعادلی برقرار می‌شود و شعر دينی می تواند ادعا كند كه از آسيب محتواگرايی و معناگرايی صرف جدا شده و در رده شعرهای پيشرو روزگار خود وارد شده است.
شكارسری در پاسخ به اين پرسش كه آيا انصراف توجه شاعر از احساسات و عواطف مخاطب برای تعالی شعر دينی كفايت می‌كند؟ گفت: زمانی كه شما از پرداخت خام به احساسات و عواطف صرف نظر می‌كنيد جای آن را بايد با چيزی پر كنيد. بخشی از آن به فرم و وجوه زيبايی‌شناسانه اثر برمی‌گردد و بخشی ديگر از آن، اما، به جاهای خالی و سفيدی برمی‌گردد كه حاصل نگرش سطحی شاعر به حادثه كربلا و حوادث دينی است.
اين منتقد گفت: اصولاً اين آسيب از آن‌ جا می‌آيد كه بنا به هويت و سطح خواست مخاطب عام، شاعران ما برای سرودن شعرهای دينی لزوم چندانی نديدند كه به غور در حوادث تاريخی بپردازند و و به شكلی خود را در آن غرق كنند كه در آن حل شوند. از سوی ديگر به اين حوادث تاريخی دينی، بايد مانند تابلويی نگريست كه به خاطر ابعاد بزرگش از آن فاصله می‌گيريم و به آن نگاه می‌كنيم؛ تا به زوايای آن مسلط شويم. از واقعه عاشورا نيز بايد به مثابه يك تابلو و يك متن تاريخی فاصله گرفت و در عين حال با توجه خاص به آن نگريست تا به تمام زوايا و كنج‌های آن بتوان اشراف پيدا كرد، در اين صورت است كه می‌توانيم نسبت به پرداخت زيبايی‌شناسانه آن موفق باشيم. توجه عميق به حادثه كربلا می‌تواند راز و رمزهايی كه تا به حال از آن‌ها غافل مانده‌ايم را بر ما آشكار كند. در واقع احساسات و عواطف جای خالی غور در واقعه عاشورا را پر كرده است.
وی با اشاره به جامعه امروز شاعران عنوان كرد: ما امروزه در يك جمهوری شعری به سر می‌بريم كه لزوماً همه شاعران در آن انسان‌های متفكر و عميقی نيستند. بعضی از آن‌ها افراد كاملاً ساده و با زندگی‌ای سطحی هستند برخی از آن‌ها هم جوان‌هايی هستند كه تازه وارد عرصه ادبيات شده‌اند اما فرم را خوب می‌شناسند.
شكارسری در ادامه گفت: نوعی ساده‌انگاری در برخورد با شعر دينی از جانب كسانی كه لزوماً افراد متفكری نيستند باعث شده است كه يا از يك طرف شعر را در مفاهيم احساسی و عاطفی خلاصه كنند يا از سوی ديگر فقط شاهد يك سری بازی‌های زبانی و بعضاً سخيف باشيم كه معنا در آن‌ها مورد تعرض واقع شده است. در حالی كه شعر دينی ارزشمند، شعری است كه تلاش می‌كند بين وجوه معنايی و زيبايی‌شناسانه خودش تعادل ايجاد كند. امروزه ما چنين چهره‌هايی را كم داريم كه در عين توجه عميق به حوادث دينی پرداخت فرمی روزآمدی نيز ارائه دهند.