عنصر عاطفه فردی در «كیفر» پررنگتر از تعلقات اجتماعی است
تاریخ ارسال : 1394/07/12
نخستین نمایش بیست و چهارمین جشنواره تئاتر سوره ماه به نمایش «كیفر» ساخته محمد زوار بیریا اختصاص داشت كه با استقبال خوبی از سوی مخاطبان این جشنواره مواجه شد. این اثر علیرغم ادعایش درخصوص مقولهای اجتماعی، بیشتر در فردیت عمیق شده تا جمعیت.
نمایش «كیفر» با مواجهه یك مرد با مرگ آغاز میشود و از همان ابتدا تلاش میكند دركی فلسفی از زندگی، عشق، تولد و مرگ را طرح كند. اینكه این ادراك در نمایش «كیفر» تا چه حد عمق پیدا میكند جای چون و چرای بسیار دارد؛ ولی تلاش این نمایش برای عمقبخشی به این مقولات در قالب یك درام عاطفی اجتماعی قابل تحسین است
«كیفر» در ابتدا مواجهه «مهران» با مرگ را از رهگذر یك قتل غیرعمد كه به دلیل تصادف او با یك عابر رخ میدهد، مطرح میسازد، اما مهران به دلیل فراهم كردن پول دیه مقتول توسط «پری» - همسر مهران - از راه نزول، از زندان خلاص میشود. پری این پول را از «فرهاد»، پسرخاله و نامزد سابقش - كه هنوز عاشق پری است - میگیرد و همین اخذ نزول، پای فرهاد را به زندگی او و مهران باز میكند تا فاجعه بعدی زندگی آنان رخ دهد!
فرهاد با حالی خراب، در شبی كه مهران در خانه پیش پری نیست به خانه آنها میرود و در همین شب در خانه مهران/پری كشته میشود. این قتل كه شیوه وقوع آن در نمایش «كیفر» دستمایه تعلیق دراماتیك قرار گرفته، منجر به محكومیت مهران و سپس اعدام او میشود و مخاطب برای دومین بار مواجهه مهران را با مرگ مشاهده میكند، اما بین این دو مواجهه با مرگ، اختلاف مهمی وجود دارد؛ اختلافی كه وابسته به درك موقعیت هستیشناسانه مهران در دومین مواجهه است. این مواجهه دوم مهران با مرگ كاملاً مرتبط به تعلیق این نمایش درخصوص نحوه وقوع قتل فرهاد در خانه مهران/پری است و مخاطب با دو روایت روبهرو است؛ آیا خود مهران باعث مرگ فرهاد میشود؟ یا پری نامزد سابقش را كشته است؟ هر دو روایت محتمل است، ولی نتیجه ثابت: «مهران اعدام شده است».
***
نمایش «كیفر» در ساختار به صورت فلاشبكهایی روایت میشود و با دكور ساده و تقریبا یكسانی كه دارد روند روان و سادهای را پیش میگیرد؛ اگر از كندی گاه به گاهی كه به ریتم كار راه یافته و معضل باورپذیری درام این نمایش كه به طرز اغراقآمیزی مبتنی بر قتل و مرگ است صرف نظر كنیم، مشكل خاصی در این اثر قابل تشخیص نیست. ضمن اینكه بازی خوب بازیگران اصلی این نمایش، از «كیفر» اثری تقریباً جذاب ساخته است.
در پایان باید به رد بیرمق مقولهای اخلاقی اجتماعی مانند «رباخواری» هم چیزی گفته شود. زوار بیریا در گفتوگویی كه پیش از این نمایش انجام داده بود، اظهار كرد كه «این نمایش نقدی به آسیبهای اجتماعی رباخواری است» اما باید اعتراف كرد كه این اشاره به آسیبهای ربا، «خوب یا بد» به سطح نمیآید و مخاطب به سختی كاركرد اخلاقی و اجتماعی از این اثر دریافت میكند؛ پنهانسازی ایده مركزی نمایش از جهتی امتیاز است؛ زیرا مانعی برای صریحگویی شعارزده خواهد شد كه دامن بسیاری از نمایشهای ارزشی ما را گرفته است، اما این پنهانسازی به شرطی محقق خواهد شد كه این ایده پنهانشده، در عین اختفایش، همواره - به نحو دراماتیك - قابل تشخیص و بازیابی باشد، نه اینكه در یك اختلاط پیچیده با مضامین دیگر، گم شده یا به حاشیه رود.
از سوی دیگر این نمایش بیشتر تلاش میكند دغدغههای فردی و موقعیتهای اگزیستانسیال بشری را روشن سازد، نه دغدغهای جمعی و اجتماعی را. در گرایش به مقولات فردی و اجتماعی، یقینا «كیفر» نمایشی درباره فردیت است نه جمعیت. از همین رو عنصر عاطفه فردی در آن بسیار پررنگتر از تعلقات یا تعقلات اجتماعی است.
