امینی: برای استحكام روابط خانوادگی به معنویات تكیه كنیم
تاریخ ارسال : 1393/07/06

درتازهترین برنامه از سلسله برنامههای «قول و غزل»، شاعران سرشناسی از جمله محمدعلی بهمنی، یاور همدانی، محمد سلمانی، فاضل نظری و تعداد دیگری از شاعران و هنرمندان مطرح كشور حضور داشتند.
به گزارش پایگاه خبری حوزه هنری، محفل قول و غزل كه شنبه اول هر ماه برگزار میشود، دیروز شنبه پنجم مهرماه با یادی از استاد حسین منزوی همراه بود و چند شاعر پیش كسوت و جوان و همچنین دو شاعر سرشناس از كردستان عراق به شعرخوانی پرداختند.
در این نشست كه در تماشاخانه مهر حوزه هنری و با استقبال زیاد مشتاقان شعر و ادب فارسی برگزار شد، محسن مومنی شریف رئیس حوزه هنری و محمد حمزهزاده معاون هنری حوزه هنری هم حضور داشتند و سعید بیابانكی و اسماعیل امینی، دو شاعر سرشناس و متعهد كشورمان اجرای برنامه را بر عهده گرفتند.
بهترین راهنما این است كه اشعار بزرگان را بخوانیم
اسماعیل امینی در ابتدای این برنامه اظهار كرد: شعر به نسبت هنرهای دیگر در همراهی با حوادث انقلاب و دفاع مقدس مقدم بوده و هنوز هم این افتخار را دارد كه این وفاداری نسبت به مجموعه ارزش هایی كه در آن سالها پدید آمد همچنان ادامه یافته است.
وی ادامه داد: جوانان از من میپرسند چه كار كنیم كه بتوانیم شعر خوب بگوییم؟ من به آنها میگویم یك راه خیلی ساده وجود دارد و آن هم این است كه كتاب شعر خوب بخوانیم. اگر میخواهیم غزل بگوییم، غزل منزوی و سیمین بهبهانی و سایه را بخوانیم، اگر میخواهیم شعر آزاد بگوییم، شعر فروغ و شاملو و سید حسن حسینی را بخوانیم و.... بهترین راهنما برای این كه بدانیم شعر خوب چیست خواندن شعرهای بزرگان است.
این شاعر با انتقاد از این كه گفته میشود غزل زبان شعر امروز نیست، گفت: وقتی منزوی هست، قیصر هست، محمدعلی بهمنی و... هستند، غزل هم هست و زبان شعر امروز هم است.
وی درباره حسین منزوی گفت: او اشراف داشت به فرهنگ گذشتهمان و بعضی از شعرهایش او را از دسترس عام دور كرده و نیازمند این است كه كسی به ادبیات، فنون بلاغت، متون كهن، شعر حافظ، نهج البلاغه و... تسلط داشته باشد تا بفهمد كه شعر منزوی چه ظرافتهایی دارد.
شعر منزوی، شعری بادوام و ماندگار است
امینی با بیان این كه به نظر میرسد این روزگار روزگار شتاب زدگی و رد و بدل كردن پیامهای اینترنتی است، گفت: در چنین روزگاری شعری كه همه رهاوردها و ظرافتهایش در دستش است و نیاز به مخاطب فرهیخته و فعال ندارد و مخاطب منفعل میطلبد بازار شعر را تسخیر كرده است و گاهی نگرانیهایی هم ایجاد میكند اما من كه سالیانی است كه در عالم شعر رفت و آمدی دارم و مطالعه میكنم از این موجها دیدهام كه آمدهاند مشتری جمع كردهاند ولی شعلهای بودهاند كه خاموش شدهاند در حالی كه شعر منزوی مانند آتش كورههای آهنگری است، شعله چندانی ندارد اما بادوام و گرم كننده است.
وی همچنین تاكید كرد: گذر زمان نشان میدهد در مدت طولانی آنچه باقی خواهد ماند شعری است كه در فرهنگ و زبان و تجربیات انسانی ما ریشه داشته باشد. اگر شعر این گونه نباشد هیچ شعری ماندگار نیست. نه اشعاری كه به خیال امروزی بودن به سمساری تبدیل شده و جمعی از اسباب و وسایل را در خودشان گرد آوردهاند و نه شعرهایی كه تكرار مكررات هستند و از روی شاعران دست چندم كپی میشوند.
این شاعر متعهد با اظهار این كه شعر حاصل زندگی، تجربه و رنج است، ادامه داد: كسی كه زندگی طبیعی نداشته باشد و تجربه عمیق فكری، سلوك و ژرف اندیشی نداشته باشد با بازی با كلمات نمیتواند شعر بسازد. شعر او ممكن است خواننده معمولی را جذب كند اما اهل تامل به آن پوزخند میزنند.
روی گنج زندگی میكنیم و باید قدرش را بدانیم
امینی همچنین با توجه به برگزاری جشنواره عصر سوره در حوزه هنری، به بنیان خانواده اشاره كرد و گفت: در سرزمین ما رسم این بوده كه زوجها به پای هم میماندند تا پیر شوند اما حالا كار به جایی رسیده كه آمارهای نگران كنندهای از طلاق به گوش میرسد.
وی همچنین گفت: با این معنویات جدیدی كه روی كار آمده و جملههایی مانند من خوبم، تو خوبی، او خوب است، كار درست نمیشود. ما روی گنج زندگی میكنیم و آن وقت قدر این گنج را ندانسته و آنقدر تهی دست شدهایم كه باید به این جملات و كتابها رو بیاوریم؟
امینی بر معنویتی كه باید آن را حفظ كنیم تاكید كرد و گفت: ما وقتی از خانه بیرون میآمدیم، ذكر میگفتیم و روزمان را با ذكر شروع میكردیم. ما اینها را از بزرگانمان یاد گرفتهایم و این ذكرها به ما قوت قلب میداد كه باید آنها را به فرزندانمان بیاموزیم. ضمن این كه فرزند ما از حرف ما الگو نمیگیرد بلكه از عمل ما الگو میگیرد. وقتی بنای معنویت را بزنیم، فرزند ما نمیتواند معنویت را بیاموزد.
این شاعر در پایان گفت: اگر بنا داریم وضعیت اخلاقی و روابط خانوادگی ما مناسب و مستحكم باشد، به معنویات تكیه كنیم؛ چرا كه نمیشود به لحاظ ظاهری سنتی باشیم ولی به لحاظ اندیشه و مبانی، رهاورد فرهنگ غیردینی غرب را بپذیریم. این تناقضی است كه یك روز بزرگان ما باید آن را حل كنند.
