درامنویسان به «خانواده» به عنوان كانون بحران نگاه نكنند / برای تشخیص نمایشنامه سبك زندگی، باید مفهوم خانواده تعریف شود
تاریخ ارسال : 1393/07/05
نشست پژوهشی «بازتاب خانواده در نمایشنامههای ایرانی» با حضور رحمت امینی، بهروز بختیاری و حسین مسافر آستانه، امروز - 5 مهرماه 93- در تماشاخانه مهر حوزه هنری برگزار شد.
به گزارش پایگاه خبری حوزه هنری، در ابتدای جلسه، رحمت امینی مدیر مركز هنرهای نمایشی حوزه هنری پیشینه بازتاب خانواده در درام را به قدمت خود درام دانست و گفت: از وقتی كه تاریخچه درام و تئاتر ثبت شده، یعنی از زمان یونان باستان، اعضای خانواده چون پدر، مادر و فرزندان از شخصیتهای اصلی نمایشها بودهاند اما در بسیاری از نمایشنامهها خود خانواده، محور اصلی اتفاقات نمایشی بوده است. در این نشست نیز قرار است به نمایشنامههایی پرداخته شود كه خانواده را محور داستانی خود قرار دادهاند و نمونههای چنین نمایشنامههایی نیز در جهان، بسیار یافت میشود. از آنجایی كه دكتر بهروز بختیاری پژوهشگر و عضو هیئت علمی پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران مطالعات بسیاری در شناخت درام جهان دارند، بهتر است مقدمه لازم را از زبان ایشان بشنویم.
بهروز محمودی بختیاری، پژوهشگر تئاتر و عضو هیئت علمی پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران، با اشاره به نمایشنامههای كلاسیك «مدهآ» (اوریپید) و «آنتیگونه» (سوفوكل) اظهار داشت: به نظر میرسد كه خانواده از نخستین بارقههای شكلگیری درام است و مورد تحلیل و بررسی هم قرار گرفته است. نمایشهای «مدهآ» (اوریپید) و «آنتیگونه» (سوفوكل) به روابط خانوادگی میپردازند. در زمان شكسپیر نیز متون نمایشی چنین هستند. به طور مثال در «اتللو»، رابطه اتللو و همسرش دیده میشود، در «هملت» نیز ارتباط هملت با خانواده و نامزدش مورد بحث است و نمونههایی از این دست بسیار است. به راستی چه تعریفی از خانواده ارائه میشود و تعریف دقیق خانواده چیست؟ اگر شكلگیری یك خانواده ازدواج است آیا اگر دو نامزد در اثری به تصویر درمیآیند، فضای خانواده برای ما مجسم میشود یا خیر؟ آیا اگر پدر و مادر و فرزندان كه تشكیل دهنده خانواده هستند، با عدم حضور هر یك از اینها در نمایش، باز میتوان از عنوان خانواده استفاده كرد یا خیر؟
وی با ذكر مثالی گفت: در نمایشنامه «اتوبوسی به نام هوس» (تنسی ویلیامز) ارتباط دو خواهر مورد بحث است یا نمایشنامه «غرب وحشی» (سام شپارد) رابطه بین دو برادر را تصویر میكند یا نمایشنامه «خانهی برنارد آلبا» (فدریكو گارسیا لوركا) ارتباط یك مادر و دخترانش را مطرح میكند. آیا این آثار ارتباطهای خانوادگی را مطرح میكنند؟ آیا باید همه اعضای خانواده در اثر حضور داشته باشند تا آن را در تحلیل خود جای دهیم یا نه؟ اینجا باید به یك سوال روش- تحقیقی جواب داد كه تعریف خانواده چیست؟
این استاد دانشگاه اضافه كرد: خانواده در دایرةالمعارف راتلج، بر اساس حضور پدر و مادر و فرزندان تعریف شده؛ البته در پژوهشهای جدید و مدرن، خانواده با خانوار گاه یكی گرفته شده. یعنی خانوادههای دو نفره و حتی یك نفره نیز مورد بحث هستند. به هر حال، هر تعریفی كه از خانواده در نظر بگیریم، نمایشهای شاخص و درخشانی برای مفهموم خانواده وجود دارد. در تاریخ ادبیات نمایشی ما نیز آثار خوبی وجود دارد مثل نمایشنامه "استاد نوروز پینهدوز" (احمد محمودی كمال الوزرا) كه به دوره مشروطه برمیگردد و داستان پینهدوزی است كه تصمیم به تجدید فراش دارد و چالش اصلی آن، این است كه همسر جدید خود را چگونه به خانواده خود معرفی كند.
دكتر امینی در ادامه صحبتهای دكتر بختیاری گفت: در همه درامها و حتی آنهایی كه به مقوله خانواده میپردازد، باید شاهد وجود بحرانی باشیم تا درام شكل گیرد. در بخشی از این نشست میخواهیم به این نكته نیز بپردازیم كه در یك درام چگونه میتوان به سبك زندگی در خانواده پرداخت. درام برخاسته از زندگی است و آنچه در آن میبینیم تاثیر گرفته از جامعه به ویژه خانواده است؛ در حالی كه خود درام نیز بر جامعه و خانواده تاثیر میگذارد. اما چگونه میتوان تئاتر را به گونهای به خدمت گرفت كه بتواند در شناخت و رشد سطح زندگی و حركت به سمت جامعه آرمانی موثر باشد. حال سوال این است چگونه میتوان از درام كه خودش بحران را به نمایش میگذارد نتیجهای گرفت كه چالش آن نتیجه موثر و مطلوب مورد نظر جامعه را داشته باشد؟
حسین مسافر آستانه، كارگردان و مدیر پیش كسوت حوزه فرهنگ و تئاتر، پاسخ داد: تعریف خانواده از ضروریترین قدمهای لازم برای شروع كار است. تا به تعریف درستی دست پیدا نكنیم در دستهبندی درامها، با این مشكل روبهرو خواهیم بود. بسیاری از متون نمایشی، خانواده را دستمایه و بهانهای قرار دادهاند برای شكلگیری درام. اما اگر تعریف خانواده را دقیق مد نظر قرار دهیم، آنگاه بسیاری از این آثار از بحث خارج میشوند.
وی افزود: خیلی از آثار، موضوع خانواده را بستری قرار دادهاند برای بیان مسائل دیگری چون مسائل سیاسی یا اجتماعی. در این آثار سبك زندگی در خانواده مورد نظر نیست بلكه مفاهیم دیگری در اصل مورد توجه نویسنده بوده است. یادمان باشد وقتی میخواهیم خانواده را در یك جغرافیا یا فرهنگ خاص، مورد تعریف قرار دهیم آنگاه به تعاریف خاصتری میرسیم. به طور مثال، در نمایشنامه «پدر» (استریندبرگ) شاهد شكست مفتضحانه اقتدار پدر در مقابل زن هستیم و در مقابل در نمایشنامه «خانه عروسك» (ایبسن) شاهد نهایت ایثار و ازخودگذشتگی یك زن در مقابل كج فهمی همسرش هستیم. اما هیچكدام از این دو را نمیتوان یك اثر خانوادگی به مفهوم نمایش سبك زندگی دانست. البته تحلیلهای مختلف و متضادی وجود دارد اما باید برای تشخیص نمایشنامه خاص سبك زندگی، توجه بیشتری مصروف داشت و برای این امر نیاز به تعریف درستی از مفهوم خانواده هستیم.
امینی نیز در ادامه از مرحوم اكبر رادی نام برد كه مفهوم خانواده را بنمایه اصلی چندین اثر خود قرار داده است. وی افزود: نویسندگان خوبی داریم كه آثار خوبی در زمینه خانواده نوشتهاند. به طور مثال، علی نصیریان كه او را بیشتر به عنوان بازیگر میشناسیم در نمایشنامههایی كه نوشته، خانواده را نیز موضوع آثار خود قرار داده است. علیرضا نادری هم از جمله نمایشنامهنویسانی است كه در آثار خود هم به مناسبات خانوادگی پرداخته و هم شرایط اجتماعی را مطرح كرده است.
مسافر آستانه هم گفت: نمونههای زیادی كه اختصاصا به خانواده پرداخته باشند، چندان سراغ نداریم اما نمایشنامه «روزنه آبی» (اكبر رادی) نمونهی بارزی است كه خانواده را مورد بررسی قرار میدهد و به مناسبات اجتماعی نیز نظر دارد. طبیعی است كه نگاه اجتماعی در روابط بین افراد خانواده تاثیرگذار است و اكبر رادی به خوبی به آنها پرداخته. در نمایشنامه «تانگوی تخممرغ داغ» نیز اكبر رادی تاثیر مناسبات اجتماعی را بر روابط بین اعضای خانواده به تصویر میكشد. نمونههای زیادی در ادبیات نمایشی ما هست كه خانواده را بهانه بیان مناسبات دیگر كرده است.
امینی از درامنویسانی چون نادر برهانی مرند، كوروش نریمانی و حسین كیانی نام برد و عنوان داشت: بعد از انقلاب نیز درامنویسان خوبی به خانواده پرداختهاند. خانوادهای كه خود یك واحد اجتماعی است و هم خانوادهای كه تمثیلی از جامعه است در آثار این نویسندگان دیده میشود. همچنین پایاننامههایی هم در این عرصه نوشته شده كه گرچه تعداد زیادی شاید نباشند اما دارای نمونههای خوبی هستیم.
بهروز بختیاری در این زمینه پاسخ داد: من دو پژوهش قابل اعتنا در این راستا میشناسم كه یكی رساله ساختار خانواده در تئاتر نوشته خانم مظاهری با راهنمایی دكتر ثمینی و دیگری پایاننامه خانم برزوییان با راهنمایی دكتر كامیابیمسك، به نظر من نمونههایی هستند كه كیفیت پژوهشیشان مورد اعتنا بود. ضمن این كه خوب است یادآور بشوم مجله علمیپژوهشیای با عنوان «مطالعات خانواده» وجود دارد كه توسط دانشگاه شهید بهشتی منتشر میشود و به نظر من جای چنین مباحثی همچون خانواده در درام ایرانی، در این مجله خالی است. باز باید تاكید كرد درامهای زیادی هستند كه خانواده را بستر موضوعی خود قرار دادهاند مثل نمایشنامه «مرگ یزدگرد» (بهرام بیضایی) اما خود شاخصههای خانواده در این آثار مورد بحث و طرح نیست. بنابراین اگر بخواهیم نگاه استعارهای داشته باشیم، آنگاه خانواده به عنوان برُشی از جامعه قابل نقد و بررسی است.
امینی در ادامه بحث به عدم پایانبندیهای خوش در درامهای خانوادگی اشاره كرد و تصریح كرد: بسیاری از دارمنویسان ما خانواده را به مثابه یك كانون بحران میبینند. گویی بیشتر فكر و ذكر نویسنده -به خصوص در تلویزیون- این است كه بحرانهای متعددی برای خانواده بنویسد. قبول دارم كه نمیشود درامی خلق كرد كه در آن چالش یا بحرانی نباشد اما ظاهرا طبعات این بحرانها بیشتر از نتایجی است كه قرار است به عنوان یك آموزه به مخاطب منتقل شود و بیشتر این آثار عاری از پایانی خوش هستند. به طور مثال، در نمایشنامه «مرگ فروشنده» (آرتور میلر) پدری را میبینیم جانش را از دست میدهد تا بحرانهای خانوادگیاش را رفع كند یا در اثری دیگر با عنوان «گردونه همستر» (مری جونز) با ترجمه حبیبالله لزگی كه توسط حوزه هنری منتشر شده، رانندهای را میبینیم كه بنا به حوادثی از كار افتاده میشود اما علیرغم همه مشكلات، خانوادهاش را حفظ میكند. در این آثار، بحرانها را میبینیم، نتایج اخلاقی هم حاصل میشود، اما در آخر شاهد پایانی خوش نیستیم.
بختیاری نیز در بخشی دیگر از صحبتهای خود، چالشهای اقتصادی- اجتماعی را بسیار موثر در روابط خانوادگی ذكر كرد و گفت: در مطالعات خود باید به شرایط اقتصادی و فرهنگی هر جامعه نیز توجه كنیم. در نمایشنامه «خانمچه و مهتابی» (اكبر رادی) تغییر شرایط اقتصادی، خانوادهها را دگرگون میكند. فضای فرهنگی میتواند چالشهای بسیاری به دنبال داشته باشد. ناپدری و نامادری كه در جوامع غربی حضورشان عادی جلوه میكنند در فرهنگهای دیگر همچون كشور ما میتواند بروز بحرانهای اساسی در خانوادهها باشد. این از جمله مواردی است كه باید در مطالعات خود به آن دقت نظر داشته باشیم.
حسین مسافرآستانه نیز با تایید صحبتهای بهروز بختیاری خاطرنشان كرد: اتفاقی كه در نمایشنامه «مرگ فروشنده» میافتد حاصل شرایط فرهنگی و اجتماعی جامعه غربی است. سوی دیگری از صحبت ما نه تاثیر جامعه بر خانواده بلكه تاثیر تربیتی خانواده بر جامعه است. بسیاری از آثار اكبر رادی به این مسئله میپردازد. گاهی اگر در اثر او خانوادهای به لحاظ اقتصادی رشد میكند نه فقط به خاطر شرایط جامعه بلكه به خاطر روابط قوی بین اعضای خانواده است. معتقدم در فرهنگ ما خانواده بنیان و اصل است و اساس جامعه بر اصل خانواده تعریف میشود و تربیت اجتماعی از داخل خانواده نشئت گرفته میشود.
بختیاری نیز ادامه داد: در آثار نمایشی، بحران آفرینی در خانوادههای فقیر معمول است اما در قصه «فراسوی افق» (یوجین اونیل) بحران در خانوادهای بسیار دارا به وجود میآید. در نمایش «لبخند باشكوه آقای گیل» (اكبر رادی) نیز بحران خانوادگی در خانواده دارا و متمولی به وجود میآید. هنر نویسندگی در این است كه فقط بحرانهای خانوادگی را در خانوادههای فقیر نبینند. نویسندگان باید جامعه خود را بیشتر بشناسند. جامعه ما نیز به سرعت در حال تغییر است. جوانان امروز بیشتر وقت خود را در فضاهای مجازی صرف میكنند. این یك چالش جدی برای خانوادههای ماست كه كودكان ما تبلت خود را در آغوش میگیرند تا به خواب بروند. باید جامعه خود را رصد كرد و بازتابهای اجتماعی آن را شناخت تا آثار متناسب و درخور خلق شود. تاكید میكنم بر نظر استاد خود، دكتر ناظرزاده كرمانی كه یك نویسنده باید یك جامعهشناس آماتور باشد.
حسین مسافرآستانه نیز عدم توجه به جامعهشناسی در درامنویسی، را معضلی قابل بررسی دانست و عنوان داشت: متاسفانه برخی از نمایشنامهنویسان ما به جای اینكه متوجه جامعه خود باشند فقط آثار بزرگان غربی را سرمشق قرار میدهند. البته خوب است كه از نمایشنامههای بزرگ، برداشت داشت اما باید شرایط اجتماعی پیرامون خود را نیز مورد توجه قرار داد. شناخت آثار و ارزشهای اجتماعی جزء ضروریات كار نویسنده است.
امینی نیز در بخشی دیگر از نشست، توجه به وجوه ادبیات كهن در بحث خانواده را مورد تاكید قرار داد و گفت: برداشت و بازنویسی و نگاه معاصر به ادبیات كهن میتواند به ادبیات درام ما كمك كند. البته یادمان باشد كه هجوم بیامان تكنولوژی گاهی ذهنها را منحرف كرده و به نوعی خانوادهها را به گونهای توجیهپذیر درگیر كرده است. ناگفته نماند همین تكنولوژی میتواند به فرصت تبدیل شود. میخواهم عرض كنم اگر نویسنده تحولات پیرامون را درست ببیند و از داشتههای ادبی غنی كشور نیز بهره ببرد میتواند نتیجه مثبت بگیرد. متاسفانه خیلی اوقات منابع پشت سر خود را فراموش میكنیم.
بختیاری در پایان گفت: حركتهای خوبی شروع شده اما لازم است كه نسل جدید نمایشنامهنویسان ما بتوانند آثار خود را به صورت ترجمه به دنیا معرفی كنند.
حسین مسافرآستانه نیز در ادامه صحبتهای بختیاری گفت: غربیها از تكنیكهای سنتی و ویژگیهای ایرانی همچون تعزیه، نقالی، تختحوضی و...استقبال میكنند. همچون آثار بیضایی كه همواره با استقبال همراه بوده. اگر بهرهبرداری درست از فرصتهای ایجاد شده در بحث تكنولوژی امروز كه برخی به اشتباه از آن به عنوان تهدید یاد میكنند، انجام شود، در كنار توجه به ادبیات كهن و ویژگیهای ایرانی، میتواند نویسندگان ما را در ارتباط با شناخت سبك زندگی ایرانی به جهانیان یاری كند.
امینی نیز در پایان گفت: در بحث نمایشنامه و موضوع خانواده میتوان زیاد صحبت كرد اما در پایان تاكید میكنم اگر تئاتر در خانوادهها رواج بیشتری یابد آنگاه حضور خانوادهها در نمایشنامهها نیز بیشتر به چشم میآید.
گفتنی است، نشست پژوهشی «بازتاب خانواده در نمایشنامههای ایرانی» در مجموعه برنامههای «عصر سوره» (ویژه سبك زندگی و خانواده) در تماشاخانه مهر حوزه هنری برگزار شد.
بهروز محمودی بختیاری، پژوهشگر تئاتر و عضو هیئت علمی پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران، با اشاره به نمایشنامههای كلاسیك «مدهآ» (اوریپید) و «آنتیگونه» (سوفوكل) اظهار داشت: به نظر میرسد كه خانواده از نخستین بارقههای شكلگیری درام است و مورد تحلیل و بررسی هم قرار گرفته است. نمایشهای «مدهآ» (اوریپید) و «آنتیگونه» (سوفوكل) به روابط خانوادگی میپردازند. در زمان شكسپیر نیز متون نمایشی چنین هستند. به طور مثال در «اتللو»، رابطه اتللو و همسرش دیده میشود، در «هملت» نیز ارتباط هملت با خانواده و نامزدش مورد بحث است و نمونههایی از این دست بسیار است. به راستی چه تعریفی از خانواده ارائه میشود و تعریف دقیق خانواده چیست؟ اگر شكلگیری یك خانواده ازدواج است آیا اگر دو نامزد در اثری به تصویر درمیآیند، فضای خانواده برای ما مجسم میشود یا خیر؟ آیا اگر پدر و مادر و فرزندان كه تشكیل دهنده خانواده هستند، با عدم حضور هر یك از اینها در نمایش، باز میتوان از عنوان خانواده استفاده كرد یا خیر؟
وی با ذكر مثالی گفت: در نمایشنامه «اتوبوسی به نام هوس» (تنسی ویلیامز) ارتباط دو خواهر مورد بحث است یا نمایشنامه «غرب وحشی» (سام شپارد) رابطه بین دو برادر را تصویر میكند یا نمایشنامه «خانهی برنارد آلبا» (فدریكو گارسیا لوركا) ارتباط یك مادر و دخترانش را مطرح میكند. آیا این آثار ارتباطهای خانوادگی را مطرح میكنند؟ آیا باید همه اعضای خانواده در اثر حضور داشته باشند تا آن را در تحلیل خود جای دهیم یا نه؟ اینجا باید به یك سوال روش- تحقیقی جواب داد كه تعریف خانواده چیست؟
این استاد دانشگاه اضافه كرد: خانواده در دایرةالمعارف راتلج، بر اساس حضور پدر و مادر و فرزندان تعریف شده؛ البته در پژوهشهای جدید و مدرن، خانواده با خانوار گاه یكی گرفته شده. یعنی خانوادههای دو نفره و حتی یك نفره نیز مورد بحث هستند. به هر حال، هر تعریفی كه از خانواده در نظر بگیریم، نمایشهای شاخص و درخشانی برای مفهموم خانواده وجود دارد. در تاریخ ادبیات نمایشی ما نیز آثار خوبی وجود دارد مثل نمایشنامه "استاد نوروز پینهدوز" (احمد محمودی كمال الوزرا) كه به دوره مشروطه برمیگردد و داستان پینهدوزی است كه تصمیم به تجدید فراش دارد و چالش اصلی آن، این است كه همسر جدید خود را چگونه به خانواده خود معرفی كند.
دكتر امینی در ادامه صحبتهای دكتر بختیاری گفت: در همه درامها و حتی آنهایی كه به مقوله خانواده میپردازد، باید شاهد وجود بحرانی باشیم تا درام شكل گیرد. در بخشی از این نشست میخواهیم به این نكته نیز بپردازیم كه در یك درام چگونه میتوان به سبك زندگی در خانواده پرداخت. درام برخاسته از زندگی است و آنچه در آن میبینیم تاثیر گرفته از جامعه به ویژه خانواده است؛ در حالی كه خود درام نیز بر جامعه و خانواده تاثیر میگذارد. اما چگونه میتوان تئاتر را به گونهای به خدمت گرفت كه بتواند در شناخت و رشد سطح زندگی و حركت به سمت جامعه آرمانی موثر باشد. حال سوال این است چگونه میتوان از درام كه خودش بحران را به نمایش میگذارد نتیجهای گرفت كه چالش آن نتیجه موثر و مطلوب مورد نظر جامعه را داشته باشد؟
حسین مسافر آستانه، كارگردان و مدیر پیش كسوت حوزه فرهنگ و تئاتر، پاسخ داد: تعریف خانواده از ضروریترین قدمهای لازم برای شروع كار است. تا به تعریف درستی دست پیدا نكنیم در دستهبندی درامها، با این مشكل روبهرو خواهیم بود. بسیاری از متون نمایشی، خانواده را دستمایه و بهانهای قرار دادهاند برای شكلگیری درام. اما اگر تعریف خانواده را دقیق مد نظر قرار دهیم، آنگاه بسیاری از این آثار از بحث خارج میشوند.
وی افزود: خیلی از آثار، موضوع خانواده را بستری قرار دادهاند برای بیان مسائل دیگری چون مسائل سیاسی یا اجتماعی. در این آثار سبك زندگی در خانواده مورد نظر نیست بلكه مفاهیم دیگری در اصل مورد توجه نویسنده بوده است. یادمان باشد وقتی میخواهیم خانواده را در یك جغرافیا یا فرهنگ خاص، مورد تعریف قرار دهیم آنگاه به تعاریف خاصتری میرسیم. به طور مثال، در نمایشنامه «پدر» (استریندبرگ) شاهد شكست مفتضحانه اقتدار پدر در مقابل زن هستیم و در مقابل در نمایشنامه «خانه عروسك» (ایبسن) شاهد نهایت ایثار و ازخودگذشتگی یك زن در مقابل كج فهمی همسرش هستیم. اما هیچكدام از این دو را نمیتوان یك اثر خانوادگی به مفهوم نمایش سبك زندگی دانست. البته تحلیلهای مختلف و متضادی وجود دارد اما باید برای تشخیص نمایشنامه خاص سبك زندگی، توجه بیشتری مصروف داشت و برای این امر نیاز به تعریف درستی از مفهوم خانواده هستیم.
امینی نیز در ادامه از مرحوم اكبر رادی نام برد كه مفهوم خانواده را بنمایه اصلی چندین اثر خود قرار داده است. وی افزود: نویسندگان خوبی داریم كه آثار خوبی در زمینه خانواده نوشتهاند. به طور مثال، علی نصیریان كه او را بیشتر به عنوان بازیگر میشناسیم در نمایشنامههایی كه نوشته، خانواده را نیز موضوع آثار خود قرار داده است. علیرضا نادری هم از جمله نمایشنامهنویسانی است كه در آثار خود هم به مناسبات خانوادگی پرداخته و هم شرایط اجتماعی را مطرح كرده است.
مسافر آستانه هم گفت: نمونههای زیادی كه اختصاصا به خانواده پرداخته باشند، چندان سراغ نداریم اما نمایشنامه «روزنه آبی» (اكبر رادی) نمونهی بارزی است كه خانواده را مورد بررسی قرار میدهد و به مناسبات اجتماعی نیز نظر دارد. طبیعی است كه نگاه اجتماعی در روابط بین افراد خانواده تاثیرگذار است و اكبر رادی به خوبی به آنها پرداخته. در نمایشنامه «تانگوی تخممرغ داغ» نیز اكبر رادی تاثیر مناسبات اجتماعی را بر روابط بین اعضای خانواده به تصویر میكشد. نمونههای زیادی در ادبیات نمایشی ما هست كه خانواده را بهانه بیان مناسبات دیگر كرده است.
امینی از درامنویسانی چون نادر برهانی مرند، كوروش نریمانی و حسین كیانی نام برد و عنوان داشت: بعد از انقلاب نیز درامنویسان خوبی به خانواده پرداختهاند. خانوادهای كه خود یك واحد اجتماعی است و هم خانوادهای كه تمثیلی از جامعه است در آثار این نویسندگان دیده میشود. همچنین پایاننامههایی هم در این عرصه نوشته شده كه گرچه تعداد زیادی شاید نباشند اما دارای نمونههای خوبی هستیم.
بهروز بختیاری در این زمینه پاسخ داد: من دو پژوهش قابل اعتنا در این راستا میشناسم كه یكی رساله ساختار خانواده در تئاتر نوشته خانم مظاهری با راهنمایی دكتر ثمینی و دیگری پایاننامه خانم برزوییان با راهنمایی دكتر كامیابیمسك، به نظر من نمونههایی هستند كه كیفیت پژوهشیشان مورد اعتنا بود. ضمن این كه خوب است یادآور بشوم مجله علمیپژوهشیای با عنوان «مطالعات خانواده» وجود دارد كه توسط دانشگاه شهید بهشتی منتشر میشود و به نظر من جای چنین مباحثی همچون خانواده در درام ایرانی، در این مجله خالی است. باز باید تاكید كرد درامهای زیادی هستند كه خانواده را بستر موضوعی خود قرار دادهاند مثل نمایشنامه «مرگ یزدگرد» (بهرام بیضایی) اما خود شاخصههای خانواده در این آثار مورد بحث و طرح نیست. بنابراین اگر بخواهیم نگاه استعارهای داشته باشیم، آنگاه خانواده به عنوان برُشی از جامعه قابل نقد و بررسی است.
امینی در ادامه بحث به عدم پایانبندیهای خوش در درامهای خانوادگی اشاره كرد و تصریح كرد: بسیاری از دارمنویسان ما خانواده را به مثابه یك كانون بحران میبینند. گویی بیشتر فكر و ذكر نویسنده -به خصوص در تلویزیون- این است كه بحرانهای متعددی برای خانواده بنویسد. قبول دارم كه نمیشود درامی خلق كرد كه در آن چالش یا بحرانی نباشد اما ظاهرا طبعات این بحرانها بیشتر از نتایجی است كه قرار است به عنوان یك آموزه به مخاطب منتقل شود و بیشتر این آثار عاری از پایانی خوش هستند. به طور مثال، در نمایشنامه «مرگ فروشنده» (آرتور میلر) پدری را میبینیم جانش را از دست میدهد تا بحرانهای خانوادگیاش را رفع كند یا در اثری دیگر با عنوان «گردونه همستر» (مری جونز) با ترجمه حبیبالله لزگی كه توسط حوزه هنری منتشر شده، رانندهای را میبینیم كه بنا به حوادثی از كار افتاده میشود اما علیرغم همه مشكلات، خانوادهاش را حفظ میكند. در این آثار، بحرانها را میبینیم، نتایج اخلاقی هم حاصل میشود، اما در آخر شاهد پایانی خوش نیستیم.
بختیاری نیز در بخشی دیگر از صحبتهای خود، چالشهای اقتصادی- اجتماعی را بسیار موثر در روابط خانوادگی ذكر كرد و گفت: در مطالعات خود باید به شرایط اقتصادی و فرهنگی هر جامعه نیز توجه كنیم. در نمایشنامه «خانمچه و مهتابی» (اكبر رادی) تغییر شرایط اقتصادی، خانوادهها را دگرگون میكند. فضای فرهنگی میتواند چالشهای بسیاری به دنبال داشته باشد. ناپدری و نامادری كه در جوامع غربی حضورشان عادی جلوه میكنند در فرهنگهای دیگر همچون كشور ما میتواند بروز بحرانهای اساسی در خانوادهها باشد. این از جمله مواردی است كه باید در مطالعات خود به آن دقت نظر داشته باشیم.
حسین مسافرآستانه نیز با تایید صحبتهای بهروز بختیاری خاطرنشان كرد: اتفاقی كه در نمایشنامه «مرگ فروشنده» میافتد حاصل شرایط فرهنگی و اجتماعی جامعه غربی است. سوی دیگری از صحبت ما نه تاثیر جامعه بر خانواده بلكه تاثیر تربیتی خانواده بر جامعه است. بسیاری از آثار اكبر رادی به این مسئله میپردازد. گاهی اگر در اثر او خانوادهای به لحاظ اقتصادی رشد میكند نه فقط به خاطر شرایط جامعه بلكه به خاطر روابط قوی بین اعضای خانواده است. معتقدم در فرهنگ ما خانواده بنیان و اصل است و اساس جامعه بر اصل خانواده تعریف میشود و تربیت اجتماعی از داخل خانواده نشئت گرفته میشود.
بختیاری نیز ادامه داد: در آثار نمایشی، بحران آفرینی در خانوادههای فقیر معمول است اما در قصه «فراسوی افق» (یوجین اونیل) بحران در خانوادهای بسیار دارا به وجود میآید. در نمایش «لبخند باشكوه آقای گیل» (اكبر رادی) نیز بحران خانوادگی در خانواده دارا و متمولی به وجود میآید. هنر نویسندگی در این است كه فقط بحرانهای خانوادگی را در خانوادههای فقیر نبینند. نویسندگان باید جامعه خود را بیشتر بشناسند. جامعه ما نیز به سرعت در حال تغییر است. جوانان امروز بیشتر وقت خود را در فضاهای مجازی صرف میكنند. این یك چالش جدی برای خانوادههای ماست كه كودكان ما تبلت خود را در آغوش میگیرند تا به خواب بروند. باید جامعه خود را رصد كرد و بازتابهای اجتماعی آن را شناخت تا آثار متناسب و درخور خلق شود. تاكید میكنم بر نظر استاد خود، دكتر ناظرزاده كرمانی كه یك نویسنده باید یك جامعهشناس آماتور باشد.
حسین مسافرآستانه نیز عدم توجه به جامعهشناسی در درامنویسی، را معضلی قابل بررسی دانست و عنوان داشت: متاسفانه برخی از نمایشنامهنویسان ما به جای اینكه متوجه جامعه خود باشند فقط آثار بزرگان غربی را سرمشق قرار میدهند. البته خوب است كه از نمایشنامههای بزرگ، برداشت داشت اما باید شرایط اجتماعی پیرامون خود را نیز مورد توجه قرار داد. شناخت آثار و ارزشهای اجتماعی جزء ضروریات كار نویسنده است.
امینی نیز در بخشی دیگر از نشست، توجه به وجوه ادبیات كهن در بحث خانواده را مورد تاكید قرار داد و گفت: برداشت و بازنویسی و نگاه معاصر به ادبیات كهن میتواند به ادبیات درام ما كمك كند. البته یادمان باشد كه هجوم بیامان تكنولوژی گاهی ذهنها را منحرف كرده و به نوعی خانوادهها را به گونهای توجیهپذیر درگیر كرده است. ناگفته نماند همین تكنولوژی میتواند به فرصت تبدیل شود. میخواهم عرض كنم اگر نویسنده تحولات پیرامون را درست ببیند و از داشتههای ادبی غنی كشور نیز بهره ببرد میتواند نتیجه مثبت بگیرد. متاسفانه خیلی اوقات منابع پشت سر خود را فراموش میكنیم.
بختیاری در پایان گفت: حركتهای خوبی شروع شده اما لازم است كه نسل جدید نمایشنامهنویسان ما بتوانند آثار خود را به صورت ترجمه به دنیا معرفی كنند.
حسین مسافرآستانه نیز در ادامه صحبتهای بختیاری گفت: غربیها از تكنیكهای سنتی و ویژگیهای ایرانی همچون تعزیه، نقالی، تختحوضی و...استقبال میكنند. همچون آثار بیضایی كه همواره با استقبال همراه بوده. اگر بهرهبرداری درست از فرصتهای ایجاد شده در بحث تكنولوژی امروز كه برخی به اشتباه از آن به عنوان تهدید یاد میكنند، انجام شود، در كنار توجه به ادبیات كهن و ویژگیهای ایرانی، میتواند نویسندگان ما را در ارتباط با شناخت سبك زندگی ایرانی به جهانیان یاری كند.
امینی نیز در پایان گفت: در بحث نمایشنامه و موضوع خانواده میتوان زیاد صحبت كرد اما در پایان تاكید میكنم اگر تئاتر در خانوادهها رواج بیشتری یابد آنگاه حضور خانوادهها در نمایشنامهها نیز بیشتر به چشم میآید.
گفتنی است، نشست پژوهشی «بازتاب خانواده در نمایشنامههای ایرانی» در مجموعه برنامههای «عصر سوره» (ویژه سبك زندگی و خانواده) در تماشاخانه مهر حوزه هنری برگزار شد.

