بازدید کننده محترم ، عملیات ثبت اثر شما در حال انجام میباشد ، ممکن است به دلیل حجم فایل شما کمی ارسال فایلها زمان بگیرد لطفا تا دریافت کد پیگیری صبر نمایید.

ضیایی: در بحران‌های سیاسی باید از عشق حرف زد یا خیر؟

تاریخ ارسال : 1394/05/04

عبدالحمید ضیایی، شاعر و استاد فلسفه، بیان كرد: چند سوال عقلانی در باب عشق هست كه بد نیست شاعران به آن‌ها بیندیشند.

به گزارش روابط عمومی مرکز محافل و جشنواره های حوزه هنری، عصر شنبه سوم مرداد 1394، سومین برنامه از سلسله برنامه‌های اتفاق ترانه، با حضور شاعران و ترانه‌سرایان در سالن مهر حوزه هنری برگزار شد.

در این برنامه ضمن شعرخوانی شاعران جوان و معرفی كتاب توسط ناصر فیض، مسئول دفتر طنز حوزه هنری، به روال جلسات گذشته، دكتر عبدالحمید ضیایی، شاعر و استاد فلسفه، درباره نسبت شعر و فلسفه سخن گفت.

ضیایی با بیان اینكه جدالی بی‌پایان بین شاعران و فلاسفه درباره موضوعات مختلف وجود دارد و هركدام درباره موضوعات مختلف ادعاها و جواب‌هایی دارند، اظهار كرد: یكی از این تقابل‌ها این است كه شاعران عقل و عشق را مقابل همدیگر قرار می‌دهند. تاریخ ادبیات ایران و جهان نشان می‌دهد كه شاعران بر تقابل عقل و عشق اصرار دارند. اما چند سوال عقلانی در باب عشق هست كه شاید بد نیست شاعران به آن ها بیندیشند. این سوال ها ممكن است هركدام چند جواب داشته باشند یا جوابی نداشته باشند؛ چرا كه دیدگاه‌های معرفت‌شناسی با یكدیگر تفاوت دارند. اما در اینجا می‌خواهیم درباره این موضوعات طرح سوال كنیم.

این استاد فلسفه گفت: چه شد كه عشق دچار تحول شد؟ در تاریخ ادبیات می‌بینیم كه در ابتدا عشق در شعر شاعران حالت طبیعی، جسمانی و تنگاتنگی داشت اما به مرور زمان به یك مسئله پیچیده، متافیزیكی و متعالی تبدیل شد و حالا دوباره در حال بازگشت به همان روزگار عشق جسمانی هستیم.

وی ادامه داد: دومین سوال این است كه چرا جنسیت معشوق در ادبیات به این اندازه مناقشه‌برانگیز و جنجالی است؟ در ادبیات در بسیاری از موارد نمی‌شود تشخیص داد كه معشوق زن است یا مرد، حقیقی است یا مجازی. ضمن اینكه باید پرسید می‌توانیم تا این میزان، معشوق را به معشوقی غیرزمینی ارجاع دهیم؟ تاویل‌های بی‌در و پیكری دیده می‌شود كه هر جا معشوقی بوده آن را به معنویت و معشوق غیرزمینی ارتباط بدهند؛ در حالی كه باید دید این موضوع در بهبود ارتباطات انسانی یا تخریب آن چه نقشی دارد.

عبدالحمید ضیایی همچنین ادامه داد: پرسش دیگر این است كه صوفیان چرا از زنان بیزار بودند؟ آن‌ها تصور می‌كردند زن و فرزند سالك را از سلوك دور می‌كند. این اندیشه در بین بعضی فلاسفه هم وجود داشته از جمله آگوستین قدیس، كی‌یر كه‌گور، كانت، نیچه و ... جا دارد به این موضوع تفكر شود كه چرا چنین دیدگاهی وجود داشته است.

این شاعر افزود: موضوع دیگر این است كه آنجا كه مولانا می‌گوید «عشق‌هایی كز پی رنگی بود/ عشق نبود عاقبت ننگی بود»، فقط اشاره به عشق زمینی دارد یا می‌توانیم این بیت را به بعضی عشق‌های الهی هم مرتبط بدانیم؟ عشق باید سیری بیاورد نه گرسنگی، آرامش بیاورد نه اضطراب، گشاده‌رویی بیاورد نه عبوس نشستن، گشاده‌دستی بیاورد نه بخل. با این حساب، اگر این ویژگی‌ها را مد نظر قرار دهیم و این ویژگی‌ها در عشق‌های زمینی موجود باشد، آیا نباید گفت این عشق واقعی است؟ و اگر در عشق مومنان به خداوند غایب باشد، می‌توانیم بگوییم این عشق نیست؟

وی تاكید كرد: سوال دیگر این است كه در بحران‌های سیاسی باید از عشق حرف زد یا خیر. به سعدی یا مولانا حمله می‌شود كه چرا تنها از عشق دم زده‌اند؛ در شرایطی كه در همان زمان كشور دچار حمله‌هایی بوده است. آیا نمی‌شود این طور جواب داد كه شاعران می‌خواهند با چراغ عشق، شبستان تاریك انسان‌ها را روشن كنند؟

این استاد فلسفه در پایان گفت: به این سوال هم جا دارد تفكر كنیم كه آیا عشق، فریب‌خوردگی ما از هورمون‌ها و ژن‌هاست؟ مطالعات نشان داده است كل عمر هورمون عشق، از دو هفته تا سه سال است. هلن فیشر در كتابش با تحقیقات فراوان نشان می‌دهد عمر هیچ عشق زمینی بیش از سه سال نیست و بعد از آن نفرت، عادت، وابستگی و ... به دوام رابطه منجر می‌شود؛ كه این البته در عشق‌هایی است كه نزدیكی و وصال صورت می‌گیرد نه عشق‌های افلاطونی. با این حساب، می‌شود گفت ما هنگام عاشق شدن، از هورمون‌هایمان فریب می‌خوریم؟

در پایان این مراسم نیز حاضران در برنامه اتفاق ترانه، مهمان صدای رسای بهرام پاییز و پیانونوازی حمید یعقوبی بودند.