«عصر سوره»، مقابله به مثل با فرهنگ غرب برای اضمحلال خانواده ایرانی است
تاریخ ارسال : 1393/07/01
عرصه فرهنگ و هنر به دلیل جذابیت و به سبب علاقهمندی هر یك از ابنای بشر نسبت به آن، خاستگاه مناسبی برای بیان موارد مورد نیاز و ملزوم جامعه به منظور بازشناسی ریشههای فرهنگی خود است، بازشناسی كه برای مقابله با هجمه فرهنگی غرب نیاز به آن داریم و «عصر سوره» نیز چنین نیت و قصدی دارد.
انسان فطرتاً دوستدار زیبایی است، هنر تجلیگاه زیبایی است و با این فرض مطمئناً انسان را باید هنردوست نیز دانست.
نظم و هارمونی كه در هنر وجود دارد شاید یكی از مؤلفههایی است كه این میل و علاقه انسان به هنر را مضاعف میكند؛ چرا كه انسان در سایه نظم و ترتیب است كه احساس آرامش و امنیت خاطر بیشتری میكند و از نگرانیهای موجود در ظاهر و باطن وی كاسته میشود.
به شكل عامیانه انسان كامل را انسانی هنرمند خطاب میكنند؛ شاید شنیده باشید كه هر انسانی در هر موقعیت مكانی و زمانی و در حال ارتكاب به هر فعل و عملی اگر آنچه را كه مشغول به انجام آن است را به نحو احسن پشت سر گذارد، نخستین چیزی كه وی را با آن خطاب قرار میدهند این باشد كه او انسان هنرمندی است؛ این جراح دستان هنرمندی دارد، هنر رانندگیش بیسته، سخنرانیش هنرمندانه است و عباراتی از این دست كه معمول و مرسوم است.
با این توصیف باید گفت كه كار هنری و اثری كه هنرمند آن را خلق میكند خاستگاه مناسبی برای طرح مسائلی است كه مجموعهای از پیامهای اخلاقی و اجتماعی لازم و مورد نیاز جامعه را در بردارد، تجربه نیز نشان داده است كه هر مقولهای كه به زیور و نگاه لطیف هنرمند آراسته شود، اثر و ماندگاری بیشتری خواهد داشت و اصطلاحاً به عنوان یك جریان فرهنگساز نهادینه خواهد شد.
هجمه همهجانبه غرب با این قصد و نیت كه باید اساس و ساختار هویت ایرانی و اسلامی مردم كشورمان متزلزل شود و سپس با دادن خوراك براساس الگو و روشی كه طراحی خود آن هاست، این اسكلت سست را فروریخت و براساس آن ساختمانی نو براساس مطامع و خواست خودشان بنا شود، نیز در این شرایط عصر و زمانی، شكل و قالبی فرهنگی و هنری به خود گرفته است.
با چنین فرضی برای مقابله و خنثیسازی این هجوم غربگرا نیاز به استفاده از ابزاری فرهنگی و هنری است كه به نوعی بتوان با آن مقابله به مثل كرد؛ روزگاری خنثیسازی و دفع تهاجم نظامی دشمن با ابزاری مشابه آنچه كه آنها به كار میبردند یعنی استفاده از سلاح گرم میسر بود و هیچكس در آن برهه توقع مقابله فرهنگی با این تهاجم را نداشت و در شرایط كنونی كه دشمن مأیوس از بیاثر بودن تهاجم نظامی به شكل دیگری از این هجمه روی آورده است، باید برای مقابله چیزی از جنس و قالب همان سلاح یعنی ابزار فرهنگی و هنری را به كار برد.
خانواده به عنوان یكی از اركان مؤثر جامعه، خاستگاه سعادت و بهروزی و یا احتمالاً شقاوت و تیرهروزی افراد آن جامعه است كه شیوه مدنی را برای زندگی خویش اختیار كردهاند، در حقیقت خانواده به عنوان كوچكترین جزء یك اجتماع اما در عین سرنوشتسازترین آنها محسوب میشود چرا كه اگر تربیتیافتگان آن، شرایط آرام و بسامانی را در این كانون و در ارتباط و تعامل با والدین و همنوعان خود تجربه كنند بازتاب آن موجب ارتقای فرهنگ عمومی در جامعه میشود.
غرب با دانستن اهمیت جایگاه خانواده، مدت هاست كه با تبلیغات بعضاً مؤثر خود سعی در نفوذ در اركان و تهی كردن ارزشهای انسانی و آرمانی آن دارد؛ این كه تا چه اندازه توانسته است در این هجمه فرهنگی مؤثر عمل كند مهم نیست، مهم این است كه با پشتوانه مطالعاتی و پژوهشی كه بارها و بارها كارشناسان و جامعهشناسان به آن معترف بودهاند سرمایهگذاری مستمر و دامنهداری در اضمحلال ساختار تعریف شده خانواده براساس قالبهای دینی و ارزشی دارد و این سیر را تا حصول نتیجه نهایی كه شاید توفیقی نسبی در آن دست دهد، ادامه خواهد داد.
شیوه غرب در این مسیر، تزریق زهری كشنده بر كالبد خانواده است، زهری كه آرام آرام موجب متلاشی شدن لایههای آن شده و از این برهه به بعد است كه با تبلیغات گسترده، پادزهری برای مقابله با آنچه كه خود به جان خانواده ایرانی انداخته را ارائه میكند، در باغ سبزی نشان میدهد و راز بازگشت سلامتی جامعه و از همه مهمتر خانواده را در تبعیت از آن عنوان میكند، غافل از این كه آنچه كه به عنوان نسخه شفابخش ارائه شده است، خود مهلكتر از زهركشندهای است كه تزریق شده است.
آنچه كه از مظاهر اجتماع كنونی ایران اسلامی استنباط میشود آن كه تا اندازه نسبتاً قابل توجهی جامعه مدنی ما در برابر هجمه فرهنگی غرب به عنوان یك عامل بیماریزا در طی این سالها خود را واكسینه نكرده است و لذا تا حدودی آلوده به این ویروس بیماریزاست، البته جامعه برای مقابله جدی با این ویروس كه تا اندازه زیادی سبك زندگی را دچار تغییر و دگرگونی كرده و منجر به خودباختگی شده است نیازمند به بازپروری همهجانبه است تا علاوه بر پاك شدن از آلودگیهای فرهنگی كه متأسفانه وارد كالبد آن شده، در عین حال مانع از پیشرفت مجدد و فراگیر آن در آینده نزدیك و دور شود.
براساس آنچه كه گفته شد برای یافتن راه نجات و خروج از این ورطه فرهنگی كه از سوی برخی بنگاههای فرهنگی غربی بر جامعه ما در حال استیلا است، نیاز به ساخت پادزهری بر اساس همان فرمول زهر فرهنگی است كه وارد جامعه ایرانی شده است و سبك زندگی ایرانیان را دستخوش تغییر كرده و تا اندازهای آنها را از الگوهای رایج سنتی و ارزشی خود در مورد شیوه زندگی دور ساخته است.
در گام نخست نیاز به اجرای مجموعه اقدامات فرهنگی و هنری است تا مخاطب را به وسیله آن به بازشناسی الگوها و باورهای فرهنگی و بومی خود واداشت؛ قطعاً در این زمینه پرداخت مؤثر به فعالیتهای هنری در رشتههای مختلف كه مسلماً هر ایرانی به یكی از آنها با توجه به ذات هنردوست خود علاقهمند است، علاوه بر ایجاد فضای حسی و آرامبخش، قادر خواهد بود تا آنها را نسبت به توجه به داشتههای فرهنگی خود واقف سازد.
این میان برگزاری جشنواره «عصر سوره» كه چهارمین دوره خود را به احیای سبك زندگی ایرانی و اسلامی و خردورزی در خانواده ایرانی اختصاص داده است در كوران هجمه فرهنگی و رسانهای دشمن، فرصتی هر چند كوتاه را فراهم میآورد تا مخاطب این جشنواره كه اغلب اعضای خانواده ایرانی هستند در مواجهه با مجموعهای از فعالیتهای فرهنگی و هنری هر چند كوتاه و محدود، به خویشتن خویش رجعتی داشته باشند و فارغ از هیاهوی رسانهای و فرهنگی غرب، آنچه كه خود در اعلی درجه كمال دارند ز بیگانه طلب نكند.
در برهه زمانی كه اغلب نهادهای فرهنگی و انقلابی هم زمان با فرا رسیدن هفته گرامیداشت دفاع مقدس، اغلب برنامههای خود را براساس یادمان جنگ و دفاع مقدس و شرح دلاورمردیهای جونان این مرز و بوم در طول هشت سال دفاع مقدس معطوف كردهاند، حوزه هنری با برگزاری جشنواره «عصر سوره» پیامآور قصد و نیت جونان راستین ایرانی از این مجاهدت و سلحشوری است و آن این كه در این عصر و زمان همچون آنها كه روزگاری با ایثار و از خودگذشتگی خود اجازه ندادند وجبی از خاك اهورایی ایران به دست دشمن متجاوز بیفتد، باید تلاش كرد كه پاسدار اخلاق، مشی و روش ایرانی و اسلامی در سبك زندگی خود باشیم و به بهانههایی عبث، آن را واننهاده و سبك زندگی پر زرق و برق اما در عین حال پوچ غربی را برگزینیم.
یادآور میشود، چهارمین جشنواره «عصر سوره» ویژه خانواده و سبك زندگی، از ۵ تا ۷ مهر در حوزه هنری پذیرای خانوادهها و دلسوزان سنتهای دینی و ارزشی ایرانی است.
نظم و هارمونی كه در هنر وجود دارد شاید یكی از مؤلفههایی است كه این میل و علاقه انسان به هنر را مضاعف میكند؛ چرا كه انسان در سایه نظم و ترتیب است كه احساس آرامش و امنیت خاطر بیشتری میكند و از نگرانیهای موجود در ظاهر و باطن وی كاسته میشود.
به شكل عامیانه انسان كامل را انسانی هنرمند خطاب میكنند؛ شاید شنیده باشید كه هر انسانی در هر موقعیت مكانی و زمانی و در حال ارتكاب به هر فعل و عملی اگر آنچه را كه مشغول به انجام آن است را به نحو احسن پشت سر گذارد، نخستین چیزی كه وی را با آن خطاب قرار میدهند این باشد كه او انسان هنرمندی است؛ این جراح دستان هنرمندی دارد، هنر رانندگیش بیسته، سخنرانیش هنرمندانه است و عباراتی از این دست كه معمول و مرسوم است.
با این توصیف باید گفت كه كار هنری و اثری كه هنرمند آن را خلق میكند خاستگاه مناسبی برای طرح مسائلی است كه مجموعهای از پیامهای اخلاقی و اجتماعی لازم و مورد نیاز جامعه را در بردارد، تجربه نیز نشان داده است كه هر مقولهای كه به زیور و نگاه لطیف هنرمند آراسته شود، اثر و ماندگاری بیشتری خواهد داشت و اصطلاحاً به عنوان یك جریان فرهنگساز نهادینه خواهد شد.
هجمه همهجانبه غرب با این قصد و نیت كه باید اساس و ساختار هویت ایرانی و اسلامی مردم كشورمان متزلزل شود و سپس با دادن خوراك براساس الگو و روشی كه طراحی خود آن هاست، این اسكلت سست را فروریخت و براساس آن ساختمانی نو براساس مطامع و خواست خودشان بنا شود، نیز در این شرایط عصر و زمانی، شكل و قالبی فرهنگی و هنری به خود گرفته است.
با چنین فرضی برای مقابله و خنثیسازی این هجوم غربگرا نیاز به استفاده از ابزاری فرهنگی و هنری است كه به نوعی بتوان با آن مقابله به مثل كرد؛ روزگاری خنثیسازی و دفع تهاجم نظامی دشمن با ابزاری مشابه آنچه كه آنها به كار میبردند یعنی استفاده از سلاح گرم میسر بود و هیچكس در آن برهه توقع مقابله فرهنگی با این تهاجم را نداشت و در شرایط كنونی كه دشمن مأیوس از بیاثر بودن تهاجم نظامی به شكل دیگری از این هجمه روی آورده است، باید برای مقابله چیزی از جنس و قالب همان سلاح یعنی ابزار فرهنگی و هنری را به كار برد.
خانواده به عنوان یكی از اركان مؤثر جامعه، خاستگاه سعادت و بهروزی و یا احتمالاً شقاوت و تیرهروزی افراد آن جامعه است كه شیوه مدنی را برای زندگی خویش اختیار كردهاند، در حقیقت خانواده به عنوان كوچكترین جزء یك اجتماع اما در عین سرنوشتسازترین آنها محسوب میشود چرا كه اگر تربیتیافتگان آن، شرایط آرام و بسامانی را در این كانون و در ارتباط و تعامل با والدین و همنوعان خود تجربه كنند بازتاب آن موجب ارتقای فرهنگ عمومی در جامعه میشود.
غرب با دانستن اهمیت جایگاه خانواده، مدت هاست كه با تبلیغات بعضاً مؤثر خود سعی در نفوذ در اركان و تهی كردن ارزشهای انسانی و آرمانی آن دارد؛ این كه تا چه اندازه توانسته است در این هجمه فرهنگی مؤثر عمل كند مهم نیست، مهم این است كه با پشتوانه مطالعاتی و پژوهشی كه بارها و بارها كارشناسان و جامعهشناسان به آن معترف بودهاند سرمایهگذاری مستمر و دامنهداری در اضمحلال ساختار تعریف شده خانواده براساس قالبهای دینی و ارزشی دارد و این سیر را تا حصول نتیجه نهایی كه شاید توفیقی نسبی در آن دست دهد، ادامه خواهد داد.
شیوه غرب در این مسیر، تزریق زهری كشنده بر كالبد خانواده است، زهری كه آرام آرام موجب متلاشی شدن لایههای آن شده و از این برهه به بعد است كه با تبلیغات گسترده، پادزهری برای مقابله با آنچه كه خود به جان خانواده ایرانی انداخته را ارائه میكند، در باغ سبزی نشان میدهد و راز بازگشت سلامتی جامعه و از همه مهمتر خانواده را در تبعیت از آن عنوان میكند، غافل از این كه آنچه كه به عنوان نسخه شفابخش ارائه شده است، خود مهلكتر از زهركشندهای است كه تزریق شده است.
آنچه كه از مظاهر اجتماع كنونی ایران اسلامی استنباط میشود آن كه تا اندازه نسبتاً قابل توجهی جامعه مدنی ما در برابر هجمه فرهنگی غرب به عنوان یك عامل بیماریزا در طی این سالها خود را واكسینه نكرده است و لذا تا حدودی آلوده به این ویروس بیماریزاست، البته جامعه برای مقابله جدی با این ویروس كه تا اندازه زیادی سبك زندگی را دچار تغییر و دگرگونی كرده و منجر به خودباختگی شده است نیازمند به بازپروری همهجانبه است تا علاوه بر پاك شدن از آلودگیهای فرهنگی كه متأسفانه وارد كالبد آن شده، در عین حال مانع از پیشرفت مجدد و فراگیر آن در آینده نزدیك و دور شود.
براساس آنچه كه گفته شد برای یافتن راه نجات و خروج از این ورطه فرهنگی كه از سوی برخی بنگاههای فرهنگی غربی بر جامعه ما در حال استیلا است، نیاز به ساخت پادزهری بر اساس همان فرمول زهر فرهنگی است كه وارد جامعه ایرانی شده است و سبك زندگی ایرانیان را دستخوش تغییر كرده و تا اندازهای آنها را از الگوهای رایج سنتی و ارزشی خود در مورد شیوه زندگی دور ساخته است.
در گام نخست نیاز به اجرای مجموعه اقدامات فرهنگی و هنری است تا مخاطب را به وسیله آن به بازشناسی الگوها و باورهای فرهنگی و بومی خود واداشت؛ قطعاً در این زمینه پرداخت مؤثر به فعالیتهای هنری در رشتههای مختلف كه مسلماً هر ایرانی به یكی از آنها با توجه به ذات هنردوست خود علاقهمند است، علاوه بر ایجاد فضای حسی و آرامبخش، قادر خواهد بود تا آنها را نسبت به توجه به داشتههای فرهنگی خود واقف سازد.
این میان برگزاری جشنواره «عصر سوره» كه چهارمین دوره خود را به احیای سبك زندگی ایرانی و اسلامی و خردورزی در خانواده ایرانی اختصاص داده است در كوران هجمه فرهنگی و رسانهای دشمن، فرصتی هر چند كوتاه را فراهم میآورد تا مخاطب این جشنواره كه اغلب اعضای خانواده ایرانی هستند در مواجهه با مجموعهای از فعالیتهای فرهنگی و هنری هر چند كوتاه و محدود، به خویشتن خویش رجعتی داشته باشند و فارغ از هیاهوی رسانهای و فرهنگی غرب، آنچه كه خود در اعلی درجه كمال دارند ز بیگانه طلب نكند.
در برهه زمانی كه اغلب نهادهای فرهنگی و انقلابی هم زمان با فرا رسیدن هفته گرامیداشت دفاع مقدس، اغلب برنامههای خود را براساس یادمان جنگ و دفاع مقدس و شرح دلاورمردیهای جونان این مرز و بوم در طول هشت سال دفاع مقدس معطوف كردهاند، حوزه هنری با برگزاری جشنواره «عصر سوره» پیامآور قصد و نیت جونان راستین ایرانی از این مجاهدت و سلحشوری است و آن این كه در این عصر و زمان همچون آنها كه روزگاری با ایثار و از خودگذشتگی خود اجازه ندادند وجبی از خاك اهورایی ایران به دست دشمن متجاوز بیفتد، باید تلاش كرد كه پاسدار اخلاق، مشی و روش ایرانی و اسلامی در سبك زندگی خود باشیم و به بهانههایی عبث، آن را واننهاده و سبك زندگی پر زرق و برق اما در عین حال پوچ غربی را برگزینیم.
یادآور میشود، چهارمین جشنواره «عصر سوره» ویژه خانواده و سبك زندگی، از ۵ تا ۷ مهر در حوزه هنری پذیرای خانوادهها و دلسوزان سنتهای دینی و ارزشی ایرانی است.

