بازدید کننده محترم ، عملیات ثبت اثر شما در حال انجام میباشد ، ممکن است به دلیل حجم فایل شما کمی ارسال فایلها زمان بگیرد لطفا تا دریافت کد پیگیری صبر نمایید.

آسیب شناسی جشنواره ای و باید و نبایدهای آن؛ نیاز به هیچ جدال بیهوده ای نیست

تاریخ ارسال : 1391/06/27


مرتضی اسدی، از اعضای هیات داوران بخش نقاشی و نقاشی خط هفتمین جشنواره تجسمی هنر جوان است. وی دبیری دوره چهارم این جشنواره را نیز بر عهده داشته است. با این هنرمند نقاش که سابقه دیرینه این جشنواره را به خوبی برای مان بازگو می کند به گفتگو نشستیم. گفتگویی که از ابتدا مشخص شد سودای آینده هنری جوانان و هنر این کشور را مدنظر دارد و لاغیر.
مرتضی اسدی، در ابتدای این گفتگو به اولين دوره اين جشنواره اشاره کرد که با عنوان هنر تجربی شروع به فعاليت كرد و خودجوش بود که از قرار با استقبال بسیاری هم روبرو شد.
وی در این باره اینگونه می گوید:« این جشنواره چون از ابتدا با هدف شناسایی و معرفی استعدادها به معنای واقعی شروع به کار کرد، اهداف بسیاری را در نظر داشت اما در ادامه راه عملا با عدم حمایت استعدادهایی که شناخته اما رها می شدند، از مسیر واقعی خود دور شد.»
اسدی اهداف خاص این جشنواره را چنین بازگو می کند: «هنرمند جوان بیوگرافی خود را ارائه می دهد، خود را به جامعه هنری معرفی می کند و آیتم جایزه که برای جوانان که میل به استقلال مالی دارند بسیار مفید است؛ جوان اینگونه به این جشنواره می نگرد. بنابراین هر سازمانی که متولی برگزاری جشنواره ای با هدف شناسایی استعدادهای هنری جوان باشد، چون این هدف در ذات خود پسندیده است، من  با آن موافقم. اما بعد از شناسایی وقتی رها می شوند، اینجاست که جشنواره از اهداف متعالی خود باز می ماند.
جایی که هنرمند جوان و استعداد شناخته شده اش رها می شود و بهره برداری را نگارخانه های شخصی می برند که اتفاقا برای هیچکس مفید نیست نه حوزه هنری، نه وزارت ارشاد، نه انجمن هنرهای تجسمی دفاع مقدس و ... اینجا نقطه ای است که همه ضرر می کنند، جایی که هنرِ جوان توسط نگارخانه های شخصی با موضوع و ساختار و رنگ خاص و اندیشه آن نگارخانه فریب می خورد چون هیچ نهادی به معنای درست حمایتش نکرده است.»
اسدی که دبیری دوره چهارم این جشنواره را بر عهده دارد از پیشنهاد خود به آقای بنیانیان می گوید؛« امیدوار بودم  طي رايزني‌هايي اسباب ادامه تحصيل برگزيدگان جشنواره هنر جوان در دانشگاه‌ها و يا دانشكده‌هاي وابسته به حوزه هنري فراهم شود، پس پیشنهادش را دادم اما با وجود استقبال مدیران وقت در عمل اتفاقی نیفتاد.»
اين هنرمند نگرانی خود از حمایت نکردن برگزیدگان این جشنواره را اینگونه توضیح می دهد:« اگر مديران حوزه هنري اهداف اين جشنواره را پيگيري نكرده و تنها براي ارائه گزارش و بيلان كاري باشد اين برنامه به آرمان‌ها و اهداف خود دست نخواهد يافت و به برنامه‌اي محدود و سطحي بدل خواهد شد. اهالی فرهنگ و هنر باید کمک کنند هنرمندان جوان روی پای خود بایستند. اگر راهی جز این در هر جشنواره ای طی شود، آب در هاون کوبیدن است.»
اسدی به هنر فرمایشی اشاره کرد که قدرت نیروسازی ندارد« هنر باید در خدمت جامعه باشد نه در خدمت ایدئولوژی هنری، بعد از برگزاری این جشنواره تا جشنواره بعدی باید دبیرخانه دائمی فعالیت داشته باشد، تعامل و ارتباط خود را با جوانان قطع نکند، آثار با پویایی فراوان نقد شوند و زمینه معرفی اثر و کتاب مهیا شود، اگر اینها سازمان دهی شود، می توان به اهداف متعالی برگزاری جشنواره دست یافت و در غیر این صورت فقط شعار داده ایم و بس. اگر حمایت از هنر و هنرمند را بخواهیم حوزه و ارشاد و سایر ارگان ها بپذیرند خیلی از هنرمندان بسیاری از رشته های هنری بیمارند، بسیاری از اوقات در بی توجهی از دنیا می روند، مراکز فرهنگی قطعا وظیفه ای سنگین تر و مهم تر از نمایش آثار هنرمندان دارند. زمانی که هنرمندان جوانند باید مورد حمایت قرار گیرند و این حمایت ها ادامه داشته باشد برای بهره برداری در خدمت فرهنگ نه در خدمت نهاد یا سازمان فرهنگی خاص.»
اسدی، مولوی و سعدی و فردوسی و حافظ و شکسپیر و گوته را مثال می زند که متعلق به جامعه بشریند هرچند حرف منطقه ای می زنند و با این جملات این گفتگو تمام می شود:« همه هنرمندان جمع می شوند که با هنرِ خود هم به جامعه هنری و هم به خود تکامل بخشند، هدف این است و هنر در خدمت جامعه بشری است و نه ایدئولوژی هنری که اگر اینگونه بنگریم نیاز به هیچ جدال بیهوده ای نخواهد بود.»