خسرو باباخانی: مطالعه صحیح ادبیات را از ورطه تکرار نجات می دهد
تاریخ ارسال : 1393/11/13
خسرو باباخانی داورهفتمین جشنواره داستان انقلاب معتقد است، زمانی می توان گفت ادبیات به شكل درست خود رسیده است كه بتوان با كار مطالعاتی درست شكلی درست به آن داد و آن را از ورطه تكرار و كلیشه ها نجات داده و به سمت نوآوری سوق دهیم.

به گزارش روابط عمومی مرکز محافل و جشنواره های حوزه هنری، خسرو باباخانی داوربخش نوجوان هفتمین جشنواره سراسری داستان انقلاب در حاشیه داوری این جشنواره درباره آثار ارسالی، گفت: با این كه آثار مورد داوری بدون نام هستند، اما از نثر آن ها می توان متوجه شد كه نویسنده های گمنام آن را خلق كرده اند كه این خود اتفاق خوبی است. در سال های گذشته نویسنده های نامدارتری شركت می كردند كه باعث می شد گاهی شكل آثار كمی شبیه هم باشد.
وی همچنین با اشاره به رشد و پیشرفت ادبیات انقلاب اسلامی، گفت: به نسبت انقلاب های دیگر در زمینه ادبیات عقب هستیم و باید به این روند زمان بدهیم. البته نباید از آفتی چون تنبلی كه گریبانگیر ادبیات كشورمان شده است بگذریم. تنبلی تبدیل به یك مشخصه در ادبیات كشورمان شده كه تأسف برانگیز است. گاهی لازم است برای نگارش یك رمان 5 سال زمان صرف شود و تا چندین بار بازنویسی صورت گیرد. این یك مسئله فرهنگی است كه البته به مسائل مالی نیز مرتبط است.
باباخانی به مشكلات فنی كه در آثار داستان انقلاب مشاهده می شوند اشاره كرد و گفت: اطلاعات نویسندگان ما از موضوعات انقلاب، در حد فیلم ها و سریال های پخش شده است. بسیاری از نویسندگان داستان انقلاب تنها این موضوع مهم را در دیوارنویسی، شعار و پخش اعلامیه محدود می كنند. این شیوه تبدیل به یك كلیشه شده است. باید رویه خود را عوض كنیم.
وی افزود: برای این تغییر رویه كه امری لازم برای بقا و حیات داستان انقلاب است، باید خاطرات افراد زندانی، انقلابی و حتی مسئولان حكومت پیشین را بخوانیم تا بتوانیم اطلاعات مناسب را گردآوری كنیم. ما گاهی افراد حاضر در ساواك را تنها در كلیشه كلاه، كروات و كتك زدن به تصویر می كشیم در حالی كه آن ها افرادی ایدئولوگ بودند و با گفتمان به شكنجه افراد می پرداختند. گاهی غلو در شكنجه ها باعث می شود ابعاد واقعی انقلاب ما مظلوم واقع شود.
این داور باسابقه درخصوص شخصیت پردازی و خلق یك اثر اصولی در زمینه داستان انقلاب گفت: ما در دنیای غیر واقعی نمی توانیم یك داستان اصولی تولید كنیم، ما در داستان هایمان با یك سری تیپ ها رو به رو هستیم كه هرگز به سمت شخصیت پردازی میل نمی كنند. نویسندگان ما یا شرایطی را زیست كرده اند و درخصوص آن می نویسند و یا اگر زیست نكرده اند، باید با مطالعه آن را جزو زندگی خودشان بكنند. این برای نویسندگان جوان امری واجب است.
وی ادامه داد: اگر به همین رویه جلو نرویم، هیچ اتفاقی نمی افتد، شاید یك نفر در جنگ نباشد اما با كار مطالعاتی گسترده و خوب می توان شرایط را درك كرد و در آن حوزه دست به قلم برد. زمانی می توان گفت ادبیات به شكل درست خود رسیده است كه بتوان با كار مطالعاتی درست شكلی درست به ادبیات داد و آن را از ورطه تكرار و كلیشه ها نجات داده و به سمت نواوری سوق دهیم.
باباخانی با بیان این كه باید بعد از جشنواره یك كارگروه آسیب شناسی تشكیل شود تا از این طریق بتوانیم ضعف ها را بشناسیم، گفت: می توانیم از نویسندگانی كه در زمینه داستان انقلاب كار كرده اند در مورد مشكلات پرسش كنیم. با یك هزینه اندك می توانیم مشكلات بزرگی را حل كنیم. با دعوت از افراد صاحب نظر می توانیم به شكل درستی به مشكلات و راه حل های رفع آن بپردازیم و به جریان ادبیات انقلاب كمك شایان توجهی كنیم.
وی در پایان گفت: جامعه خود را باید به تعادل برسانیم و از افراط و تفریط جلوگیری كنیم زیرا انقلاب مرتبط با تمام مردم جامعه است و تمامی اقشار در به ثمر نشاندن این انقلاب سهیم بوده اند. باید سطح آگاهی جامعه را بالا ببریم تا بتوانیم با طرح مشكلات، از ساده ترین تا پیچیده ترین آن ها، جامعه را متحد و همراه كنیم. این روش باعث می شود به حل مشكلات امیدوار بمانیم.
