کارگردان بهترین فیلم از نگاه تماشاگران در سی و سومین جشنواره فیلم کوتاه تهران: برای ساخت فیلم دینی، باید دغدغه داشت
کریم لکزاده نویسنده و کارگردانی است که با وجود ساخت فیلم بلند «قیچی» که در سینما هنر و تجربه نیز اکران شد، بیشتر نامش با ساخت فیلم کوتاه عجین شده است. او نویسنده و کارگردانی فیلمهای کوتاهی همچون «صبح کنار جاده»، «غم ها و غریزه ها»، «جنایات و مکافات»، «فرشته زرد»، «من آبادان رفتم جنگ»، «ژیلا» و«قمار باز» را بر عهده داشته است. این گفتگو در آستانه برگزاری جشنواره فیلم کوتاه «رویش»، نگاهی به دیدگاههای این فیلمساز به فیلم کوتاه و فیلم کوتاه دینی دارد و از او درباره راه پرفراز و نشیب فیلم کوتاه و عملکرد جشنواره «رویش» میپرسد.
*فیلم کوتاه از نظر شما چه تعریفی دارد؟
تعاریف متعددی از فیلم کوتاه میشود. بعضی فیلم کوتاه را از نظر زمان دستهبندی میکنند و برخی میگویند فیلمی که در کوتاهترین زمان بزرگترین حرفها را بزند، فیلم کوتاه محسوب میشود. اما به نظر من اینها فقط تعریف کمی فیلم کوتاه است و خیلی سخت میتوان فیلم کوتاه را در چارچوبی از نظر تعریف قرار داد. برای خود من فیلم کوتاه یک برش از یک مقطعی از زندگی است که این برش نیازمند یک لحظه خاص از زندگی است.
*فیلم کوتاه یک سکو برای ورود به فیلم بلند است و یا اینکه جایگاه منحصر به فرد خود را دارد؟
من قبلا در یک گفتگو در مشهد به این موضوع پرداختم که چرا عدهای فیلم کوتاه را به عنوان یک سکوی پرش نگاه میکنند و برخی به عنوان یک هنر. کسانی که حسادت میورزند و خودشان را صاحب فیلم بلند میدانند فیلم کوتاه را سکو میپندارند و گاهی آن را به رسمیت نمیشناسند. البته من با این موضوع موافق نیستم و فیلم کوتاه را سکو نمیدانم گرچه اگر فیلم کوتاه سکو هم باشد، شریفترین سکوهاست چرا که برخی شاید برای ساختن فیلم بلند افراد را سکو قرار دهند و از شرافتشان بگذارند، اما در فیلم کوتاه به خاطر کمتر بودن پول و کمتر بودن حاشیهها، فضا سالمتر است.
*محدودیتها و آفتهایی که فیلم کوتاه را تهدید میکند، چیست؟
به نظر من محدودیتها در فیلم کوتاه کمتر از هر بخش دیگر سینماست. اتفاقا یکی از جذابیتهای فیلم کوتاه برای من این است که محدودیتها در آن کم است. البته کار هنری در کشور ما همیشه محدودیت دارد اما به نظر من کمترین محدودیتها را فیلم کوتاه دارد.
یکی از آفتهایی که جشنوارههایی همچون رویش را تهدید میکند داشتن نگاه کمی به جای نگاه کیفی است. یا اینکه دست پایین گرفتن فیلم کوتاه و به طور کلی آماتوری دیدن هم یکی از این آفتها به شمار میآید. این درحالی است که فیلم کوتاه یک فیلم آماتوری نیست بلکه یک فیلم حرفهای است که تنها زمانش کوتاه است.
*نظرتان درباره کارکردهای جشنواره فیلم کوتاه رویش چیست؟
جشنواره رویش یک جشنواره موضوعی فیلم دینی است و تکلیفش با خودش روشن است. اما فیلم دینی ساختن هم قاموس خودش را دارد. باید فیلم کوتاه به نوعی متوجه موضوعات اخلاقی شود چرا که دین بستر اخلاق است. اگر فیلم کوتاه نیز فقط خودش را محدود به آموزش اخلاق ببیند، واقعا کیفیتش کم خواهد شد و تبدیل به یک آیتم تلوزیونی میشود. این درحالی است که به نظر من باید حرفهای بزرگی را از نگاه دین در همان زمان کوتاه گفت.
*خب چطور میشود هم دینی و اخلاقی بود و هم درگیر کلیشه و شعار نشد؟
من قبول دارم که فیلم دینی اصول و چارچوب خودش را دارد اما وقتی به سینمای جهان نگاه میکنیم میبینیم که فیلمسازان بزرگی در جهان هستند که به عنوان فیلمساز دینی شناخته شدهاند اما سینمایشان مهمتر از چیزی است که در فیلمشان میگویند. برای مثال «برتون» فیلمسازی است که مذهب به شدت در همه کارهایش به چشم میخورد اما توجهش را به ذات مذهب معطوف میکند. نه آن را رد میکند و نه در برابرش به زانو درمیآید. به نظر من فیلمی که فقط برای جشنواره و با هدف شرکت در جشنواره فیلم ساخته شود، نمیتواند آنچنان که باید تاثیرگذار باشد. فیلم کوتاه دینی باید از یک دغدغه درونی فیلمساز نشأت بگیرد و کاملا به صورت خودجوش باشد تا بتواند مخاطب را با خود همراه کرده و تاثیرگذار باشد.
*نقش حمایتی ارگانها و سازمانها را در این جشنواره چگونه ارزیابی میکنید؟
الان با شرایطی روبهرو هستیم که خیلی از سازمانها و ارگانها با یک رویکرد خاص در راستای ارائه گزارش عملکرد سالانه خود در بخش فرهنگ دینی مجموعهای از فیلمهای کوتاه را در قالبی خاص سفارش میدهند و فیلمسازانی سفارشی هم چنین آثاری را بدون داشتن دغدغه میسازند. به نظر من جشنواره رویش باید با نگاه وسیعتری به این مقوله توجه کند و رویکردش را دغدغه محور کند چرا که این جشنواره است که به خودش هویت میبخشد. جشنواره زمانی رشد خواهد کرد که نگاه به مسائل اخلاقی و دینی دقیق، دغدغهمند و همراه با چالش باشد.
در این میان یک نگاه ابزاری به فیلم کوتاه وجود دارد که با آن در پی ترویج آموزههای دینی هستیم. این نگاه بدی نیست اما یک نگاه هنرمندانه که بتواند تاثیرگذار باشد هم نخواهد بود چرا که با یک پیش فرض جلو آمده و از یک کشش ذاتی نشأت نمیگیرد.
اخلاق و دین به صورت خودجوش مسئله خیلی از فیلمسازان است اما اینکه جشنواره و ارگانها و سازمانها تا چه اندازه میتوانند این تعدد آراء و گوناگونی نظرات را بپذیرند نیز شرط است.
*آثاری که در جشنواره رویش شرکت میکنند، از نظر کیفی چگونهاند؟
اگر بخواهیم آثار جشنواره رویش را دستهبندی کنیم با چند دسته روبه رو خواهیم بود. نخست تولیدات تلوزیونی و ارگانها و سازمانها است که به سفارش تولید میشود و مقاصد خودشان را دارند. شاید این دسته برای رویکرد فرهنگی و یا عملکرد و کارنامه اقدامات انجام شده این ارگانها در راه توسعه و ترویج فرهنگ دینی خوب باشد، اما به نظر من چون سفارشی تولید شدهاند، ارزش والای یک اثر خودجوش را ندارند.
دوم آثار آماتوری است که فیلمسازانی که تجربهای در این زمینه ندارند، سازنده این دست از آثار به شمار میآیند. البته ذات ورود به این عرصه از فیلمسازی ارزشمند است اما در این دسته نیز کمتر شاهد فیلم شاخص هستیم.
اما دسته سوم فیلمهایی است که به صورت خودجوش و از روی دغدغه و با توجه به بعد تخصصی تولید شدهاند که اینها نماینده منش و شعور جشنواره هستند.
*توصیه شما به فیلمسازان جوانی که به این حوزه از فیلمسازی وارد میشوند چیست؟
خب توصیههای عمومی زیادی وجود دارد که خیلی شنیده شده است. مثلا فیلم ببینند، کتاب بخوانند، سواد فنیشان را بالا ببرند و... برخلاف این نظر که بعضی میگویند به اطرافتان نگاه کنید و راجع به چیزی که میدانید و میشناسید فیلم بسازید، من معتقدم که برای ساخت یک فیلم باید تخیل داشت. باید تخیل را بارور کرد و در این راه گام برداشت. توصیه دیگر من به فیلمسازان جوان این است که آیندهنگر نباشید. ادا در نیاورید، ژست نداشته باشید. گاهی برای موفقیت در این راه فقط باید جلوی پایتان را ببینید.
