بازدید کننده محترم ، عملیات ثبت اثر شما در حال انجام میباشد ، ممکن است به دلیل حجم فایل شما کمی ارسال فایلها زمان بگیرد لطفا تا دریافت کد پیگیری صبر نمایید.

شعر خوانی یوسفعلی میرشكاك در كنگره شفق؛ دور از تو جان اسیر و گرفتار دل

تاریخ ارسال : 1391/09/21

یوسفعلی میرشكاك دوشنبه 20 آذر در نخستین كنگره شعر آیینی شفق كه در حوزه هنری برگزار شد به شعر خوانی پرداخت.
به گزارش روابط عمومی نخستین کنگره شعر آیینی شفق، یوسفعلی میرشكاك در مراسم شعرخوانی برگزیدگان نخستین كنگره شعر آیینی شفق شعری با عنوان "اول و آخر یار" در وصف حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه (س) خواند كه به شرح زیر است:
بگسسته ام ز اندك و بسیار دل
تا بسته ام به حیدر كرار دل
 
تن كرده ام ز فكرت بسیار جان
جان كرده ام ز حسرت بسیار دل
 
دل می نهد به درگه آن یار سر
سر می نهد به درگه آن یار دل
 
این می دهد به حیدر كرار جان
آن می دهد به احمد مختار دل
 
با مهر روی فاطمه گردانده ام
ثابت قدم چو مركز پرگار دل
 
مهر و مه تو فاطمه و حیدرند
از نام و یاد غیر نگه دار دل
 
ای دل مگر به فاطمه مسپار جان
ای جان مگر به فاطمه مسپار دل
 
دنیا نكرده رخنه ام اندر جگر
تا برده ام به محضر آن یار دل
 
آورده ام ز حضرتش آیینه ای
در وی نهفته روی و پریوار دل
 
دارم به سینه ولوله ی رستخیز
تا داده ام بدان گل رخسار دل
 
با آسمانیان چو پریخانه شد
فردوس وار و آینه كردار دل
   
همواری زمین و زمان دیده ام
تا كرده ام به داغ تو هموار دل
 
استاد جبرئیل امین ماه دین
دادار دادگر شه بیدار دل
 
هنگام آن رسیده كه گردد رها
از دام دیو و پرده ی پندار دل
 
در این قفس به یاد تو پر می زند
نومید وار و خسته و بیمار دل
 
تا كی دچار غربت و بیچارگی
دور از تو جان اسیر و گرفتار دل
 
آزار می كشد ز من و كار من
ناچار می دهد به من آزار دل
 
پشت و پناه زمره ی درماندگان
آمد به جان ز بار تن این بار دل
 
ای بی صلای وصل تو ناكام جان
وی در مصاف هجر تو ناچار دل
 
گر ننگری به حال دلم وای من
ای با غم تو مصحف اسرار دل