ناصربخت: تئاتر غربی به سمت و سوی نمایشهای شرقی حركت می كند
تاریخ ارسال : 1393/07/25
كارگاه «چگونگی استفاده از شیوههای اجرایی نمایش سنتی در تئاتر معاصر» با حضور محمد حسین ناصربخت در تالار اوستا مجموعه حوزه هنری صبح امروز 24 مهرماه برگزار شد.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری حوزه هنری، دومین كارگاه آموزشی بیست و سومین جشنواره تئاتر سوره ماه، با موضوع «چگونگی استفاده از شیوههای اجرایی نمایش سنتی در تئاتر معاصر» در تالار اوستا حوزه هنری برگزار شد. مدرس این كارگاه محمد حسین ناصربخت، مدرس دانشگاه و داور، مترجم و نمایشنامه نویس باسابقه تئاتر كشور گفت: «آبیدوس» به مصر باستان میرسد كه در آن قصه و درام هم وجود داشته است، البته شاید پیش از این مورد ذكر شده نیز مواردی وجود داشتهاند اما مداركی دال بر وجود آنها نیست یا پراكنده است.
وی ادامه داد: با توجه به تغییرات مهم و پیچیده دراروپا پس از رنسانس، جامعه اروپا از آیینها جدا شدند و به دنبال شیوه خود در تئاتر رفتند كه تمامی این تغییرات را میتوان در تغییرات اجتماعی جامعه آنروز اروپا جستجو كرد. نسل بعدی هنرمندان اروپا چون آیزنشتاین و مه یر هولد دوباره به دنبال آیینها و سنتها آ مدند و تلاش كردند تئاتر غربی را با سنتهای گذشته در آمیزند.
ناصر بخت سپس با ذكر نامهایی چون آنتوان آرتو، گروتفسكی، یوجین باربا به عنوان نسل بعدی این هنرمندان، گفت: این افراد تلاش كردند با توجه به سیستم فكری و دیدگاه اجتماعی خود، دست به تغییرات بنیادی بزنند و با ایجاد تغییرات تئاتر را از این سیستم رئالیستی رخوت بار خود جدا كنند و شكلی جدید به آن بیفزایند.
وی سپس با بیان وجود موسیقی و رقص در آیینها گفت: دوعنصر مشترك در تمامی آیینها، سنتها و نمایشهای سنتی وجود دارد، یكی از آنها رقص و دیگری موسیقی است، با مراجعه به هر یك از موارد ذكر شده میتوان ردپایی از رقص و موسیقی را در آنها مشاهده كرد كه برگرفته از باروهای مردمان جوامع مختلف است.
این مدرس دانشگاه سپس به یك وجه افتراق تئاتر و نمایش سنتی اشاره و تصریح كرد: در نمایشهای سنتی، حفظ سنت شرط است، بر عكس تئاتر كه دنبال بدعت و نوآوری است. این مورد حتی در نقشهای تكرار شونده هم وجود دارد اما در نمایشهای سنتی، حتی نقشهای ثابت باید قراردادها را حفظ و به آن عمل كند.
وی افزود: ما قبل از ورود تئاتر به شرق، آنرا نمایش مینامیم، كه مهمترین ویژگیهای آن متكی بودن به نشانهها و سادگی آن است زیرا گاهی اصل بر آن بوده است كه اتفاقا خیلی هم پیچیده و نمایشی نباشد. و با اجرای آن در میدانهای شهر یا محیط طبیعی مثل جنگل، نمیخواستند (توهم واقعیت) را داشته باشند زیرا سیستم تفكری شرقی چنین اجازهای نمیدهد و همیشه سخن از حقیقت است.
این نمایشنامه نویس باسابقه كشور با تاكید دوباره بر مسئله حقیقت و سادگی گفت: باید دوباره بر مسئله حقیقت و سادگی نمایشهای شرقی تاكید كنم و همین سادگی، قراردادها، عناصر و نشانهها عامل جذب فعالان تئاتری غربی به سمت و سوی نمایشهای شرقی است. آنها میخواستند تئاتر را به سمت ریشه خود كه همان سنتها و آیینها است و به نوعی فرار از رئالیستی بود كه فكر میكردند آنها را مسخ كرده است.
وی ادامه داد: كسی كه در یك صحنه میدانی بازی میكند، دچار قطع و ضد تسلسل میشود زیرا با ۴ سو در تماس است و این خود تا حدودی به سمت تغییری میرود كه ناخواسته و به نوعی فاصله گذاری است. این فاصله گذاری با سیستم مورد نظر برشت متفاوت است، زیرا در سیستم برشت خود خواسته این اتفاق میافتد و فاصله گذاری در تعزیه غیرخواسته و ناخودآگاه است كه به دلیل مكان اجرایی آن است.
ناصربخت سپس با اشاره به ورود تئاتر در دوره مشروطه به ایران گفت: با توجه به اتفاقات سیاسی و اجتماعی آن دوره، فعالان عرصه هنر و سیاست به دنبال تغییر جامعه و آوردن تئاتر بودند، زیرا مهمترین نكته درباره استفاده از این شیوه جدید، امكان گفتگویی بود كه در دیالوگ تبلور مییافت، امكانی كه در نمایشهای سنتی وجود نداشت و میل داشت كه تك گویی را كنار بزند كه این امر تنها با كمك تئاتر ممكن بود.
وی ادامه داد: در نمایش سنتی، همه قصه را میدانند و به دنبال سرنوشت قهرمان قصه نمیگردند و عامل مهم اینگونه نمایشها در ایجاد شگفتی و تكنیك (قصه در قصه) است كه به طور دائم مرگ قهرمان قصه را به تعویق میاندازد و با شاخ و برگ یك واقعه را تعریف میكند مانند نقالی داستان رستم و سهراب كهگاه در سه ماه روایت میشده است.
مدرس كارگاه با اشاره به آماده سازی مخاطبان توسط موسیقی در نمایش سنتی گفت: از این شیوه برای آماده سازی، آگاه كردن و جلب توجه تماشاگران بهره گرفته میشد كه ما در تئاتر نیز شاهد این موسیقی یا سكوت برای آغاز نمایش هستیم.
