بازدید کننده محترم ، عملیات ثبت اثر شما در حال انجام میباشد ، ممکن است به دلیل حجم فایل شما کمی ارسال فایلها زمان بگیرد لطفا تا دریافت کد پیگیری صبر نمایید.

در نشست تخصصی ترجمه دهمین جشنواره شعر و داستان جوان سوره عنوان شد؛ترجمه دارای احتزاز هنری است

تاریخ ارسال : 1391/04/27


نشست تخصصی ترجمه در دومین و آخرین روز دهمین جشنواره شعر و  داستان جوان سوره با حضور موسی بیدج، ناصر فیض و بهروز سپیدنامه برگزار شد.
به گزارش روابط عمومی دهمین جشنواره شعر و داستان جوان سوره، موسی بیدج ، بررسی سیر تطور ترجمه، ضرورت های یادگیری زبان دیگری به جز زبان اصلی، و آسیب شناسی ترجمه، همچنین آشنایی شاعران و نویسندگان جوان و تشویق آنها به یادگیری زبان برای گسترش آثار خود را از جمله اهداف این نشست ذکر کرد.

وی در ادامه به تاریخچه ترجمه در ایران پرداخت و اظهار داشت: آنچه به تاریخچه ترجمه مربوط است به قبل از آفرینش خط  بازمی گردد.
وی در این رابطه به کتیبه های تخت جمشید اشاره کرد و گفت: سه زبان فارسی باستان، آکادی و عیلامی نشان از وجود مترجمان مختلف در آن دوره زمانی دارد.
وی اوج گیری ترجمه را از سال 1300 به بعد عنوان و اضافه کرد: از سال 1300 تا 1320 ترجمه بسیاری از رمان های ادبیات فرانسه در ایران اتفاق افتاده و این افزایش میزان کمی علاوه بر محاسنی چون پیشرفت ترجمه باعث پیدایش آثار گاه سطحی و نازلی نیز شده است.
وی در ادامه به انتشار سالانه 50 اثر ترجمه در ایران در سال های 57 اشاره کرد و افزود: ترجمه های شتاب زده ای در این دوران پدیدار شد که نه تنها به این امر خدمت نکرد بلکه در حق فرهنگ و ادبیات این سرزمین خیانت نیز محسوب می شوند.

این نویسنده و مترجمه در ادامه ضمن تاکید بر ضرورت ترجمه های ارزشمند آشنایی با فرهنگ های زبان مبدا را مفید دانست و افزود: آشنایی با فرهنگ ها، دغدغه ها، احساسات و مشخصات تاریخی که اثر در آن دوران خلق شده از جمله اطلاعاتی است که با ترجمه می توان به آنها دست یافت.
وی ادامه داد: همذات پنداری با شخصیت هایی که در داستان های نویسندگان دیگر ایجاد می شود می تواند مورد توجه باشد.
بیدج در انتها به فواید ترجمه برای اهل قلم و شاعران و نویسندگان جوان اشاره و خاطرنشان کرد: نوع نگاه، تصویرپردازی، زاویه دید، ایده، پرداخت موضوع و در آثار با زبان مبدا می تواند مورد توجه نویسندگان جوان قرار گیرد.
وی همچنین افزود: ایرانیزه کردن آثار خارجی خالی از لطف نخواهد بود همچنانکه جلال آل احمد نیز زبان چکشی و کوبنده خود را از آثار برخی نویسندگان فارسی وام گرفته و فقط سبک قابل استفاده توسط آل احمد مورد توجه نیست بلکه ا    ندیشه ایرانی که در این آثار لحاظ شده قابل تامل است.
ناصر فیض در ادامه نشست به تاثیرگذاری نویسنده و شاعر بودن مترجم در ترجمه آثار ادبی اشاره کرد و افزود: توقع از یک مترجم تنها برگرداندن اثر به زبان مقصد نیست بلکه دریافت های احساسی اثر نیز قابل توجه است.
وی به آشنایی مترجم به فرهنگ، دغدغه و تاریخچه ادبی کشور مبدا اشاره کرد و ادامه داد: باید بدانیم شاعران سایر نقاط دنیا چه نقطه نظرات و زاویه دیدی در خصوص مسائل پیرامون خود دارند و برداشت آنها از اتفاقات مختلف چگونه است.
بهروز سپیدنامه دیگر سخنران این نشست نیز به دسته بندی مترجمین حال حاضر کشور پرداخت و افزود: در حال حاضر دو دسته مترجم در کشور وجود دارند، یک دسته مترجمانی که به واسطه زبان مادری خود به زبان مقصد آشنایی کامل دارند و با زیر و بم های زبان مورد نظر آشنایی کامل دارند و دسته دیگری که به واسطه تحصیلات آکادمیک و ممارست به یادگیری زبان دیگری به جز زبان اصلی خود پرداخته اند.
وی در این زمینه توضیح داد: لغزش های ترجمه در آثار دسته دوم مشهود تر است. وقتی یک شعر را از شاعری ترجمه می کنیم چون با متن مواجهیم در انتقال احساس امکان خطا وجود دارد.
وی محدودیت های زبان فارسی، ایهام های زبانی و ... را از مشکلاتی عنوان کرد که ترجمه را با مشکل مواجه می کند.
سپیدنامه عدم آشنایی با فرهنگ جامعه ای که نویسنده در آن زیسته را از آسیب های مترتب به ترجمه ذکر کرد و ادامه داد: اصطلاحات در قرارگاه فرهنگی خود دارای معنی و پیشینه است که ممکن است توسط ترجمه لغت به لغت این معنا به درستی منتقل نشود.