در گفتگو با مجتبی راعی مطرح شد: فیلم دینی مبارزه با زالوصفتان است
مجتبی راعی در سالهای 1۳۷۹، ۱۳۸۲ و ۱۳۹۲و ۱۳۹۴ عضو هیئت داوران جشنواره فیلم فجر در بخش مسابقه سینمای ایران بوده است. او زاده اصفهان و در رشته کارگردانی سینما فارغالتحصیل شده است. راعی کارگردانی آثار متعددی چون ترنج (۱۳۹۱)، عصر روز دهم (۱۳۸۷) و سفر به هیدالو (۱۳۸۴) را در کارنامه دارد. او هماکنون ساکن تهران است و به فیلمنامهنویسی، کارگردانی و تدریس سینما مشغول است. راعی در کسوت منتقد سینمایی در دورههای پیشین رویش حضور داشته است.

وضعیت فیلم دینی را چگونه ارزیابی میکنید؟
سینمای دینی بعد از اینهمه سال به خوبی تعریف نشده و آنچه از دین نشان داده میشود فقط ظاهر
دینی دارد و به محتوا و پیامهای دینی توجه نمیشود سینمای دینی زمانی میتواند بهصورت واقعی عنوان سینمای دینی به خود بگیرد که محتوای دین را به نمایش بگذارد و از ظاهرسازی خودداری شود. برای تولید فیلم دینی باید روی مفاهیم بهصورت جدی کار کرد تا جنبه نظری این نوع فیلمها تقویت شود. فیلمسازی دینی در جامعه امروز با گزارههایی که امام خمینی (ره) بیان کرده بودند هر روز سختتر میشود. بهعنوانمثال هرساله آثاری ساخته میشود که به معصومان (ع) فقط بهعنوان حلال مشکلات مادی و شفادهنده امراض جسمی توجه میشود درحالیکه هدف بالاتری در دین و آفرینش وجود دارد.
چرا ژانر دینی در کنار دیگر ژانرهای سینمایی به رسمیت شناخته نشده است؟
در مورد ژانرهای مختلف من معتقدم در هر ژانری میتوان فیلمی با محتوای دینی تولید کرد. ِژانر دینی در همه افقهای سینمایی متصور است. میشود فیلم کمدی یا وسترن ساخت که محتوای دینی هم داشته باشد.
در مورد کلیشهسازی چه نظری دارید؟
کلیشهها هرچقدر هم تکرار شود چیزی بیشتر از آنچه تماشاگر میداند به او ارائه نمیدهند. وقتی فیلم فقط از عناصر ظاهری دین که خالی از روح دین است استفاده میکند، حتماً نتیجه کار، کلیشهای خواهد شد و تماشاگر هم حق دارد بگوید من چنین چیزی را نمیخواهم.
جامعه چه قدر ظرفیت قبول ایدههای تازه را برای فیلم دینی دارد؟
جامعه دو قسمت است. یک قسمت مردم عادی که هرآن چه با فطرتشان جور دربیآید به آن اقبال و توجه میکنند. هر ایده دینی که دارای روح دینی باشد بهشدت برای این گروه تأثیر گذار است. خداوند هیچکس را لوح سفید نیافریده و همه دارای فطرتند و فطرت انسان را وادار میکند در برابر امر درست، تسلیم شود. به همین شکل اگر فیلم تقلبی دینی به آنها نشان دهیم فطرتشان آن را پس میزند و قبول نمیکند.
قسمت دیگر کارشناسان فیلم هستند که اساساً با عقلشان وارد فهم و رابطه با فیلم میشوند. فیلمساز اگر از دایره مقبولات آنها خارج شود بهشدت مقاومت میکنند. درحالیکه بعضی وقتها مقبولات آنها اشکال دارد و البته بعضی مواقع هم صحیح است. فاجعه آنجا اتفاق میافتد که محتوای سینمای دینی از مقبولات کارشناسان سینمایی فراتر رود و باورهای کارشناسان به سطح پیام ارائه شده در فیلم نرسد! در این حالت فیلم دینی از این دسته کتک خواهد خورد!
جایگاه کارشناس دینی و کارگردان در تولید اثر سینمایی با موضوع دین کدام است؟
کارگردانی که موضوع در حال ساخت (در اینجا دینی) را قبول ندارد و به خاطر پول یا رزومه کار میکند، جنس تقلبی خواهد ساخت! چراکه اعتقاد به دین ندارند. در این صورت کاری هم از دست کارشناس دینی برنمیآید و وجودش باعث جنگودعوا میشود. نهایتاً میتواند کلیشههای بیروح را وارد فیلم کند که ای کاش نکند!
در فرض دیگر با کارگردانی مواجهیم که پیامهای دینی را قبول دارد و دوست دارد این پیامها را در فیلم بیاورد اما نیاز به فهم و تحقیق بیشتری دارد. در این موارد کسی که کارشناسی دینی است میتواند کمکرسان باشد. ایدهآل آن است که خود کارگردان، آنقدر با موضوعی که میخواهد بسازد نزدیک باشد که سوژه با روح او درهمآمیخته شود. چنین کارگردانی فیلم واقعی دینی میتواند بسازد.
یکی دیگر از مشکلات در بررسی جایگاه کارشناسی دینی این است که فقط کارشناسان، محتوای دین را خواندهاند اما باید مطالب وارد روح و روحیه فرد شده باشد. باید وجود کارشناس دینی نورانی باشد. میشود گفت کارشناسان هم دو جور هستند؛ عده کمی از آنها دین را در درونشان یافتند و عده بیشتری هم خواندند و درونشان بافتند. گروه دوم جز اینکه کلیشههای تکراری را با زور به داخل اثر وارد کنند کاری نمیتوانند بکنند. هرکسی صلاحیت اینکه کارشناس دینی بشود ندارد. کارشناس دینی باید نور دین داشته باشد و بوی دین بدهد.
حد و مرزها و باید و نبایدها درساخت فیلم دینی کدام است؟
در قرآن میگوید که یوسف و زلیخا هر دو به هم میل داشتند اما آنگاه که یوسف برهان رب را دید بر نفسش مسلط شد کارگردان ما اما در قصه یوسف میگوید اگر بیان کنیم که یوسف هم اجمالاً میلی داشت آنگاه با اصل پیامبری او جور در نمیآید. پیام کارگردان در این بخش از خود خدا هم خداییتر شده است! ما گاهی دین را از زندگی مردم جدا میکنیم و فقط به یک سری رسم و رسوم بسنده میکنید.
فیلمی که نشان میدهد دین با همه زندگی انسان آغشته است به ظواهر نمیپردازد، واقعی خواهد بود. دین در همهجا هست و هر کس بهاندازه خودش و با ظرفیت خودش به دین میپردازد؛ این حد و مرز واقعیت مساله است.
مشکل عمده فیلم دینی در ساخت است یا پژوهش؟
هیچکدام! باید ببینیم چه جور دینی در جامعه امروز رواج پیدا میکند. آن باور، انتظارات را در سینمای دینی نشان میدهد. امروزه مداحان بیشتر از دانشمندان دینی در جامعه کیا و بیا دارند. این باور دینی خلاصه میشود در مراسم دینی و روح دین کمکم از بین میرود. این است که حدودا 30 میلیون انسان ایرانی در سال به عنوان شاکی یا متهم کارشان به دادگاه میرسد. خب باید پرسید این چه وضعیتی است که تلویزیون با همه کانالهایش دائماً در حال انتقال پیام دینی است اما اینهمه مردم به محکمه مراجعه میکنند؟ جواب این است که روح دینی از دست رفته و همه چیز تبدیل به مراسم پررنگ ظاهری شده است. در این جامعه از سینماگر میخواهند که فیلمهایی از این دست بسازند. فیلمهایی که بر ظاهر دینی تاکید دارد و آخر کار هم همه شخصیتهای مثبت در فیلمهایشان علی و مجید و صادق و حسین میشوند و شخصیتهای منفی هم کیانوش و رامین و گودرز!
امروزه کارکرد فیلم دینی در جامعه ما کدام است؟
حضرت امام (ره) زمانی درباره فیلم دینی و اصولا هنر فرمودند، هنر واقعی هنری است که در بطن خود اعمال زالوصفتانی را که از مکیدن خون فرهنگ اصیل اسلامی، فرهنگ عدالت و صفا، لذت میبرند را به تصویر بکشد و در برابر آنها بایستد. بر این اساس تنها به هنری باید پرداخت که راه ستیز با جهان خواران شرق و غرب و در رأس آنان آمریکا و شوروی را بیاموزد. فیلم دینی باید به معضلات کور دینی بپردازد.
انگار امام میدانستند که زمانی میرسد که اسلام مراسمی و آیینی حاکم خواهد شد و اسلام به اسلام مراسمی مورد قبول عدهای خاص تقلیل خواهد یافت. من فکر میکنم اگر بخواهیم فیلمی مطابق جملات امام بسازیم با مقاومت عدهای که بهصورت دیگری فرمایشهای امام را تفسیر میکنند مواجه خواهیم شد.
