محمد صادق مرکبی:جشنواره رویش یک جشنواره صمیمی و جوانانه است
سیدمحمدصادق مرکبی دبیر دورههای اول، دوم و سوم جشنواره «رویش» است. او را به نوعی میتوان از بنیانگذاران این جشنواره نامید. او سالها سوابق مدیریت رسانه و فرهنگ کشور را داشته و معاونت فرهنگی شهرداری مشهد، قائم مقامی صدا و سیمای خراسان رضوی و تدریس در دانشکده صداو سیما در تهران، بخشی از فعالیتهای گذشته اوست. گفتگوی ما با مرکبی درباره روند شکلگیری، کارکرد و تحلیل فرآیند جشنواره «رویش» در این سالها است.
ضرورت وجود جشنوارهای همچون رویش را توضیح دهید؟
ميگويند وقتي طرحي مينويسيد، علاوه برموضوع، هدف و خطمشي، خوب است علل نياز به طرح نيز بررسي شود، چه بسا طرحي قابل اجرا كه در آن اهداف بر اساس فقدانهاي موجود در جامعه مخاطب، طراحي نشده باشد. خاستگاه «رويش» در ذهن طراحان آن، نشأت گرفته از دغدغههاي مفهومي در خصوص «سينما» بوده است؛ يعني طي طريق سينماگران در فضاي ساختاری كنوني جامعه، وجود نداشتن نقاط ثقل مبنايي در آثار، انسجام نداشتن آثار از نظر معطوف بودن به جهتي معنوي و گاهی خلق آثاري غيرمرتبط با مضامين والاي انساني و اخلاقي، گوشهاي از فقدان موجود در عرصه كاركردهاي سینما بوده است كه به گونهاي علل شكوفايي جوانههاي «نخستين رويش» محسوب ميشود.
جشنواره «رویش» در میان جشنوارههای سینمایی موجود کشور چه جایگاهی دارد؟
جشنواره فیلم «رویش» همانطور که از نامش بر میآید؛ یک جشنواره دینی، صمیمی و جوانانه است و محمل خوبی برای فعالیت و فیلمسازی جوانان در این عرصه است. از اینروکسانی که در این زمینه احساس تعهد میکنند و در عرصه هنرهای دینی دارای نظر و دغدغه هستند، بدون شک جشنواره «رویش» را فرصتی مناسب و مغتنم مییابند.
شما یکی از افرادی هستید که در شکلگیری این جشنواره نقش داشتهاید. میتوانید درباره این موضوع توضیح دهید؟
من از سال 83 افتخار همکاری با حوزه هنری خراسان را داشتم. زمستان همان سال به اتفاق دوستان همکار، به نظرمان رسید در حوزه فیلم کوتاه با رویکرد دینی فعالیتهایی داشته باشیم. ایدهپردازیها و طراحیهایی انجام شد و نتیجه را به شکل مکتوب به مسئولان وقت حوزه هنری ارائه کردیم. آن وقت این موضوع بررسی و در شورای تصمیمگیرندگان مطرح شد. در یک جلسه هم ما حضور پیدا کردیم و منظور و محتوای کار را توضیح دادیم. شاید پنج شش ماه طول کشید تا این که جوانب مختلف آن طرح، بررسی شد و از ما خواستند که آن را به طور کامل تشریح و ارائه کنیم و در نهایت هم پذیرفته شد که «رویش» را کلید بزنیم.
تعریف شما از سینمای دینی و فیلم کوتاه دینی در این جشنواره چه بود؟
ما تصمیم گرفته بودیم که در دوره نخست خیلی دنبال ارائه تعریف و تفسیر دقیق از هنر و فیلم دینی نباشیم و برای آن هم دلیل داشتیم. نظرمان این بود که تا آن موقع مباحث نظری فراوانی پیرامون هنر دینی و ملاکها و مصادیق آن در مجامع هنری و خصوصا در حوزه هنری، انجام شده بود و ما میخواستیم بهرهبردای و خوشهچینی کنیم از تلاشهای انجام شده. به ذهنمان رسیده بود که اینبار ببینیم هنرمندان نظرشان در مورد هنر دینی چیست و با یک برداشت آزاد از عنوان یک جشنواره دینی، چه آثاری را تولید خواهند کرد و چه آثاری را اثر دینی پنداشته و ارائه خواهند کرد.
فراخوان اولیه چه افرادی را دربرمیگرفت؟
البته فراخوان ما یک فراخوان عمومی و سراسری بود و تمامی هنرمندان را اعم از کسانی که با حوزه هنری در ارتباط بودند و آنهایی که نبودند را شامل میشد. اما در عین حال وقتی که فراخوان را حوزه هنری میدهد، رویکرد کار مشخص است. ساختار را هم که در فراخوان آورده بودیم؛ فیلم کوتاه، و رویکرد را نیز ذکر کرده بودیم که یک رویکرد دینی است.
چرا اینقدر روی دینی بودن فیلمهای کوتاه متمرکز شدید؟
ما فکر کردیم که بعد از این همه سال که در این عرصه نظریهپردازی صحبت شده است این موضوع را مطرح کنیم و اجازه بدهیم که همین مخاطبان خاص ما، یعنی فیلمسازان، در خلق اثر پیرامون این عبارت آزاد باشند و بدون شک این موضوع باعث میشد که فیلمسازان جوان ما برداشتهای خودشان را از یک اثر هنری دینی به صورت عملی بیان کنند و ما ببینیم که آنها چه اثری خواهند ساخت و چه اثری را دینی میدانند.
مشخصه این جشنواره را در مقایسه با جشنوارههای دیگر چیست؟
ما جشنواره «رویش» را جشنوارهای عادی و تقویمی نمیدیدیم و همانطور که گفتم در اولین گام قصد داشتیم تعریفی مبتنی بر نگاه فیلمسازان جوان مسلمان میهنمان از فیلم دینی به دست آوریم. به همین دلیل این جشنواره را نوعی جشنواره پژوهشی در عرصة سینمای دینی میدیدیم. طراحی ما بر این اساس بود که کار ما با دریافت و مشاهده آثار و بعد از پایان دور نخست جشنواره «رویش»، تازه شروع میشد، و دبیرخانه ما کار را آغاز کرد و تعدادی از هدفهای جشنواره، میرفت که با یک کار پرحجم و فشرده، تحقق بیابد.
اگر به فیلمهای ارائه شده به رویش به عنوان داده آماری نگاه کنیم، آیا تجریه و تحلیلی برای نگاه دقیق به فرآیند رشد جشنواره از روی دادهها شده است؟
در فاصله بین جشنواره اول و جشنواره دوم، حدود پانصد فیلم را که شامل فیلمهای انتخاب شده و تعدادی از دیگر آثاری بود که به صورت تصادفی بیرون کشیده بودیم، به طریقه علمی مورد «تحلیل محتوا» قرار گرفت و این کاری نو و نسبتا منحصر به فرد بود و برای انجام آن از چند گروه دانشگاهی استفاده کردیم. این گروهها، فیلمها را بازبینی کردند و از آنجایی که این کار سابقه نداشت، در ابتدا فیلمها را باید نشانهشناسی میکردند، فیلمها را یکبهیک و با دقت مشاهده کردند و با ملاکهایی که داشتند فرمهایی را برای برشماری نشانههای استخراج شده، تهیه و پر کردند.
مخاطبتان برای این تحلیل محتوا چه کسانی بودند و هدفتان از این تحلیل چه بود؟
مخاطب خاص ما که کارگردانان و تهیهکنندگان آثار ارسالی بودند که به زعم خودشان برای ما فیلمهای دینی تهیه و ارسال کرده بودند و حالا تحلیل محتوای این آثار به این پرسش، پاسخ میداد که چه مظاهر، مناسک و تظاهراتی در این فیلمها وجود داشت که به واسطه وجود آنها، به آن آثار، فیلم دینی اطلاق میشد. دوستان ما این عناصر را استخراج کردند. من دقیقا به یاد دارم که بیش از هشتادهزار نشانه و بدون تکرار، با فراوانیها و نسبتهای متفاوت در کاربرد از این فیلمها استخراج شد.
چشمانداز و دستآوردی که از این کوشش برای جریانسازی پدید آمد به نظر خودتان چگونه بود؟
به نظر میرسد ما در عرصه فیلمسازی و عرصههای رسانهای برای دستیابی به سبکی متناسب با هنجارهای اعتقادی و اجتماعی خودمان، کمتر کار کردهایم. آنچه ما در این عرصه به عنوان سبک آثار هنریمان مشاهده میکنیم و میشناسیم، از یک سو خیلی مبتنی بر نیازهایمان نیست و از سوی دیگر، قرابت چندانی با هنجارهای بومیمان ندارد و نمیتوان آنها را ملهم از آموزههای دینیمان دانست. اینکه ما بخواهیم در این زمینه، تعریفی بر اساس هنجارها و اعتقاداتمان در این مقوله داشته باشیم و یا این که به دنبال ایجاد و یا احیای سبکی در این عرصه باشیم و هویتساز در این مقوله باشیم، از آن فکرهایی بود که همیشه در آن دوران، ذهن ما و دوستان ما را در «رویش» به خودش مشغول کرده بود و آن تلاشها که خدمتتان عرض کردم، برای احیای تفکراتی از این دست بود.
راه برونرفت از معضلات فرهنگی و هنری موجود چیست؟
به نظر میرسد یکی از راههای برونرفت ما از معضلات فرهنگی و هنری موجود، همین است که تا حد ممکن این نظریهها و تعاریف را مبتنی بر اعتقادات و هنجارهای خودمان، باز تعریف و به شکل کاربردی و قابل بهرهبرداری، تدوین و ارائه نمائیم و پشتبند آن هم زمینه ترغیب و پشتیبانی از خلق آثاری از این دست و بر این مشی و مرام را در دستور کارمان قرار دهیم، آنهم به شکل کاملا روشنبینانه و استدلالی و اعتقادی. و این هم بدون شک کار سادهای نیست و نیاز به صبر و شکیبایی زیاد و تلاش و مجاهدت فراوانی دارد.
آینده «رویش» را چگونه پیش بینی میکنید؟
راستش اگر فقط پتانسیلهای موجود در این عرصه را در کشور در نظر بگیریم، میبینیم که ظرفیتهای زیادی از هر حیث در اختیار ماست و زمینههای رشد و بالندگی جوانان ما در این عرصه، و غنای نظری و توان عملیاتی ما به قدری است که با استعانت از خداوند متعال، میتوانیم با یک عزم ملی، آیندهای روشن و شفابخش را در زمینه اعتلای سینمای دینی کشورمان، رقم بزنیم.
