یادداشتی از اسدا... امرایی؛ داستان طنز هرچه باورپذیرتر و جهانشمولتر باشد، موفقتر خواهد شد
تاریخ ارسال : 1391/06/28
شعری را میخواندم که در آن، سراینده از گوسالهای سخن میگفت که آن را به دوش کشیده و با خود همراه کرده بود تا گاو شود؛ به این معنی که ما همواره به رنجهایی که روزبهروز بزرگتر میشوند، عادت میکنیم. در این شعر، طنز و تلمیح و ناگفتههایی که به وسیلة زبان روایت نمیشود، گنجانده شده بود؛ ناگفتههایی همچون «تا گوساله گاو شود، دل صاحبش آب شود» یا شاید دورترین تلمیحی که ممکن است به ذهن برسد، داستانی است دربارة «بهرام گور» که میبیند کنیزکی گاوی را به دوش کشیده و از پلکان بالا میرود. متعجب میشود که او با هیکل ظریف خود چگونه این کار را انجام میدهد و به او میگویند، این کنیزک این گوساله را از بچگی به همین شکل حمل میکرده؛ بنابراین از آنجا که کار نیکوکردن از پرکردن است، امروز میتواند این گاو را حمل کند.
این داستان با این شرح در آن شعر گفته نشده بود؛ اما همة روایتهای تاریخیای که پسِ ذهن خواننده است، در دل این شعر قرار میگیرد. شاید بتوان گفت این ویژگی شعر با توجه به مفاهیم پنهانیای که کلمات فارسی دارند، باعث میشود دست ما برای طنزپردازی در شعر نسبت به داستان بازتر باشد؛ حال آنکه در داستان از این نظر محدودتریم.
طنز، روایت غیرمستقیم مسائلی است که نمیتوان آنها را به طور مستقیم بیان کرد؛ از این رو داستان طنز برای تأثیرگذاری هر چه بیشتر باید کوتاه باشد؛ چراکه داستان کوتاه سریعتر به نقطة پایان میرسد و به این ترتیب طنز آن بهتر نمود پیدا میکند.
نکتة دیگر اینکه داستان طنز هرچه باورپذیرتر و جهانشمولتر باشد، موفقتر خواهد شد. از نمونههای موفق داستان کوتاه طنز، کتاب «مردهای که زنده شد» است که دربارة مردی است که در سردخانه بهوش میآید و وقتی برای اثبات زندهبودن خود اقدام میکند، با مشکلات بروکراسی روبهرو میشود. این داستان که طنز موقعیت محسوب میشود، برای نقد بروکراسی است و بروکراسی پدیدة آشنایی برای همة دنیاست.
