بازدید کننده محترم ، عملیات ثبت اثر شما در حال انجام میباشد ، ممکن است به دلیل حجم فایل شما کمی ارسال فایلها زمان بگیرد لطفا تا دریافت کد پیگیری صبر نمایید.

دست بلند شیر خدا «لافتی» بلند

تاریخ ارسال : 1391/08/09

عباس براتی پور
دانش آموخته زبان انگلیسی و الکترونیک

اداره جلسات نقد و بررسی شعر حوزه هنری از سال 1368 تا کنون، کارشناس شعر و دبیر کانون شاعران بنیاد جانبازان به مدت شش سال (از سال 74 تا 80) مسئول صفحه ادبی روزنامه رسالت از سال 1370، عضو شورای شعر وزارت ارشاد استان تهران و داور مسابقات شعر در سطح کشور

آثار: بهت نگاه- مجموعه شعر = 1369، وعده دیدار – گردآوری اشعار درباره امام زمان (عج) – کتیبه شکیب – گردآوری اشعار درباره جانبازان – سینای سبز عشق گردآوری اشعار درباره جانبازان- با شقایق‌ها برادر گردآوری گزیده اشعار جانبازان شاعر – عطش عشق – سوار مشرقی- گردآوری اشعار درباره امام زمان (عج) – در ساحل علقمه – گردآوری مجموعه رباعی درباره حضرت عباس (ع)- ماه در فرات – گردآوری مجموعه غزل دباره حضرت عباس (ع) – برجین شعر درباره فلسطین- دل و دریا- مجموعه شعر مستقل – سه مجوعه شعر (1- چشم بیمار، 2- غم دلدار، 3 برتربت خورشید) گردآوری شده درباره رحلت امام راحل (ره)

 

دست بلند شیر خدا «لافتی» بلند

تا شد به روی دست نبی مرتضی بلند
شد رایت جلال خدا بر ملا بلند
بشنید چون که نغمه «یا ایها‌ الرسول»
گردید منبری همه از پشته‌ها بلند
ترات پاک لم یزلی، آیت‌جلی
شد بر سریر دست حبیب خدا، بلند
آیین پاک ختم رسل نا تمام بود
گر بر نمی‌شد آن مه برج ولا بلند
هنگامه شد به کوری چشمان دشمنان
شد بانگ مرحبا ز همه ماسوی بلند
خورشید دین سپهر یقین، ختم مرسلین
شد زین سبب میان همه انبیا بلند
تا شد به عرش دلت نبی ماه عارضش
شد این ندا ز بارگه کبریا بلند
تکمیل شد شریعت پاک محمدی
چونانکه گشت دین خدا را لوا بلند
ای مظهر صفات خداوند لایزال
وی از تو آسمان ولایت به پا بلند
هر جا که بود پیکر هر ناتوان به خاک
هر جا که بود ناله هر بی‌نوا بلند
هرجا که بود طفل یتیمی سرشک بار
هرجا که بود شعله شور و نوا بلند
از بهر دستگیری آنان سپندوار
یکباره می‌شد آن یک مشکل گشا بلند
تا خانه‌زاد خود کندت کردکار پاک
بهرت نمود خانه خود را بنا بلند
آهنگ «تفلحوا» چو شنیدی ز کوی دوست
و آواز خوش چو شد زحریم حرا بلند
یکباره دست بیعت خود را ز روی شوق
کردی به سوی شمس رسل مصطفی بلند
مدحت گر تو ذات جلالت مأب حق
مدح تو کرده با سخن «هل اتی» بلند
پا برجریم خانه چو بگذاری از شرف
فریاد شوق می‌شود از بوریا بلند
با ذوالفقار تو همه جا آشکار بود
دست بلند شیر خدا «لافتی» بلند
خم غدیر بود و به قدرت خدا نمود
جاه و جلال آن در یکدانه را بلند
باب المراد اهل جهانی و می‌کنند
بر آستان قدس تو دلت دعا بلند
تا مست جام توست براتی به روزگار
سر می‌کند به عشق تو روز جزا بلند