بازدید کننده محترم ، عملیات ثبت اثر شما در حال انجام میباشد ، ممکن است به دلیل حجم فایل شما کمی ارسال فایلها زمان بگیرد لطفا تا دریافت کد پیگیری صبر نمایید.

همراه با داوران دهمین جشنواره شعر و داستان جوان سوره؛ هیات داوران شعر کلاسیک

تاریخ ارسال : 1391/04/21


اندر مصائب داوری شعر !                                                                                                     
آیا شعر جشنواره پذیر است ؟ این سوالی است که ذهن بسیاری از شاعران کشور را به خود معطوف داشته است . جشنواره برای خود تعریفی دارد . از یک هدف اصلی و یک فراخوان و جمع آوری آثار شروع شده وبه داوری و اعلام برترین ها ختم می شود . تفاوت عمده میان شعر و هنرهای دیگر را باید در روح خود شعر جستجو کرد . شاعری شغل نیست ولی مثلا فیلمسازی شغل است .
همه ی جشنواره ها هیئت داوران دارند .و همیشه هم نتیجه داوری جشنواره ها و به خصوص جشنواره های شعر محل مناقشه بوده است . رای هیئت داوران با رای مردم در بسیاری از مواقع همسو نیست . این تفاوت را در جشنواره فیلم فجر بهتر می توان حس کرد . بارها اتفاق افتاده که مردم با رای بالا به یک فیلم رای داده اند ولی هیئت داوران از کنار آن فیلم، بی تفاوت گذشته اند و به اصطلاح فیلم دیده نشده و عکس این موضوع هم البته بارها اتفاق افتاده است .این موضوع برای شعر هم کاملا امری بدیهی است و البته حساس تر . به لحاظ این که هیئت داوران معمولا در خلوت خود به خواندن و داوری شعر می پردازند در صورتی که مردم شعر را از زبان شاعر و در پشت تریبون می شنوند . چه بسا یک شعر خوب با یک خوانش بد در نظر شنوندگان شعری بد جلوه کند و یک شعر بد با یک خوانش خوب شعری خوب . این تفاوت رای ، بسیار در جشنواره های شعر اتفاق افتاده است . این که چرا این اتفاق مثلا در جشنواره فیلم فجر کمتر می افتد و معمولا رای مردم و داوران از انحراف معیار کمتری برخوردار است را می توان در این جستجو کرد که بخشی از سینما صنعت است . مواردی مثل صدا ، نور ، تدوین و ... را باید به بخش صنعتی سینما منتسب کرد . در صورتی که شعراینگونه نیست و کاملا با حس و عاطفه ی مردم سروکار دارد . چه بسا برآیند ذوق عمومی مخاطبان عام نسبت به برآیند ذوق داوران ،قضاوت بهتری داشته باشد . معمولا این گونه بوده که داوری شعر در جشنواره ها به عهده ی شاعران بوده است و شاعران نیز ذوق شخصی خود را نمی توانند در قضاوت شعر نادیده بگیرند که این امر به خودی خود امری مذموم نیست . داوری شعر با افزایش داوران از 7 نفر به مثلا 50 نفر می تواند انحراف معیار را کم کند که البته در این گروه هم شاعران می توانند حضور داشته باشند هم استادان دانشگاه هم علاقمندان شعر هم کتابفروشان هم مردم عادی دوستدار شعروهم در پاره ای مواقع خود شرکت کنندگان.در خصوص جشنواره های شعر که عموما از طریق سایت اقدام به جذب آثار می کنند بهتر است برای هر شرکت کننده یک حق رای هم در نظر گرفت و آثار از طریق سایت برای همه و به خصوص شرکت کنندگان قابل رویت و قضاوت باشد . این روش شاید قدری از مشکلات داوری شعر را کم کند .

سعید بیابانکی
متولد 1347 سده اصفهان، فارغ التحصیل مهندسی کامپیوتر از دانشگاه اصفهان
مجموعه های شعر : ردپایی بر برف- نیمی از خورشید- نه ترنجی نه اناری-سنگچین-باغ دوردست - نامه های کوفی
برگزیده نخستین جشنواره شعر رضوی، برگزیده دومین جشنواره شعر فجر، دریافت نشان درجه یک طلایی از دانشگاه اصفهان، برگزیده هشتیمن دوره کتاب فصل برای کتاب " سنگچین" ، نامزد سومین دوره قلم زرین برای کتاب " سنگچین" ، عضو شورای عالی شعر صدا و سیما، عضو شورای شعر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، داور در جشنواره های شعر فجر- دفاع مقدس- شب های شهریور- سوره - شعر جوان بندرعباس و...

 


در انداختن طرحی نو

باید صادقانه پذیرفت که « ادبیات جوان » ، ادبیاتی « خلاف آمد عادت » و به مثابه در انداختن طرحی نوست. ادبیاتی خلاف آمد رفتارهای مرسوم ادبی و همچنان که نظامی گنجوی می گوید :
هر چه خلاف آمد عادت بُود
قافله سالار سعادت بُود
 
برای قضاوت در باره جشنواره ای که عنوان « جشنواره شعر و داستان جوان  » را بر پیشانی خود دارد ، باید در اندیشه و سلیقه  جوان بود . باید اعتراف کرد که شعر و داستان جوان  - علی رغم برخی کاستی ها و نارسایی ها – عرصه ای پویا برای  « آزمون و خطا » ست  و فرصتی طلایی برای کشف ظرفیت ها وقابلیت های ادبی نسل  نو اندیش جوان است .
 این جشنواره ارجمند می تواند شوق تکاپو و جست و جو  در زوایای مغفول مانده ی ادبیات معاصر را در جان جوانان شاعر و نویسنده ی ما بریزد، که اگر از این فرصت مغتنم به درستی و شایستگی استفاده شود ، می تواند  در شناسایی و  باروری و بالندگی  استعدادهای جوان نقش تاثیر گذاری داشته باشد. حتی اگر بزرگ ترین کارکرد جشنواره شعر و داستان جوان را همین بدانیم ، این دستاورد کمی نیست .
بدون تردید این جشنواره خجسته  - در صورت استمرار -  می تواند رسالت خود را در راستای بالندگی ادبیات معاصر به خوبی به انجام رساند . از همین رو بر ماست  که به عنوان متولیان این حرکت فرهنگی ارجمند و سازنده ، در تداوم و هدایت آن  با بصیرتی بیشتر بکوشیم  ، تا تکانه ای که  از تکاپوی  شاعران و نویسندگان شرکت کننده در این جشنواره  بر پیکره ی ادبیات معاصر ما وارد شده ، به برگ و بار بنشیند .

اینچنین باد .

 

نوبت شاعری
شعر جوان امروز هرچند جوان است اما بنیان آن بر شاخصه های شعر کلاسیک استوار است و این به جهت معیارمند بودن شعر و ادبیات گران‌سنگ فارسی است. و از آن‌جا که ساختار در مباحث روز همواره مطرح است نمی تواند بی‌توجه به آن باشد.
ادبیات و شعری که در طول قرون متمادی ادب فارسی شاخص‌ترین نمونه ها را بر قله های رفیع خود دیده است، شعر جوان امروز را نمی توان کاملا از پیشینه ی شعر کهن جدا دانست. شعر جوان امروز به نظریه های مدرن ادبی و بحث های متفاوت ساختارشناسی و زبان‌شناسی و... توجه داشته است و این همراهی سبب پیشرفت و تکامل ذهن و زبان شاعران جوان شده است. نمونه های برتر شعر امروز در کنار شاخصه های شعر کهن، معیارها و نشانه های ادبیات مدرن را هم دارند و این نشان می دهد که شعر و ادبیات فارسی به لحاظ ماهیت پویایی که دارد، می تواند از ظرفیت ها و ظرافت های دیدگاه‌های جدید و مباحث نوین در اعتلای خود بهره‌مند شود.

ناصر فیض در 2 خرداد سال 1338 در قم متولد شد؛ و داراي مدرك كارشناسي زبان و ادبيات فارسي است. اولين كتاب چاپ‌شده‌اش، ترجمه اشعار و بيوگرافي 40 شاعر ترك در سال 1380 است كه انتشارات مركز آن را به چاپ رسانده است. اولين اثر وي«گزيده ادبيات معاصر»              ( سال1365) مي‌باشد. او داراي مسئوليت‌هاي متعددي نظير مسئول واحد ادبيات حوزه هنري قم، حدود 3 سال مسئول صفحه شعر مجله شعر، همكاري با هفته‌نامه مهر، عضو شوراي عالي شعر و موسيقي صدا و سيما، عضو شوراي شعر آذربايجاني صدا و سيما، همكاري با شبكه فرهنگ (سردبير و نويسنده شبي با فرهنگ)، و مدرس هنرستان موسيقي زبان و ادبيات فارسي عضو دفتر طنز حوزه هنري، ترانه‌سرايي براي كاست و صدا و سيما، و سردبير و نويسنده شبكه 1 سيما به مدت 6ماه، بوده است. فیض هم‌اکنون مسئول دفتر طنز حوزه‌ی هنری است.
مجموعه آثار:
املت دسته دار - 1384
دستهايم را براي تو مي‌آورم - ترجمه
اگر كمونيسم بيايد - ترجمه، نويسنده: مظفر ايزگو
نامه‌هايي به تارانتا بابو - ترجمه، نويسنده: ناظم حكمت
ستون نيشتر - 5شنبه‌ها،روزنامه‌ی جام جم