در منقبت شیر خدا شعری از اسلم انصاری
تاریخ ارسال : 1391/08/09
محمد اسلم انصاری
کشور: پاکستان
شاعر و محقق، نویسنده مثنوی در فارسی، تحقیق در دیوان غزالی
در منقبت شیر خدا علی مرتضی
ای خوشا ذکر علی، راحت جانهای حزین آنکه او قبله دلها شده از حسین یقین
چه تهور، چه شجاعت، چه تجمل، چه شکیب زندهتر گشته ز تو دین مبین را آئین
بو ترابی پئی تنظیم جهان شد لازم تا بشر با دل صافی بود و مهر حبین
چون بهار آئنه سامان شده از ذوق حضور هر گل و غنچه شده نقش و نگار رنگین
از کرم کردن تو خاکنشینان بر اوج پیش تو ناجوران همچو گدا خاکنشین
صد جهان گم به تب و تاب ضیابخشی تو از ضیای تو جهان روشن و معمور یقین
عشق از حکمت تو دولت معنی در حبیب عقل از فیض تو در تاج بشر در ثمین
عکس از سطوت نام تو تحیر سامان نقش از جلوه عالم تو بهار تمکین
لطف تو خستهتنان را نفس باد نسیم حب تو در دو جهان امن گه حصن حصین
شمع علم تو فروزنده اکناف جهان نور تعلیم تو روشن کن اطراف زمین
نا تو حرف مرا کرد بلاغت آثار ذکر تو شعر مرا کرد فصاحت آگین
تا کجا یاس ببالد چو معانی به بیان تا به کی درد بتازد و قلوب مسکین
در چمنزار ولا پیشترک گام بنه حسب دلخواه از این هر گل مقصود بچین
من که افسرده غمهای زمانم، اسلم
از خدا خواستهام سایه این نور مبین
