بازدید کننده محترم ، عملیات ثبت اثر شما در حال انجام میباشد ، ممکن است به دلیل حجم فایل شما کمی ارسال فایلها زمان بگیرد لطفا تا دریافت کد پیگیری صبر نمایید.

عشق در خانواده های سنتی ایرانی، پنهان و رازآلود است/ نویسندگان ارزش های مغفول مانده جامعه را روایت می كنند

تاریخ ارسال : 1393/07/06

نشست پژوهشی ادبیات داستانی و سبك زندگی یكشنبه 6 مهر با حضور حسین فتاحی، محمدكاظم مزینانی، راضیه تجار و منیژه آرمین نویسندگان و منتقدان ادبی كشورمان در حوزه هنری برگزار شد.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری حوزه هنری حسین فتاحی در ابتدای این نشست با بیان این كه خانواده جزء اركان و بنیان هر جامعه و فرهنگی است، اظهار كرد: اگر خانواده ها هردورز باشند، جامعه نیز همانگونه می شود.
وی ادامه داد: صنعت و پیشرفت، با همه امكانات و رفاهی كه برای جوامع داشته است، آسیب هایی هم به خانواده ها وارد كرد و هر چه جوامع پیشرفته تر باشد این مسائل نیز بیشتر است. باید توجه بیشتری كنیم و مدیریت فرهنگی كشور نیز به فكر باشد كه جامعه ایرانی با توجه به ایمان و فرهنگ بومی و ملی خود دچار مشكل نشود. نویسنده وظیفه اش این است كه آیینه ایی باشد و زمانه خود را به جامعه نشان دهد.
منیژه آرمین نیز در بخش دیگری از این نشست با بیان این كه عشق و محبت خانواده را با تار و پودهای بسیار ظریفی به هم متصل می كند، عنوان كرد: در ادبیات این موضوع خیلی بارز است. در هر كتابی كه بخوانید می بینید عشق محور است و داستان هایی كه بی عشقی را مطرح می كنند نیز در نهایت به ضرورت عشق می رسند.
این نویسنده كشور گفت: عشق موجود در خانواده ممكن است هیجان نداشته باشد اما پایدار است و این موضوع در داستان های قدیمی خود را به خوبی نشان می دهد.
وی از آثاری ادبی همچون: سو و شون، شاه بی شین، پاییز پدر سالار، پا برهنه ها، كوچه اقاقیا و ... به عنوان نمونه هایی از حضور موضوع عشق و خانواده نام برد.

عشق های جدید تظاهر به مهرورزی است
فتاحی نیز در این زمینه گفت: در خانواده سنتی ایرانی زمینه بروز عشق به این معنا كه امروز متداول است وجود ندارد اما می بینیم كه در عمل حركتی كه نتیجه وجود عشق است در این گونه خانواده ها بیشتر دیده می شود در حالی كه عشق های جدید تظاهر به مهرورزی است.

شخصیت های تك بعدی در ادبیات ریشه ندارند
آرمین نیز با بیان این كه عشقی كه در خانواده های سنتی ایرانی وجود دارد، عشقی پنهان و رازآلود است، گفت: در ادبیات هم می بینیم كه اغلب آثار در نهایت به عشق خانوادگی بر می گردند. برخی داستان ها ممكن است فاقد این جنبه باشند و شخصیت ها در آن یك بعدی هستند و عشق نمی آفرینند. این افراد به نظر می رسد ریشه ندارند و در خلاء حركت می كنند. معتقدم داستان هایی كه عشق ندارند و شخصیت هایشان تنها یك بعد را مطرح می كنند، موفق نیستند.
راضیه تجار نویسنده و منتقد ادبی نیز در بخش دیگری از این مراسم با اشاره به محوریت نقش زن در خانواده گفت: اگر زن وظایف خود را در خانواده به درستی تعریف كند می تواند نقش محوری داشته باشد. البته باید نگاهش یك سویه نباشد و بداند كه مرد در خانه دشمن او نیست، بلكه همراه و همدم اوست و در چنین شرایطی می تواند بنیان خانواده را هم حفظ كند.

متاسفانه نگاه فمینیستی در برخی خانواده ها رسوخ پیدا كرده است
وی ادامه داد: متاسفانه در دنیای امروز، نگاه فمینیستی در برخی خانواده ها رسوخ كرده است و همین نگاه هم به خانواده ضربه می زند. اگر زن منیت خود را كنار بگذارد و به نوعی نشان دهد كه مرد خانواده، جلودار امور است، ضربه نمی بیند و بلعكس، باعث می شود محور خانواده قرار بگیرد.

بسیاری از نویسندگان از تاریكخانه صادق هدایت بیرون آمده اند
این نویسنده انقلابی كشورمان گفت: صادق هدایت پیش از پیروزی انقلاب اسلامی دو چهره از زن نشان می دهد، یك چهره زن اثیری و چهره دیگر لكاته است. این فرم و شكل و صورتی كه از زن در آثار هدایت دیده می شود در برخی از نویسندگان پس از او نیز ادامه پیدا می كند. اما پس از انقلاب اسلامی بسیاری از نویسندگان از تاریك خانه هدایت بیرون آمدند.
تجار با بیان این كه بسیاری از نویسندگان پس از انقلاب اسلامی ارزش هایی كه در جامعه مغفول مانده بود را در آثارشان گردآوری كردند، گفت: نویسنده آیینه جامعه خود است و بسیاری از داستان ها نیز برگرفته از خود جامعه است. در مجموع می توان گفت هر چه در زمینه خانواده و جامعه ایرانی اسلامی كار كنیم هنوز هم از این جامعه عقب هستیم.
وی با اشاره به آثاری همچون «بانوی آبی ها» و «بانوی برف و آتش» كه با محوریت زنان ایثارگر و خانواده شهید به نگارش در آورده است، گفت: در این آثار به نقش كلیدی زن در خانواده اشاره كرده ام و نشان داده ام كه چگونه در اجتماع و حتی دفاع از میهن حضور پیدا می كند و در عین حال بنیان خانواده را حفظ می كند.
محمدكاظم مزینانی نویسنده كتاب مطرح «شاه بی شین» نیز در سخنانی با طرح این پرسش كه چرا انسان امروز با تمام داشته ها و پیشرفت ها و تكنولوژی كه در اختیار دارد نمی تواند از زندگی اش لذت ببرد، گفت: برای پاسخ بخ این پرسش خوب است كه زندگی خانواده ایرانی در دوران قاجار را با دوران امروز مقایسه كنیم.
وی با برشمردن ویژگی های زندگی افراد جامعه در دوران قاجار، همچون تكثر اعضای خانواده، بنای ساختمان ها و خانه ها، وجود حوض، درختان و حیوانات در حیاط خانه ها، بهره گیری از نور خورشید، وجود نهانخانه و زیرزمین كه خاطره خانه محسوب می شد، مطبخ كه حریم زنانه بود و دور نریختن اشیاء و تولید كمترین زباله، گفت: در آن زمان با تمام نداشتن ها و ندانستن ها، طول عمر مردم بیشتر بود.

ادبیات داستانی آپارتمانی محصول نگاه تجدد محور است
مزینانی خاطرنشان كرد: این ویژگی ها در ادبیات داستانی جدید به شكلی فجیع قربانی می شوند. در همان دوران هم با آمدن رضا خان تجدد عامرانه ای شكل می گیرد و نوع زندگی مردم تغییر پیدا می كند و امروز ، ادبیات داستانی آپارتمانی محصول همان نگاه تجدد محور است و البته افرادی كه به این نوع ادبیات روی می آورند هم تقصیری ندارند.
این نویسنده با انتقاد از وجود برخی آسیب های زندگی مدرن برای خانواده ایرانی اسلامی، گفت: ما باید چه كار كنیم؟ آیا مكانی را سراغ دارید كه در آن امواج ماهواره و اینترنت وجود نداشته باشد؟ در زمانی كه همه چیز مجازی شده است دیگر مطمئن نیستیم كه لبنیات، گوشت و خوراك هایی كه مصرف می كنیم واقعی باشند.
وی گفت: نسل امروز بخش اعظمی از اطلاعات مورد نیازش را از ماهواره ها، اینترنت و فضای مجازی كسب می كند و آثار ادبی مكتوب تاثیر بسیار كمی در آن ها دارد.