گشتي در اشعار آييني شاعران معاصر
تاریخ ارسال : 1391/04/10
شعر انتظار
می توان دید به دست تو همه هر ها را
پشت پلک تو تب و تاب کبوترها را
سال ها از نظر آینه غایب هستی
باور کرده غمت بودن باورها را
ای خلوص تو پر از دانش سلمان با ما،
باش تا تازه کنی فصل ابوذرها را
کاش یک بار دگر بوی تو توفان می شد
که برآشفته کنی خواب ستمگرها را
شهدا وقت ملاقات تو را می پرسند
که بیارند به دیدار تو پیکرها را
در تو در نام تو در کار تو در می مانیم
بازکن از سر این فاصله ها درها را
قادر طراوت پور- حوزه هنري استان كهگيلويه و بوير احمد
