بازدید کننده محترم ، عملیات ثبت اثر شما در حال انجام میباشد ، ممکن است به دلیل حجم فایل شما کمی ارسال فایلها زمان بگیرد لطفا تا دریافت کد پیگیری صبر نمایید.

آرش پورعلیزاده؛ شاعران آیینی از سطحی نگری خودداری کنند

تاریخ ارسال : 1391/09/20

برگزیده بخش پژوهش و تحقیق نخستین کنگره شعر آیینی شفق گفت: شاعر در اجتماع زندگی می کند و چه بخواهد و چه نخواهد با آدم‌ها سر و کار دارد، در نتیجه نمی‌تواند به آن‌چه پیرامونش اتفاق می‌افتد بی‌اعتنا باشد، باید واکنش نشان بدهد منتها این واکنش‌ها نباید سطحی باشد.
 به گزارش روابط عمومی نخستین کنگره شعر آیینی شفق، آرش پورعلیزاده با اشاره به انجام پژوهش در حوزه  شعر آیینی افزود: اگر مقولات مرتبط با عرفان و تصوف را هم زیر مجموعه شعر آیینی تعریف کنیم، بخش عمده‌ی پژوهش‌های دانشگاهی را شعر آیینی شامل می‌شود؛ اما اگر منظور شما شعر آیینی ـ همان‌گونه که در بخش بندی جشنواره نیز آمده ـ آثار مرتبط با ائمه معصومین (ع) باشد، در این صورت کارهای ارزشمندی ـ علی‌الخصوص بعد از انقلاب ـ صورت گرفته که شاید کمتر به چشم آمده که ضرورت دارد بیشتر معرفی شوند.  
شاعر مجموعه شعر «چشم‌های تو قهوه ترک است» با اشاره به ضرورت توجه به تحقیق و پژوهش در زمینه اشعار آیینی اظهارداشت: هر آن‌چه در ادبیات اتفاق می‌افتد مستحق نگاهِ ناقد است. در طول تاریخ ادبیات هرجا شعر به سمت و سویی نو رفته اهل تذکره و رساله به نوعی واکنش نشان داده اند. به عنوان نمونه در بازه‌های زمانی خاص که سبک‌های اصلی شعر فارسی مثل عراقی یا هندی شکل ‌گرفته آدم‌هایی بودند که به نوعی موافقت یا مخالفت خود را با طرزِ تازه نشان دادند. این در حالی است که در آن دوران چیزی به نامِ نقد در این هیأتِ امروزین وجود نداشت؛ طبیعی است وقتی یک طیف وسیع شعر با موضوعیت مشخص سروده می‌شود، اهل نقد باید نظر بدهند و موضع‌گیری کنند. سره‌ها و ناسره‌ها را بگویند. انحراف‌ها را احیاناً اگر هست، شناسایی کنند. راهکار ارائه کنند. منبع معرفی کنند. منتقد که نمی‌تواند چشمش را به روی چیزی که هست ببندد. ناگزیر از گفتن است.
وی در ادامه به تأثیر برگزاری جلسات نقد شعر آیینی در افزایش کیفی شعر شاعران جوان و پیشرفت آنان اشاره و بیان کرد: هیچ چیز ي بیشتر از شعر خوب خواندن و شعر خوب شنیدن در رشد کیفی شعر تأثیر ندارد؛ اما خب نقد هم می‌تواند راهگشا باشد. یک جایی می بینید شاعر در جذبه است متوجه نیست، منتقد می‌آید یک چیزی را یادآوری می‌کند که دست شاعر را می‌گیرد. خوبی نقد ـ اگر ناقدش منصف باشد ـ این است که دست جریان‌های کاذبی که بر سرِ هیچ هیاهو به راه انداخته‌اند را رو می‌کند. جوان در اولِ راه سردرگم است. هنوز انتخاب نکرده است. هنوز شکل نگرفته است. اگر یک منتقد منصف پیدا بشود سره و ناسره را بی‌تعارف نشانش بدهد خیلی هنر کرده است.
پورعلیزاده با اشاره به ضرورت برگزاری کنگره شعر آیینی شفق و توجه به بخش تحقیق و پژوهش ادامه داد: من برخلاف عده‌ای از دوستان معتقدم ضرورت دارد نهادها پشت ادبیات باشند. تاریخ ادبیات را بخوانید. هرجا جریانی پشت ادبیات بوده نخبه‌ها یکی یکی ظهور کردند، هرجا هم حمایت‌ها کمرنگ شده بحران داشتیم. طبیعی است که باید یک چنین آیین‌هایی با تمام زیرمجموعه‌هایش از جمله پژوهش وجود داشته باشد.
وی در ادامه به تفاوت اشعار آييني در گذشته و امروز اشاره کرد و گفت: امروزه وجود جوایزی با موضوعیت آیینی و حمایت‌هایی که بعضاً در حوزه‌ی نشر می شود، طبیعتاً انگیزه بیشتری در شاعران ایجاد می‌کند که تخصصی‌تر و حرفه‌ای تر به سراغ این مضامین بروند. از سوی دیگر حساسیت‌هایی که در خصوص سندیت داشتنِ مطالب مرتبط به وجود آمده، خواه ناخواه سطح مطالعات و آگاهی شاعران را در خصوص سیره و مقاتل اهل بیت (ع) افزایش داده و این در مجموع به زعم بنده اتفاق مبارکی است.
برگزیده بخش پژوهش و تحقیق نخستین کنگره شعر آیینی شفق با اشاره به تأثیر  شعر آييني بر روی جریان شعری کشور افزود: ضرورت دارد ذهن شاعر مدام مشغول سرودن باشد که ورزیدگی اش را ـ درست مثل یک ورزشکار ـ از دست ندهد. خیلی از بچه‌های شاعر را می شناسم، محرم که می شود بدون این‌که انگیزه خاصی داشته باشند ناخواسته حس می‌کنند یک چیزی باید بنویسند. فاطمیه که می شود یک چیزی باید بنویسند ... این مشغولیتِ مدام، ذهن‌شان را آماده نگه می‌دارد و این در کل به سود ادبیات است.
وی  شعر آييني را از  جهات فرم، زبان و محتوا قابل بحث و بررسی دانست و ادامه داد: هر شعری اعم از آیینی بودن یا نبودن در سه ساحتِ فرم، زبان و محتوا قابل بررسی است که در ساحت محتوا می‌توان به بررسی زیرمجموعه‌های مرتبط با موضوع اهل بیت (ع) پرداخت و صحت و سقم استنادها و پیوندهایی که شاعر بین موضوعات آیینی و موضوعات دیگر ایجاد کرده است را نمایان کند.
پورعلیزاده در پایان با اشاره به وظیفه شاعر نسبت به کشور خود  اظهارداشت: شاعر در اجتماع زندگی می کند و چه بخواهد و چه نخواهد با آدم‌ها سر و کار دارد، در نتیجه نمی‌تواند به آن‌چه پیرامونش اتفاق می‌افتد بی‌اعتنا باشد. باید واکنش نشان بدهد منتها این واکنش‌ها نباید سطحی باشد. حافظ را ببینید به طرق مختلف در خصوص حوادث عصر خودش اظهارنظر کرده است؛ اما این اظهارنظرها جوری بوده که امروز هم اگر شعرش را بخوانیم استفاده اش را می بریم. یعنی همیشه یک لایه برای کسانی که این مسایل برایشان احیاناً دغدغه نیست کنار گذاشته. شاعر هم به زعم من در درجه نخست در قبال انسان‌ها مسؤولیت دارد و بعد در قبال خودش و کشورش. حداقل ای اعلام موضع می کند و طبیعی است که مواضع او هم می‌تواند با مواضع آدم‌های دیگر متفاوت باشد.