هدیل الدلیمی- شاعر عراقی-: افتخار میکنم سهمی در زنده نگه داشتن خاطره شهدای مقاومت داشته باشم
« از کودکی عاشق نوشتن شعر بودم ، تقریبا دوازده سالی است نوشتن شعر را آغاز کردهام. من عاشق قدم زدن در کوچه باغهای راز آلود آفرینش ادبی هستم به جادوی کلمات ایمان دارم و معتقدم دریای گسترده شعر و ادبیات ظرفی است که گنجایش هر میزان رنگ، بو و گرایش را دارد. شعرهای من فصیح و کلاسیک است و تابع قوانین شعری عروض. اما گاه بعضی از مفاهیم را در قالب شعر عاميانه می ریزم و به لهجه محلی هم شعر می گویم»، این ها نخستین جملاتی است که گفتگویمان با آن آغاز می شود. هدیل الدلیمی ، شاعری اهل شهر کربلا است که در شب شعر مرد میدان در خرمشهر، اشعار زیبایی را که در رثای شهدای مقاومت سروده بود خواند، با این شاعر خوش قریحه درباره اشعارش به گفتگو نشسته ایم.
تاریخ ارسال : 1399/10/20

سرودن شعر از احساسی قوی و واقعی سرچشمه می گیرد ، احساس واقعی شما نسبت به حاج قاسم سلیمانی چه بود که برایش شعر گفتید؟
اتفاق سادهای نبود که بتوان از کنار آن به سادگی گذشت. این اتفاق معادلات بسیاری را به هم ریخت انگار که تکهای از تن امت اسلامی وامت عربی از دست رفته باشد آنهم یک تکه و بخش مهم وسرنوشتساز. آن دو بزرگوار برای ما حقیقت روشنی بودند که بر زمین راه میرفتند. مثل دو روح مجرد بودند همیشه و همه جا حاضر و در صحنه! در تمام جبههها و عرصهها، در جنگ و صلح حضور داشتند و به یاری مظلومان میشتافتند و فریادرس ناله همه لهشدگان و ستمدیدگان بودند مگر میشود این دو روح عظیم با این روش، ناجوانمردانه کشته و تکه تکه شوند و قریحه شاعر به فریاد نیاید! من به عنوان یک شاعر به آرمان این دو شهید ایمان دارم. دلم برای مظلومیت این دو به درد آمد و چشمم خون بارید. پس طبیعیست اگر قلمم نیز به فریاد آمد.
در شعر ، صنعت تشبیه بسیار به کار برده می شود اگر قرار باشد شهید سلیمانی و ابومهدی را به چیزی یا کسی تشبیه کنید آن چیست ؟
کلمات در محضر این دو شهید مجاهد عاجز و گریزانند مگر میتوان این دو را در کلمه جاداد. من همیشه شخصیت شهید قاسم سلیمانی و شخصیت شهید ابومهدی المهندس را مانند یک روح شفاف می دیدم و احساس می کنم که گل وجودشان با آب پاک و زمزمی شجاعت و افتخار و پیکار آمیخته شده. مگر میتوانند کمتر از این باشند ما هر چه داریم از برکت وجود نازنین این دو و جانفشانی آنها داریم. اگر ایثار این دو بزرگوار نبود دست تروریست های تکفیری از زندگی ما کوتاه نمیشد. از اول تا اخر، زندگی مبارکشان را وقف ما کردند انگار که فرستاده امام عصر ما بودند تا نجات بخش ما از چنگ تروریسم باشند.
نگاه اهل ادب و فرهنگ کشورتان نسبت به این دو شهید چگونه است؟
با وجود هر آنچه در عرصه سیاست اتفاق میافتند و با وجود تلاشهای تفرقهافکنان دشمن، بین دو ملت دوست و برادر ایران و عراق، این دو ملت یک قربانی مشترک از زیباترین و بزرگترین فرزندان خود را در یک قربانگاه تقدیم اسلام و عزت امت اسلامی کردند. ما مردم عراق، شهید قاسم را همیشه از خود احساس میکردیم ، مردی که از خط قرمز مرزها و تفاوتهای قومی و قبیلگی به راحتی میگذشت و با روح بزرگش هر انچه تفرقهافکنی بود را زیر پا له کرد تا به یاری برادران و خواهران خود در عراق بشتابد. من این نگاه را در چشم ایرانیها نسبت به ابومهدی المهندس هم دیدهام ایرانی ها قدردان همراهی وبرادری المهندس برای حاج قاسم سلیمانی هستند.
آیا این جانفشانیها به ثمر نشسته یا خواهد نشست؟
اگر به این نتیجه رسیده باشیم که خون امام حسین بود که باعث سرنگونی حکومت ظالمانه اموی در زمان خود شد، پس حالا هم باید یقین داشته باشیم که خون این دو شهید بزرگوار و تمام شهیدان جان بر کف خطه مقاومت هدر نمیرود و بنیان ظلم و بیداد را از ریشه خواهد کند. و صد البته ما در این رویاروییها همیشه پیروزیم یا با شهادت به پیروزی میرسیم یا با از میان بردن دشمن. در هر دو حالت پیروزیم. این اخلاق و این اعتقاد خاص پیروان مکتب حسین(ع) است .
تا چه حد با شعر و شاعران فارسی آشنا هستید و به کدام شاعر ایرانی علاقه مند هستید ؟
کمی به زبان فارسی صحبت میکنم در حد مکالمه روزمره و خیلی مختصر. از ادبیات فارسی وجریانهای آن زیاد اطلاع ندارم اما شعرهای حافظ و سعدی را به عربی خواندهام.
از اینکه برای این شب شعر دعوت شدید چه احساسی دارید؟
از حضور در شب شعر مرد میدان خوشحالم . افتخار میکنم که توانستم با شعرهایم سهمی هر چند کوچک در زنده نگه داشتن یاد و خاطره این دو بزرگوار داشته باشم. والبته خوشحالم که این مراسم در شهر خرمشهر، شهر مقاومت و شهامت و شهادت برگزار شد. ویادم نرود بگویم در این دو روز که میهمان این شهر بودم احساس کردم بین بستگان و خانواده خودم هستم زبان عربی و فرهنگ مشترک ، احساس غربت را کاملا از من گرفت.
