در گفتگو با مستندساز «ساچمه» مطرح شد؛ فیلمی که به پیچیدگیهای روح انسانی میپردازد از کلیشه به دور است
فرخ حنیفهنژاد متولد تبریز است اما سینما را با انجمن فیلمسازان جوان مشهد شروع کرده است. تا به حال 10 فیلم ساخته که بخشی از آنها با مشارکت و همراهی همسرش بوده است. فیلم «ساچمه» او از آخرین ساختههایش است که دیپلم افتخار بهترین صداگذاری را از جشنواره منطقهای سینمای جوان و لوح تقدیر بخش دفاع مقدس جشنواره فیلم کوتاه تهران را از آن خود کرده است. این فیلم درباره نوجوانی است که برای رزمندگان دفاع مقدس آذوقه و مهمات فراهم میکند و حالا میخواهد مخفیانه به جبهه برود و اتفاقاتی در پی این ماجرا برای وی رخ میدهد. کتابهای «چاه و چند فیلمنامهی دیگر» و «هاراگیری برای زندگی (مجموعه فیلمنامه)» هم به قلم نوشته او روانه بازار شده است.
چه برداشتی از رویش و فیلم دینی دارید؟
آنچه من از جشنواره رویش (با توجه به اینکه عنوان دینی دارد) برداشت میکنم، جشنوارهای با هدف رساندن انسان به مقام والای انسانیت است. اصولاً در تلقی من، دین آمده است برای انسان تا او را به مرحله بالاتر سوق دهد. دین مثل راه و تابلو برای کمال یافتن انسان طراحی شده است. در دورههای قبلی هم که در جشنواره رویش بودم فیلمهای برتر، داستانی انسانی و مناسب تعالی روح بشر داشتند. رویش دنبال آموزش مبانی دینی خاص نیست و تأکیدش بر انسانیت است و آن چیزی که میان همه انسانها مشترک است. فیلمی که انسان را به خودش بیشتر معرفی کند، فیلم دینی است.
چه طور میشود از دوباره کاریها و کلیشه پردازیها در فیلم دینی پرهیز کرد؟
فیلمی که حقیقتاً به روحیات انسانی و نکات پیچیده روحی او میپردازد از کلیشهها دور است چراکه هر انسان دنیایی از حساسیتها و پیچیدگیها است. با کنکاش در انسان بهمنزله موجودی دارای فطرت الهی و توانمندیهای بیشمار، هرگز دچار تکراریسازی نخواهیم شد.
مشکل عمده فیلم دینی در زمانه ما چیست؟
یک بخش از مسئله برمیگردد به سیاستگذاری جشنوارهها. متأسفانه به خیلی از فیلمها میدان داده نمیشود. سیاستگذاران و تهیهکنندگان و حتی فیلمنامه نویسان ریسک لازم را نمیکنند و سعی میکنند در قالبهای مشخص شده بمانند.
نقش نمادهای دینی در ساخت و پرداخت سینمای دینی کدام است؟
حتماً فیلم مسیر سبز (به کارگردانی فرانک دارابونت و محصول سال ۱۹۹۹) را دیدید. فیلم کاملاً انسانی و دینی است. لزومی ندارد در فیلم دینی حتماً بیرق عزاداری و امامزاده نشان داده شود. باید بتوانیم «نفخت فیه من روحی» را تصویر کنیم. حالا با نمادها یا بی نمادها. مهم آن است که اتفاق اصلی در فیلم بیافتد.
در مسیر ساخت اثری دینی تا چه اندازه باید به متن اصلی وفادار ماند؟
باید در مرحله پژوهش به «متن اصلی» و لااقل «پیام اصلی» متن وفادار ماند. شاید در زمان فیلمبرداری و یا تدوین، ایدههای مکمل هم به نظر برسد که از آنها هم میتوان استفاده کرد. بههرحال فیلم حتی بعد از اینکه نهایی هم میشود، قطعی و تغییرناپذیر نیست. ممکن است در مسیر ساخت و همراهی با موضوع، فیلمساز دچار کشف و شهودی خاص هم شود که باید از آن بهره ببرد. بههرحال نباید از چارچوب اصلی که در اول کار برنامهریزی شده است دور بیافتیم.
تفاوت ساخت در بخش مستند دینی با دیگر حوزههای سینمایی کدام است؟
به نظرم خیلی دقیق نمیتوان گفت. اصولاً مرزها در سینما برداشته شده است. بهعنوان مثال شما اثری مستند را میبیند و بر اساس لزومی که در کار وجود دارد از انیمیشن هم استفاده شده است! این مسئله عموماً در کارهایی که نیاز به بازسازی فضا موجود است اتفاق میافتد. گاهی هم برعکس فیلمی داستانی میبینیم و در قالب پلانها میبینیم از تصاویر قبلاً استفاده شده در فیلمی مستند، بهرهبرداری شده است. مهم رسیدن به تأثیرگذاری و باورپذیری مخاطبان است.
چه توصیههایی برای فیلمسازان جوان دارید؟
مشکلی که گریبانگیر بیشتر هنرمندان است مسئله کم مطالعه کردن است. هرچه مطالعه در هر زمینهای داشته باشیم ضعفهای فیلمهایمان کمتر میشود
در طول این سالها که در حوزه فیلمسازی فعالیت کردهاید به نظرتان جامعه تا چه اندازه تحمل ایدههای نو را دارد؟
علامه مطهری پیش از انقلاب گفته بودند که روحانیون ما دچار عوامزدگی شدند. به نظرم امروزه این جمله را درباره هنرمندان هم میتوان بیان داشت. هنرمندان ما هم دچار عوامزدگی شدند. مخصوصاً فیلم کوتاه که معمولاً مخاطبان فرهیخته دارد نباید دچار عوامزدگی باشد.
چه ارزیابی درباره رویش دارید؟
من چندین نوبت با رویش همراه بودم و فیلم فرستادم. این جشنواره در روند ساخت فیلم دینی مثبت بوده است. شاید بهترین نتیجه آن ایجاد رابطههای خوب بین هنرمندان است و همافزایی که حاصل آن است.
